ادعای بزرگ صوفیه در مورد سماع

  • 1397/03/31 - 18:42
نزدیکی و دیدن خداوند متعال در هنگام سماع، از بزرگ‌ترین ادعاهای صوفیه است که ابن عربی این ادعا را از هر مصیبتی بزرگ‌تر و از هر فاجعه‌ای سنگین‌تر و از هر دردی جانکاه‌تر دانسته و ایشان را دروغ‌گو می‌داند. زیرا ایشان با شنیدن شعر منقلب می‌شوند ولی تلاوت قرآن تأثیری در حال آنان ندارد.

مطلب اجمالی_ نزدیکی به خدا با رقص سماع ادعای عجیب برخی از صوفیان همچون غزالی است. برخی ادعای عجیب تر و بزرگتری داشته و معتقدند که میتوان خداوند متعال را در سماع رؤیت کرد [مناقب العارفین، ص 658] ابن عربی به‌عنوان شیخ اکبر صوفیه، این ادعاها را فاجعه و مصیبت خوانده و می‌گوید: « هر کس (در سماع) حرکت و جست‌وخیز کند و مدعی شود که خدا را شهود کردم و خدا من را به خودم نمود، پس او دروغ‌گو است.» [سماع، عرفان و مولوی، ص 212] زیرا چطور می‌توان باور کرد که ایشان با رقص سماع دچار وجد و شور و حال می‌شدند ولی از قرائت قرآن، نماز، دعا و حج دچار هیچ وجد و شور و حالی نمی‌شدند. بنابراین میتوان گفت که ایشان دچار عرفان کاذب شده‌اند و همه تعریف و تمجیدهای عرفانی که در مورد سماع داشته‌اند تنها یک سری توهمات و تخیلات است.

پی‌نوشت:
افلاکی، شمس‌الدین احمد، مناقب العارفین، انتشارت دنیای کتاب، تهران، 1362، ص 658
مدرسی، محمدعلی، سماع، عرفان و مولوی، نشر انصاریان، قم، 1386، ص 212

مطلب تفصیلی_ یکی از عجیب‌ترین ادعاهای برخی بزرگان صوفیه این است که می‌توان با رقص، آن‌هم از نوع صوفیانه‌اش به خدا نزدیک شد. چنانچه غزالی می‌گوید: «سماع برای سالکان، شوق آور و عشق‌آفرین است.» [1] یا حتی ادعای آنان از این فراتر رفته و مدعی رسیدن به خدا و رؤیت خداوند متعال هستند. کما اینکه در مناقب العارفین از قول شمس آمده است: «این تجلی رؤیت خدا، مردان خدا را در سماع بیشتر است ...» [2] یا شمس تبریزی در انتقاد شخصی که به او می‌گوید: «تو با رقص، به خدا رسیدی؟ گفت: تو نیز رقص کن، به خدا برس! "خطوتین و قد وصل" دو گام بردار و به خدا برس.» [3] ادعای قرب آوری و رؤیت خداوند متعال ازجمله ادعاهای پرهیاهو در تصوف بود که انتقادهای شدیدی را از سوی صوفیان و غیر صوفیان، متوجه این مدعیان کرد.

ابن عربی به‌عنوان شیخ اکبر صوفیه، این ادعاها را فاجعه و مصیبت خوانده و می‌گوید: «از همه بدتر و از هر مصیبتی بزرگ‌تر و از هر فاجعه‌ای سنگین‌تر و از هر دردی جانکاه‌تر! اینکه در آن حال (سماع) ادعا می‌کردی که من باخدا و در خدا بودم و به خدا برخاستم و در خدا شطحیات بر زبان راندم.» [4]«هر کس (در سماع) حرکت و جست‌وخیز کند و مدعی شود که خدا را شهود کردم و خدا من را به خودم نمود، پس او دروغ‌گو است.» [5]

دروغ بودن این ادعاها کاملاً روشن و واضح است. زیرا چطور می‌توان باور کرد که ایشان با رقص سماع دچار وجد و شور و حال می‌شدند ولی از قرائت قرآن، نماز، دعا و حج دچار هیچ وجد و شور و حالی نمی‌شدند. چنانچه یوسف رازی، از قرائت قرآن حالی در او ایجاد نمی‌شود ولی با شنیدن چند شعر از ابوالحسن دراج منقلب شده و آن‌چنان گریه می‌کند که ریش و لباسش خیس می‌شود. [6] درحالی‌که به فرموده خداوند متعال: «لَوْ اَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلی جَبَل لَرَأَیْتَهُ خاشِعًا [حشر / 21] اگر این قرآن را بر کوهی نازل می‌کردیم می‌دیدی در برابر آن خاشع می‌شود.» بنابراین می‌توان گفت صوفیانی که با شعر و آواز منقلب می‌شوند ولی با شنیدن قرآن، حالی در آن‌ها ایجاد نمی‌شوند دچار عرفان کاذب شده‌اند و همه تعریف و تمجیدهای عرفانی که در مورد سماع داشته‌اند تنها یک سری توهمات و تخیلات است که نقش شیطان را در این موهومات و تخیلات نمی‌توان نادیده گرفت. زیرا اگر صوفی می‌تواند از سماع ندای حق را بشنود و خداوند را ببیند، پس چرا از سخنان صریح حق‌تعالی در قرآن چیزی دریافت نمی‌کنند.

پی‌نوشت:
[1]. ابو حامد محمد غزالی طوسی، احیاء علوم الدین، بنیاد فرهنگ ایران، 1359، ج 2، ص 297
[2]. افلاکی، شمس‌الدین احمد، مناقب العارفین، انتشارت دنیای کتاب، تهران، 1362، ص 658
[3]. تبریزی، شمس‌الدین محمد، مقامات شمس تبریزی، مصحح احمد خوشنویس، نشر عطائی، تهران، 1349، ص 277
[4]. مدرسی، محمدعلی، سماع، عرفان و مولوی، نشر انصاریان، قم، 1386، ص 212
[5]. همان
[6]. ابونصر سراج، عبدالله بن علی، اللمع فی التصوف، دارالکتب الحدیثه، مصر، 1380 ه‌ق، ص 364

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.