هخامنشیان و بعل !

  • 1393/12/05 - 08:42
تصویر ساختمان دروازۀ پاسارگاد را مدت‌ها تصویر آرمانی شاه بزرگ می‌دانستند. در حقیقت این تصویر ایزد نگهبان فینیقی را نشان می‌دهد: یک بعل جوان با چهار بال و تاجی مصری بر شاخ قوچ. در بالای این نگاره تا میانۀ سدۀ پیش هنوز یکی از نبشته‌های بی‌شمار سه زبانه‌ای قرار داشت که داریوش نویسانده بود: «من، کورش، شاه، هخامنشی». ظاهراً کورش نظیر این پیکره‌های ایزدان را پس از گشودن سرزمین‌ها دیده بود...

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ در پاسارگادی که امروزه معروف است، در کاخ بار عام (که کاخ دروازه و Gate R هم نامیده می‌شود) نمادی از یک انسان بالدار وجود دارد. برخی از غربی‌ها (و پیروان چشم و گوش بسته‌ی آنان در داخل) به اغراض سیاسی یا از سر سادگی، و بدون توجه به حقیقت، این را نماد و نگاره‌ای از کورش به شمار آورده اند. در حالیکه امروزه روشن است این نماد، نماد بعل فینیقی (یکی از خدایان مشرکین در فینیقیه) بوده است. نام علمی و رسمی این نماد، The protective genius و همچنین Winged genius است. برخی مدعی هستند که در بالای این نگاره، به سه زبان نوشته شده: «من کورش شاه هخامنشی». می‌گوییم این نماد (مَرد بالدار) را صد بار دیده ایم. ولی کتیبه‌ای بر بالای آن وجود ندارد. در اینجا باستانگرایان به یک نقاشی استناد می‌کنند مربوط به دوران قاجار که بالای این نماد، کتیبه‌ای است که در آن عبارت «من کورش شاه هخامنشی» نوشته شده است. مشهور است که این نقاشی در سال 1861 توسط John Ussher کشیده شده است.
    
در پاسخ باید بگوییم که اولاً نقاشی یک مُستَشرِق (شرق‌شناسِ غربی یا دیگر افرادی که با اهداف خاصی به خاورمیانه می‌آمدند) به خودی خود سند محسوب نمی‌شود. متأسفانه برخی از هموطنان، کورکورانه تابعِ دروغ‌های دانشمندنمایان غربی شده اند.  افرادی که به نقاشی این افراد استناد می‌کنند، واقعاً چرا از دیگران انتظار دارند که یک «نقاشی» کاغذی را به عنوان سند قبول کنند؟ جالب اینکه پانزده سال بعد، هنگامی که K.F.Stulze به این نماد رسید، دیگر چنین نوشته‌ای بالای نگاره وجود نداشت.[1] ثانیاً در دوران کورش هخامنشی هنوز خط میخی پارسی اختراع نشده بود، پس اگر هم آن نوشته بر بالای این نگاره صحت داشته باشد، مربوط به کورش نیست. چون خط میخی پارسی پس از کورش اختراع شد. ثالثاً همانطور که عرض کردیم امروز از حیث علمی اثبات شده است که این مرد بالدار، اصلاً نماد کورش نیست. بلکه نماد بَعل فینیقی است. آنگونه که پروفسور والتر هینتس به روشنی بیان است: «تصویر ساختمان دروازۀ پاسارگاد (لوح 9) را مدت‌ها تصویر آرمانی شاه بزرگ می‌دانستند. در حقیقت این تصویر ایزد نگهبان فینیقی را نشان می‌دهد: یک بعل جوان با چهار بال و تاجی مصری بر شاخ قوچ.»[2] همچنین ارنست هرتسفلد یهودی Ernst Herzfeld که خود تلاش بسیاری برای ترویج باستانگرایی در ایران کرد، اعتراف می‌کند که این نماد، نماد یک پادشاه نیست. بلکه نماد یک محافظ (نگهبان) کاخ آن هم بر اساس یک سنت غیر ایرانی است و آن عبارتِ «من کورش شاه هخامنشی» (به فرض وجود) به صورت تلویحی اشاره به این دارد که کاخ حاضر به دست کورش ساخته شده است. نه اینکه این نماد، پیکره‌ی کورش باشد.[3] پس از بیان اعتراف هرتسفلد، به دیدگاه پروفسور والتر هینتس بازمی‌گردیم. که دیدگاهی به روزتر و دقیق‌تر دارند و صریحاً این نماد را نمادِ یک بعل نامیدند. همین معنا (که این نماد، نماد یک بعل فینیقی است) را در تاریخ کمبریج هم می‌خوانیم که آمده است: «واضح است که این تاج بی‌نظیر باید از ساحل فینیقیه به پاسارگاد آمده باشد. این نماد به همراه حیثیت و اعتبارِ یک خدای شبه مصری ایست که بیرون از نیل سفر کرده و در شکل و فُرم، نشانگر بعل است.»[4]
در ادامه هم آمده است که کورش به خاطر احترام به عقائد ملت‌ها این کار را انجام داد (در این باره هم پیشتر سخن گفتیم که این رفتار، نه به خاطر احترام، بلکه به این جهت استحمار و نگه‌داشتنِ ملت‌ها در جهل و خرافات بود تا بتوانند بر آنان حکومت کنند). همچنین این انسان بالدار (با همان چهار بال) شباهت عجیبی به نینورته خدای جنگ و خونریزی در بین النهرین هم دارد.[5] تصویری از نینورته:
    
