یوگا ورزش است؟ یا ترویج نوعی معنویت

  • 1397/04/12 - 12:23
در یوگا، به بهانه‌ی رسیدن به آرامش، انجام یک سری حرکات و تمریناتِ سخت و طاقت فرسا، به افراد پیشنهاد می‌کنند که ضربات جسمی و روحی شدیدی و بعضاً جبران ناپذیری وارد می‌شود. اما آرامش مطمئنه‌ و حقیقی، فقط در سایه‌ی عمل به فرامین خداوند متعال که بی‌عیب و بی‌نقص است، قابل دسترسی می‌باشد نه با انجام دادن افعال سخت و طاقت فرسا که نتیجه‌ای جز پوچی به دنبال ندارد.

کوتاه نوشته

 یوگا انجام یک سری حرکات بدنی و ذهنی است برای رسیدن به آرامش درونی.
اما در حقیقت یوگا نوعی مسلک و آیین است که ابتدا با حرکات بدنی و ورزشی شروع شده، ولی در ادامه‌ی مسیر از معنویت و ادعای سعادت و کمال انسان‌ها سر در می‌آورد.
بنابراین ورزشی که با نام یوگا در ایران مطرح است، و هر چند مدت در رسانه‌های دیداری و شنیداری خواسته یا ناخواسته از آن تعریف و تمجید می‌شود، ورزش صرف نبوده بلکه به اسم ورزش و با استفاده از ابزار ورزش، به دنبال ترویج مکتب هندی و مرتاض گونه‌ای است که مدعی هدایت بشریت به سمت آرامش‌فکری و روحی است.
از اشکالات اساسی که به یوگا وارد است این‌که، اولاً: در یوگا، انجام یک سری حرکات و تمریناتِ سخت و طاقت فرسا، به افراد ضربات جسمی و روحی شدید و بعضاً جبران ناپذیری وارد می‌کند.
ثانیاً: این حرکات می‌توانند جامعه را در معرض اِبتلا به بیماری‌های مَفصَلی قرار دهد و چه‌بسا بسیاری افراد مجبور به انجام اعمال جراحی برای بهبود دردهای شدید مفصلی خواهند شد. حرکات یوگا خصوصاً برای افرادی که بدنشان عادت به انجام حرکات کششی خاص ندارد، می‌تواند آسیب‌های زیادی به غضروف‌ها وارد کند.
ثالثاً: کارشناسان معتقدند هر فردی دارای آناتومی و شکل بدنی متفاوتی است و به همین دلیل آموزش این ورزش باید متناسب با ویژگی‌های بدنی هر فرد باشد.
ما در قرآن کریم می‌خوانیم:«الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ[رعد،28]،آن‌ها که به خدا ایمان آورده و دل‌هاشان به یاد خدا آرام می‌گیرد، آگاه شوید که تنها یاد خدا آرام‌بخش دل‌هاست.» در حقیقت پیام آیه این است که نسخه‌ی حقیقی آرامش فقط در نزد خدا قابل دسترسی است.
بنابراین آرامش مطمئنه‌ و حقیقی، فقط در سایه‌ی عمل به فرامین خداوند متعال که بی‌عیب و بی‌نقص است، قابل دسترسی می‌باشد نه با انجام دادن افعال سخت و طاقت فرسا که نتیجه‌ای جز پوچی به دنبال ندارد.

