ادعای علم لدنی بزرگان صوفیه

  • 1397/05/15 - 20:52
در حالی که اکثر صوفیان انسانهایی بی‌سواد بوده و علم آموزی را مخالف سیروسلوک و رسیدن به معرفت می‌دانند در عین حال مدعی این هستند که صاحب علم لدنی می‌باشند. ایشان در قیاسی باطل مدعی این هستند که چون انبیا در بی‌سوادی به علم لدنی رسیدند لذا ایشان نیز همچون انبیا نیازی به علم آموزی ندارند و معتقدند که صوفیان وارث علم انبیا هستند.

مطلب اجمالی_ در حالی فرقه صوفیه معتقدند که علم‌آموزی مانع بزرگی برای سیروسلوک و کسب معرفت است، که خود را عالم به ماکان و ما یکون می‌دانند و معتقدند که علم ایشان نه این علوم ظاهری، بلکه از علوم انبیا است که منبع الهی دارد. ابن خفیف شیرازی دراین‌باره می‌گوید: «علوم انبیا (صلوات الله علیهم) لدنی است و کسب و عمل را در آن مجال نیست و تعلم و تأدب را در آن مدخلی نیست، علوم اولیا نیز بر همین سبیل است. علوم ایشان نیز بی تعلیم معلم بشری حاصل می‌شود و بی اجتهاد مجتهدی روی می‌نماید.» [سیرت ابن خفیف، ص 4] ایشان برای اثبات این ادعای خود به روایت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) استناد کرده‌اند و معتقدند که منظور از عالم در روایت العلما ورثه الانبیاء اولیا (صوفیه) هستند. اولاً منظور از این حدیث به ارث رسیدن علم انبیا نیست بلکه همان رهبری و هدایت انسان‌ها است که وظیفه انبیا است و پس از ایشان و ائمه اطهار (علیهم السلام) به عهده علما امت است. دوماٌ علم انبیا به هم‌جنس خودشان می‌رسد که حضرات ائمه اطهار (علیهم السلام) هستند نه صوفیان بی‌سواد.

پی‌نوشت:
دیلمی، ابوالحسن، سیرت ابن خفیف، مترجم جنید شیرازی، انتشارات بابک، تهران، 1363 ه ش، ص 4

مطلب تفصیلی_ ازجمله تضادهای فرق صوفیه با دین مبین اسلام در علم‌آموزی است. دین اسلام علم‌آموزی را ازجمله وظایف و واجبات تمام مسلمانان می‌داند، ولی درنهایت تعجب، فرق صوفیه معتقدند که علم‌آموزی مانع بزرگی برای سیروسلوک و کسب معرفت است. دکتر قاسم غنی نیز دراین‌باره می‌گوید: «از مطالعه تراجم احوال صوفیه و اطلاع بر اقوال و احوال عرفای آنان، این بوده است که همیشه علم رسمی و قیل‌وقال مدرسه و کتاب و دفتر را حجاب راه سالک می‌شمردند. [1] زیرا بزرگانی مانند جنید بغدادی عقیده داشته‌اند که خواندن و نوشتن سبب پراکندگی اندیشه صوفی است. [2] این عقیده فرق صوفیه نه‌تنها در مورد همین علوم جاری و ساری در جامعه است بلکه درباره علومی که با آیات و روایات سروکار دارند نیز می‌باشد.

در حالی سران صوفیه این‌چنین عقیده‌ای درباره علم و دانش‌اندوزی دارند که خود را عالم به ماکان و ما یکون می‌دانند و معتقدند که علم ایشان نه این علوم ظاهری بلکه از علوم انبیا است که منبع الهی دارد. ابن خفیف شیرازی دراین‌باره می‌گوید: «علوم انبیا (صلوات الله علیهم) لدنی است و کسب و عمل را در آن مجال نیست و تعلم و تأدب را در آن مدخلی نیست، علوم اولیا (صوفیه) نیز بر همین سبیل است. علوم ایشان نیز بی تعلیم معلم بشری حاصل می‌شود و بی اجتهاد مجتهدی روی می‌نماید.» [3] دلیل ایشان برای این ادعا تفسیر به رأیی است که از روایت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) داشته و می‌گوید: «اینکه حضرت مصطفی علیه السلام می‌فرماید العلماء ورثه الانبیاء مراد همان است و مراد از علما در اینجا اولیا هستند. زیرا که علم وارث هم از جنس علم مورث باید باشد. یعنی چنانکه علم انبیا بی سعی و رنج ایشان حاصل می‌شود و حقیقت میراث خود این است که بی سعی وارث و بی‌اختیار وی به وی رسد، پس حقیقت العلماء ورثه الانبیاء در حق اولیا متعین است و در نعت ایشان واضح و مبین است. [4]

اولاً منظور از این حدیث به ارث رسیدن علم انبیا نیست بلکه همان رهبری و هدایت انسان‌ها است که وظیفه انبیا است و پس از ایشان و ائمه اطهار (علیهم السلام) به عهده علما امت است. پس این علم نیست که به ارث می‌رسد بلکه وظیفه هدایت‌گری است که بر عهده علما قرار داده می‌شود. دوماٌ علم انبیا به هم‌جنس خودشان می‌رسد که حضرات ائمه اطهار (علیهم السلام) هستند نه صوفیان بی‌سواد. کما اینکه روایات نیز گویای همین مسئله است که علم تمام انبیا نزد ائمه اطهار (علیهم السلام) است. پس اینکه تنبلی صوفیه و دوری کردن از علم را ربط به این حدیث بدهیم و بگوییم که چون صوفیان از علم‌آموزی دوری و پرهیز کردند و انبیا نیز انسان‌های بی‌سواد بودند که صاحب علم الهی شدند پس صوفیان نیز علم الهی است ادعایی بی‌ربط و بی‌دلیل است.

پی‌نوشت:
[1]. مکارم شیرازی، ناصر، عرفان اسلامی، انتشارات امام علی بن ابیطالب، قم، 1395، ص 144
[2]. غنی، قاسم، تاریخ تصوف در اسلام، انتشارات زوار، تهران، 1388، ص 508
[3]. دیلمی، ابوالحسن، سیرت ابن خفیف، مترجم جنید شیرازی، انتشارات بابک، تهران، 1363 ه ش، ص 4
[4]. همان

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.