بعل نام خدایی است که جوامع باستانی در سرزمین بین‌النهرین آن‌را می‌پرستیدند. واژه بعل یک اسم عام سامی به معنای «خداوند» و «سرور» است. لیکن به مرور، خدایان و بت‌های بسیاری به آن نامگذاری شدند. حتی بعل (bēl) از عناوین مردوک (Marduk) شد و در آن ظهور می‌یافت.[6] مردوک هم بت بزرگ معبد اسانگیلای بابیلون (بابِل) بود.[7] کتیبه‌ها، نقش‌نگاره‌ها و تندیس‌های بسیاری از بعل وجود داشته که روشن می‌کند بعل در عصر کورش، یقیناً «بُت» بوده است. و از سویی روشن است که نقش‌برجستۀ این خدای مجسم، توسط کورش هخامنشی در پاسارگادی که امروز مشهور است، به کار رفت. در منشور کورش هم به صراحت از بعل (و دیگر خدایان نام برده شده است) که خود مؤیدی بر بت‌پرستی کورش است.[8]
جالب اینکه بعل به عنوان بت‌ و خدای شیطانی در تورات و قرآن به شدت مورد حمله قرار گرفت. در تورات می‌خوانیم که کسانی که بت بعل را پرستش کردند، سزاوار عذاب و نابودی اند.[9] آنان خدای یگانه را به خشم می‌آورند. معابد بعل سزاوار ویران شدن هستند.[10] حتی انبیای بنی اسرائیل از جانب خداوند مأموریت داشتند تا کسانی که بعل را ترویج و تبلیغ می‌کردند، به قتل برسانند.[11] در نگاه تورات، حتی کمترین خدمت به بعل، موجب خشم خداست.[12] احترام به بعل، همردیف زنا و قتل است.[13] در قرآن می‌خوانیم: «وَ إِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَ لَا تَتَّقُونَ أَ تَدْعُونَ بَعْلًا وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الخَْالِقِينَ [صافات/123-125] و به راستى الياس از فرستادگان [ما] بود. چون به قوم خود گفت که آيا پروا نمى‏‌داريد؟ آيا «بعل» را مى‏‌پرستيد و خدای یگانه (بهترینِ آفرینندگان) را رها می‌کنید؟».