مطلب تفصیلی

 یوگا انجام دادن یک سری اعمال بدنی و ذهنی برای رسیدن به آرامش درونی است.
در حقیقت یوگا نوعی مسلک و آیینی است که ابتدا با حرکات بدنی و ورزش‌وار شروع شده، ولی در ادامه‌ی مسیر از ترویج نوعی معنویت هندی و ادعای سعادت و کمال سر در می‌آورد.
سرکرده یوگا در ایران فردی به نام سید جلاالدین‌موسوی‌نَسَب است که به شدت با صِرف ورزش ماندن یوگا مخالفت کرده و می‌گوید: «معتقدم آن‌هایی که یوگا را ورزش می‌نامند، به فرهنگ خیانت می‌کنند، تا دشمنان ملی را شاد کنند.»[1]
بنابراین ورزشی که با نام یوگا در ایران مطرح است، و هر چند مدت در رسانه‌های دیداری و شنیداری خواسته یا ناخواسته از آن تعریف و تمجید می‌شود، ورزش صرف نبوده بلکه به اسم ورزش و با استفاده از ابزار ورزش به دنبال ترویج نوعی مکتب هندی و مرتاض گونه‌ای است که مدعی هدایت بشریت به سمت تعالیِ جسمی و روحی است.
اما اشکالات اساسیِ زیادی به ورزش یوگا وارد است.
اولاً: در ورزش یوگا، انجام یک سری حرکات و تمریناتِ سخت و طاقت فرسا، به افراد ضربات جسمی و روحیِ شدید و بعضاً جبران ناپذیری وارد می‌کند.
ثانیاً: این ورزش می‌تواند جامعه را در معرض اِبتلا به بیماری‌های مَفصَلی قرار دهد و حتی تعدادی از این افراد مجبور به انجام اعمال جراحی برای بهبود دردهای شدید مَفصَلی خواهند شد. حرکات یوگا خصوصاً برای افرادی که بدنشان عادت به انجام حرکات کششی خاص ندارد، می‌تواند آسیب‌های زیادی به غضروف‌ها وارد کند.
ثالثاً: کارشناسان معتقدند هر فردی دارای آناتومی و شکل بدنی متفاوتی است و به همین دلیل آموزش این ورزش باید متناسب با ویژگی‌های بدنی هر فرد باشد.[2]
پرسش اساسیِ دیگری هم که در این‌جا مطرح است، این‌که؛ آیا یوگا به دنبال تعالی جسم است یا روح؟
اگر به دنبال تعالی جسم است، باید گفت: اَغلَب حرکات ورزشی توصیه شده‌ی در یوگا، برای بسیاری از افراد سخت و ملال‌آور بوده و ضربات جبران‌ناپذیری به آن‌ها وارد می‌کند.
از طرفی حرکات انجام شده‌ی در یوگا ناسازگاری زیادی با اندام‌های جسمی داشته و چه بسا انجام همین تمرینات، باعث شیوع بیماری‌های جسمیِ خطرناکی در بین افراد شود.
اما اگر یوگا به دنبال تعالی روح انسان‌هاست، باید گفت: دستورات توصیه شده‌ی در یوگا بیشتر شبیه ریاضت‌های مرتاض‌گونه‌ی غیرشرعی و غیرعقلانی است؛ که در آخر جز انجام یک سری افعال پوچ و خیالی، نتیجه‌ دیگری به دنبال نخواهد داشت.
در حالی که خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:«الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ[رعد،28]، آن‌ها که به خدا ایمان آورده و دل‌هاشان به یاد خدا آرام می‌گیرد، آگاه شوید که تنها یاد خدا آرام‌بخش دل‌هاست.» نسخه‌ی آرامش حقیقی فقط با کمی تامل و تفکر در محتوای همین آیه به راحتی قابل دسترسی خواهد بود.
بنابراین آرامش مطمئنه‌ و حقیقی، فقط در سایه‌ی عمل به فرامین خداوند متعال قال دسترسی است، نه با انجام حرکات بدنی و ذهنیِ خیالی و از طرفی سخت و زیان‌آور.

پی‌نوشت

[1]. سایت پرسمان، پرسش و پاسخ‌های دانشجویی.
[2]. همان.

برچسب‌ها: 
تولیدی

دیدگاه‌ها

هیچ فکر کردین که چرا فلان جوان یا فلان خانم میره دنبال یوگا و برای ده بیست سال بزرگترین هدفش این است که بتواند مثلا ده دقیقه کله پا بایستاد ؟ یا فلان مکتب هندی چینی یا همین آقای طاهری این همه طرفدار پیدا می کند ؟ بزرگترین دلیل ضعف و عدم توانایی روحانیان خودمان است که با این همه تشکیلات و امکانات و با این که در هر کوچه پس کوچه ای یک مسجد دارند و این همه بودجه و....والله به پیر به پیغمبر نه قصد توهین دارم نه قصدم عناد با صنف روحانیت است . منتهی واقعا خیلی به ندرت یک کار قابل قبول فرهنگی میبینم . یعنی انقدر در این زمینه ضعیف عمل می کنند که اگر فلان جوان هجده ساله مرید فلان مکتب هندی نشود عجیب است . همچنان بعد از چهل سال کار فرهنگی توی این کشور این است که یک دیوار سفید پیدا کنند و بعدش یک حدیث از حضرت پیغمبر با رنگ سبز یا صورتی بنویسند و اطرافش چهارتا گل و جوجو و گلابی نقاشی بکشند و بعد انتظار دارند من اینو بخونم و آدم بشم ! همین سایت خودتون مثال خوبی است . اول که یک خط کش برداشتین و مکتب شیعه این طرف و بقیه مذاهب هم اون طرف و همشون هم که بد هستند و دلایل منطقی پشت منطقی بر حقانیت شیعه اثنی عشری ! من نمیگم شیعه بر حق نیست . منتهی مشکل این است که اصولا انسان هر دینی داشته باشه فکر می کنه برحق است . آندره مالرو در کتاب ضدخاطراتش میگه من هر وقت از کنار یک بت چوبی آفریقایی رد میشم با خودم فکر می کنم نعوذبالله شاید خدای واقعی همین باشد ! همین بهائیت که تاریخش بیشتر به جوک و طنز شبیه است صرفا به دلیل اوضاع افتضاح دوران قاجار و به خاطر این که به نوعی کارکرد اعتراضی داشت تونست به جایی برسه که همون زمان کلی آدم به خاطرش به طیب خاطر کشته شدن و بدترین شکنجه ها رو تحمل کردند . چند روز قبل فیلم بادیگارد رو دیدم . واقعا نمی تونستم تشخیص بدم طرف این فیلم رو عمدا انقدر بد ساخته و تصمیم داشته به ریش مثلا سازمان تبلیغات اسلامی بخنده یا واقعا جناب کارگردان که الان اسم شریفش خاطرم نیست به همراه آقای پرستویی تا این حد نزول کردند که بعد از یک عمر کار کردن در این حوزه همچین شاهکاری رو خلق کردند ؟ اصلا سینما رو ولش کن . ادبیات داستانی که دیگه نیاز به سخت افزار و سرمایه میلیارد دلاری نداره و تعداد کتاب های خوب به اندازه انگشتان دست هم نمی رسد . یکی دوتا کار از آقای دهقان مثل صفر به گرای دویست و هشتاد درجه به اضافه کارهای آقای گل علی بابایی که البته داستانی نیستند و بیشتر به مستند شبیه هستند منتهی جذاب و خواندنی هستند . با این شرایط چه انتظاری دارید ؟ من نمی دونم سایت شما دولتی است یا نیست و یا وابسته به جایی هست یا نیست . این هم البته عیب نیست و هیچ اشکالی هم ندارد . منتهی رویکرد شما بیشتر سلبی و در جهت نفی ادیان و مذاهب دیگر است و طبیعی است که طرفدار فلان مکتب نوظهور گذرش به اینجا بیفتد و در قبال فلان افشاگری شما از فلان استاد یوگا او هم چهارتا بد وبیراه به شما و مثلا حوزه علمیه قم بگوید . آخر این بحث های مقابله با جن و پری و این که کوروش کبیر کجا اشتباه کرده چه دردی از من و شما دوا می کند ؟ فکر نمی کنید با این همه مطلب که در رد بهاییت نوشتید فقط باعث می شوید واقعا ملت آنها را جدی بگیرند ؟ یا دارید بزرگش می کنید ؟ در صحیفه سجادیه یک جمله ای هست که امام سجاد خطاب به خدا می گوید : چگونه عذاب خواهی کرد چشمی که از خوف تو گریان است ؟ من فکر می کنم زیبایی این جمله به اندازه هزار مطلب در نفی یوگا و انرژی درمانی و... است . شما که دستتان پر است و انقدر مطالب جذاب و زیبا در دین ما هست که تا آخر عمر می شود مطلب تهیه کرد . بدیهی است که شما وظیفه مشکلی به عهده گرفتید و من هم این چند سطر را به قصد نفی کار شما یا زیرسئوال بردن زحمات شما ننوشتم . اگر جسارتی شد عفو بفرمایید و بابت پرحرفی هم انشالله خواهید بخشید .خدانگهدار.