پی‌نوشت:

[1]. Livius.org, Pasargadae: Gate R
[2]. والتر هینتس، داریوش و ایرانیان، ترجمه پرویز رجبی، تهران: نشر ماهی، 1392. ص 116
[3]. به نقل از:
Encyclopædia Iranica, HERZFELD ERNST ii. HERZFELD AND PASARGADAE, by David Stronach, Last Updated: March 22, 2012, Vol. XII, Fasc. 3, pp. 293-296
[4]. به نقل از:
William Bayne Fisher, I. Gershevitch, The Cambridge History of Iran, Vol 2: the median and achaemenian periods, Cambridge University Press, 1968, P 393
[5]. هنریتا مک کال، اسطوره‌های بین النهرینی، ترجمه عباس مخبر، تهران: نشر مرکز، 1389. ص 91.
[6]. جرمی بلک و آنتونی گرین، فرهنگنامۀ خدایان، دیوان و نمادهای بین‌النهرین باستان، ترجمه پیمان متین، تهران: مؤسسه انتشارات امیرکبیر، 1385. ص 212.
ن.ک. ساندرز، بهشت و دوزخ در اساطیر بین النهرین، ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور، تهران: نشر قطره، 1389. ص 119-120
[7]. ن.ک. ساندرز، همان، ص 106-110 و 119-120.
[8]. بنگرید به: «کورش هخامنشی و پرستش مردوک»
[9]. عهد قدیم،‌ تثنیه 4 : 3، بنگرید به Old Testament, Deuteronomy 4 : 3
داوران 2 : 11-14 ،‌
[10]. داوران 6 : 25،
[11]. اول پادشاهان 18 : 40 (اشاره به اعدام کاهنان بعل به دست ایلیای نبی).
[12]. اول پادشاهان 22 : 53، ارمیا 11 : 17
[13]. ارمیا 7 : 9 (اشاره به موعظه ارمیای نبی).
 

تولیدی

دیدگاه‌ها

کورش, خدایان, بت پرست, بعل, شرک, چندگانه پرستی, آیا کورش بت پرست بود؟ آیا کورش یکتاپرست بود؟,

نوشته هاتون لایک داره به خدا

با یه مقدار شعور متوجه میشی همه منابعت ماله غیر ایرانیهاییه که دوست دارن تاریخ ایران نابود شه یکم منابعتو بهتر انتخاب کن

منابع ایرانی؟‌ منابع ایرانی کلاً میگن کورش اصلاً شاهِ شاهان نبود. منابع ایرانی میگن که کورش یک حاکم دست نشانده از طرف بهمن اردشیر بود. حتی شاهنامه که قصه شاهان ایران باستان هست اسمی از کورش نمیاره. به جای توهين به شعور دیگران ، مطالعه كنید

مطلب بسیار مفید و مستند. تشکر

کانال تلگرامی نقد و بررسی زرتشت و باستانگرایی، مربوط به تیمِ ادیان‌‌نت: @n_bastan

ین نظر از "ابوالكلام آزاد" است، وي معتقد است ذوالقرنين همان "كوروش كبير" است و صفاتي كه قرآن براي او ذكر كرده با تاريخ زندگي او منطبق است،[۱۸] برخي از مفسرين از جمله علامه طباطبائی ره نیز اين نظريه را پذيرفته‌اند.دلائلی که ابوکلام برا نظر خود بیان می کند عبارتند از: مطابق با آنچه در قرآن آمده ذوالقرنین از بندگان صالح و مومن خداوند بوده است و کوروش طبق اسناد تاریخی مردی مؤمن و خدا پرست بوده است.[۱۹]

اولا کورش خودش در منشورش نوشته که به دلیل احترام گذاشتن به مردم به خدایانشان احترام می گذارد در حالی که خود به انها اعتقاد ندارد ثانیا او چگونه میتواند بت پرست باشد در حالی که بقیه خاندان هخامنشی زردشتی بودند و حتی گفته شده هیشتاسپ هخامنشی پدر داریوش کبیر همان گشتاسب زردشتیها است که از حامیان زرتشت بوده

سلام. 1. کورش در کجای منشور گفته به خاطر احترام این حرفها را زده؟ کورش به صراحت میگوید که مردوک، خدای آسمانها و زمین هست. 2. بقیه خاندان هخامنشی هم زرتشتیان درست و درمان نبودند. در کل کتیبه های هخامنشی نامی از زرتشت نیست.

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.