با سلام وادب از پیگیری شما ممنونم اینکه در تبلیغ و ترویج دین کم کاری شده هیچ شکی نیست. وباید بیشتر از اینها کار کرد و نقاط ضعف را روز به روز به نقاط قوت تبدیل کرد. ولی نمی توان همه کم کاری ها را به یک ارگان و سازمان و یا صنف خاصی مثل روحانیت نسبت داد. البته درست است بعضی از اصناف مثل روحانیت و بعضی از ارگانها مثل وزارت فرهنگ و ارشاد یا سازمان ملی جوانان و... نسبت به بقیه وظیفه فرهنگی بیشتر و مهم تری بر عهده دارند. که صد البته نقش روحانیت در این میان هم پر رنگ تر و هم جدی تر حس می شود. اما اینکه فرمودید رویکرد سلبی است، این هم شاید اشکال بجایی باشد، ولی بسیاری از افرادی که به فرقه ها و عرفانهای کاذب از هر نوعی گرایش پیدا کرده اند از مضرات و آسیب های آنها مطلع نیستند و باید در این مورد آگاهی و اطلاع رسانی قوی صورت بگیرد؛ از طرفی هم باید داشته های ناب و اصیل شیعه به صورت جذاب و همه فهم در اختیار مردم قرار بگیرد. که بنده به شخصه اعتقاد دارم ما باید داشته های ناب و اصیل مکتب تشیع را قوی تر و جدی تر از نقد فرقه ها و گروه های انحرافی دنبال کنیم. الان همین ورزش یوگا به بهانه ورزش در جامعه جا بازکرده ولی با کمی دقت مشاهده میشه که به دنبال ترویج معنویته. که متاسفانه به لحاظ روحی و جسمی آسیب های زیادی را میتونه به مردم وارد بکنه. اما در حوزه سینما: در این حوزه هم تلاشهای زیادی شده و کارگردانان متعهد آثار خوبی رو عرضه کردند: مثل: ایستاده در غبار، محمد رسول الله، فیلم چ، به وقت شام، و یا همین فیلم بادیگارد ساخته ابراهیم حاتمی کیا و... اینکه شما به فیلمی ایراد دارید یه بحثی هستش و اینکه آیا این فیلم الان مورد نیاز زمان امروز بوده، و مورد توجه و استفاده مردم قرار گرفته بحثی دیگر. البته قبول دارم در زمینه کودک و نوجوان ما کم کار کردیم واین خودش نقطه ضعف بزرگیه. در آخر باید گفت: قطعا و یقینا در حوزه تبیلغ و ترویج دین ضعف هایی داریم و باید تلاشهای خود را افزایش دهیم .ولی کارهای خوبی هم صورت گرفته و در حال انجام میباشد. مثل همین گروه های خود جوش جهادی که هدفشون خدمت به مردم چه در زمینه فکری و چه آبادانی محل زندگی افراد است و... مشکل عمده ای که در جامعه ی ما زیاد حس میشه افراد خیلی ظاهر بین شدن و به شایعات اعتماد میکنن. بیشتر دنبال راه سهل و آسان برای رسیدن به خواسته هامون هستیم حالا چه حاجت دنیایی و چه حاجت اخروی. افراد نمیخان با سختی که البته بعدش شیرینی بی پایانه در مسیر دین قدم برداشته و ثابت قدم باشن. در آیه 30 سوره فصلت میخانیم: إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ؛ آنان که گفتند: محققا پروردگار ما خدای یکتاست و بر این ایمان پایدار ماندند فرشتگان رحمت بر آنها نازل شوند (و مژده دهند) که دیگر هیچ ترسی (از وقایع آینده) و حزن و اندوهی (از گذشته خود) نداشته باشید و شما را به همان بهشتی که (انبیا) وعده دادند بشارت باد. اگر واقعا مردم در افزایش معرفت الهی بکوشن و در مسیر ایمان و اعتقادات خودشون استقامت داشته باشن شاید خیلی از مشکلات امروزی به راحتی قابل حل باشه. ولی چون ظاهر بینی رواج پیدا کرده، در اینجا هم استقامت در دین و بالابردن معرفت کم رنگ شده. بازهم از پیگیری بحث ممنونم موفق باشید

سلام مجدد ، بابت پاسخی که به نظر من دادید بسیار ممنونم . حق با شما است و نمی شود تمام اشکالات را به یک نهاد مربوط دانست . منتهی تصور من به عنوان یک آدم غیرمتخصص این است که شیعه علی رغم امتیاز بسیار بزرگی مثل فقه دینامیک و قابلیت به روز بودن و این که فقهای ما می توانند طبق اصول و قوانین خاصی دستورات به روز و مطابق با زمان صادر کنند . کمی محافظه کارانه عمل می کند . من دارم حرفهای گنده تر از دهان می زنم و اطلاعی هم از شرایط و محدودیت های خاص فقاهت ندارم . منتهی با کمی جسارت و ایده های خوب می شود کاری کرد کارستان . شما نگاه کنید به کمونیست ها و حتی فاشیست ها با تمام آلودگی های خاص خودشان در زمینه جذب جوان ها واقعا موفق بودند . در هر کوچه پس کوچه های شهرهای ایران یک مسجد هست . اتفاقا جزو معدود جاهایی است که خانواده ها کاملا اطمینان دارند و اگر یک جوان به والدینش بگوید می روم مسجد امکان ندارد بگویند نرو . شما تمرینات ورزشی کمونیست ها که معروف است به میلیشیا را ببینید . چیزی شبیه ژیمناستیک است همراه یک سری سرود و در زمان خودش مثل آهنربا ملت را جذب می کرد . بسیج ما هنوز موفق نشده در حد جمعیت کشور یارگیری کند . یک آدمی مثل شهید زین الدین داریم که فیزیک و چهره و زندگی و شاهکارهایی دارد که با کمی کار هوشمندانه به سادگی از موجودی مثل چه گوارا که عکسش روی تی شرت و زیرسیگاری و.....می شود سبقت گرفت . حداقل در کشور خودمان با هشت سال جنگ زشت است که باکری و همت و باقری و...فقط اسم اتوبان شده اند . در زمینه فرهنگی واکنشی و دفاعی و منفعل عمل می کنیم . اگر من صبرکنم ببینم دشمن چه می کند و بعد واکنش نشان دهم اول ابتکار عمل را دادم به او بعد حق انتخاب زمان و مکان و...تقدیم کردیم به جهان غرب . تابستان گذشته رفته بودم مشهد . سر آدم گیج می رود از این همه پاساژ و مغازه که فقط محصولات بدلی چینی می فروشند ! از امام هشتم ضامن آهو که انگار خجالت نمی کشیم . حداقل فردوسی ، بیهقی و....خراسانی که هرایرانی به نوعی هویت خودش را به آن مدیون است . وارد بازار که می شوی سیل فروشنده می ریزد سر آدم که گردنبند و دستبند و...جای گریه است اگر خنده مجال دهد . بی ربط و پریشان و هی نق زدم . مثل همه آنها که کنار گود نشسته اند و می گویند لنگش کن..خداحافظ

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.