ارتباط مشعشعیان با اهل‌حق

  • 1393/07/06 - 10:26

خاندان آتش‌بيگی يکی از شاخه‌های اهل‌حق است که به نظر برخی محققين ريشه آن‌ها از مشعشعيان است. تقریباً مقارن با ایامی که سید محمد نوربخش به دعاوی خود پرداخت، در خوزستان یکی دیگر از شاگردان شیخ احمد بن فهد حلی که آن هم سید محمد نام داشت و نسب وی نیز به امام موسی کاظم (علیه السلام) می‌رسید و بعدها "مشعشع" لقب گرفت، ادعای مهدویت و در پی آن دعوی الوهیت کرد...

ارتباط مشعشعیان با اهل‌حق

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ خاندان آتش‌بيگی يکی از شاخه‌های اهل‌حق است که به نظر برخی محققين ريشه آن‌ها از مشعشعيان است. تقریباً مقارن با ایامی که سید محمد نوربخش[1] به دعاوی خود پرداخت، در خوزستان یکی دیگر از شاگردان شیخ احمد بن فهد حلی که آن هم سید محمد نام داشت و نسب وی نیز به امام موسی کاظم (علیه السلام) می‌رسید و بعدها "مشعشع" لقب گرفت، ادعای مهدویت و در پی آن دعوی الوهیت کرد. او نیز بارها مورد تعقیب قرار گرفت. گفته‌اند «وی نیز مدتی به کوهستان لرستان گریخته و زمانی در آن‌جا به دعوت پرداخته است».[2] او علوم خفیه را از علامه ابن فهد حلی فرا گرفت.[3] بدین سبب اعمال خارق‌العاده انجام می‌داد.[4]

سید محمد عقاید باطنیان را فرا گرفته و پایه مهدی‌گری خود را بر آن بنا نهاده بود. از آن جمله چنان‌که عقیده باطنیان است، امام علی(علیه السلام) را خدا می‌خواند. سید محمد مشعشع معتقد بود که «پیغمبر(صلی الله علیه و آله) و امامان(علیهم السلام) نابود نمی‌شوند و مرگ ایشان را نمی‌رسد مگر ناپدید شدن از چشم مردمان و رفتن از این جهان پدیدار به آن جهان ناپدیدار...».[5] و نیز «هر کسی بودی دارد که همیشه هست و دیگرگون نمی‌گردد، ولی پرده یا جایگاه او عوض می‌شود... مثلا جبرییل، آن فرشته آسمانی، بودی دارد که همیشه هست و دیگرگون نمی‌گردد ولی پرده یا جایگاه او عوض می‌شود، چنان‌که به کالبد "دحیه کلبی" نزد پیامبر آمد.[6]

سید محمد مشعشع خود را در زمان ناپیدایی حضرت علی(علیه السلام) جانشین او می‌دانست. به هر حال تشابه افکار و عقاید وی با اعتقاد اهل‌حق انکار ناپذیر است. فرزند سید محمد مشعشع که "مولا علی" نام داشت، مدعی بود کالبد حضرت امیر(علیه السلام) به کالبد او درآمده و بدین‌سان دعوی خدایی نمود.[7] او وقتی بر نجف دست یافت، بارگاه حضرت علی(علیه السلام) را مطبخ کرد. چون معتقد بود که آن امام خدا است و نمرده است. او در سال 861 هجری قمری در زمانی که سید محمد مشعشع زنده بود، کشته شد. سید محمد نیز در سال 870 هجری قمری درگذشت.[8] پسر دیگر سید محمد، سید محسن نام داشت که در زمان حکمرانی خود بر سراسر جزایر و خوزستان، بصره و نواحی تا بیرون بغداد و بهبهان، کهکیلویه، بندرهای خلیج فارس، بختیاری، لرستان، پشتکوه، بنا بر روایتی بر کرمانشاه نیز دست یافت، بعد از او سید علی، به حکومت رسید، حکومت مشعشعیان در سال 914 هجری قمری توسط شاه اسماعیل که خود نظیر دعاوی ایشان را داشت، برچیده شد.[9]

با توجه به این‌که دعاوی سید محمد نوربخش و سید محمد مشعشع، بسیار با عقاید اهل‌حق نزدیک است و هر یک می‌تواند در عقاید ایشان جایی برای خود بیابند، باید دید که در روایات اهل‌حق کدام‌یک را مورد توجه و بنا بر "نامه سرانجام" مظهر پنجم الوهیت قرار داده است. برخی از اوصاف منابع اهل‌حق به قدری کلّی است که ما هر یک ازا ین دو شخص را می‌توانیم به نام "محمد بگ" معرفی کنیم. البته روایاتی وجود دارد که هر بار یکی از آنها را بر دیگری ترجیح می‌دهد. در تذکره اعلی، قرمزی(شاه ویسقلی) به آمدن فرزندش –که محمد نام دارد و مهدی صاحب الزمان است– اشاره کرده است.[10] این روایت می‌تواند اشاره به هر یک از ایشان باشد. در روایت کتاب شاهنامه حقیقت و به تبع آن در برهان الحق، به صفت ممیزه سید محمد اشاره شده است. حاجی نعمت الله جیحون‌آبادی نام محمد بگ را سید محمد نوربخش و فرزندش را قاسم معرفی کرده که اولی مظهر شاه ابراهیم و دومی مظهر بابا یادگار است.[11] بنابراین روایت، ذات حق بر او مهمان شده است، اما فرزندش –قاسم– سرسپرده اهل‌حق نشده و در ولایت غزنین به کسب معرفت پرداخته است. البته در ادامه، نویسنده سید محمد نوربخش را پدر آتش‌بگ، جامه بعدی الوهیت دانسته است. اگرچه این نسبت با توجه به تاریخ زندگانی این دو غیر ممکن است، اما مسلماً آتش‌بگ از خاندان مشعشعی برخاسته است و از طرفی هم نمی‌تواند فرزند بلافصل سید محمد مشعشع باشد. به هر حال -بنا بر نظر برخی- چون سید محمد نوربخش و سید محمد مشعشع هر دو در حوزه لرستان به تبلیغ عقاید خود پرداخته‌اند، از این جهت هم نمی‌توانیم یکی از آن دو را به عنوان محمد بگ شناسایی کنیم. این احتمال هم وجود دارد که محمد بگ شخص سومی باشد که مدت‌ها بعد از این دو می‌زیسته و پدر خان آتش(آتش بگ) و از خاندان مشعشعی باشد. در غیر این صورت به دلیل تصریح در نام سید محمد نوربخش، در روایت حاجی نعمت الله جیحون آبادی – که گویا از نزدیک با خاندان مشعشعی آشنایی داشته و با خواهر آقابخش (از نوادگان آتش بگ) نیز خواهر و برادر اقراری بوده‌اند – مطالب شاهنامه حقیقت را می‌پذیریم. البته باید توجه داشت که محمد بگ هر کسی که باشد مانند دیگر مظاهر الوهیت مطالب مربوط به وی در دفاتر اهل‌حق تنظیم شده است. در شاهنامه حقیقت یاران محمد بگ هم مظهر برخی از هفتن و هم بعضی از هفتوانه‌اند.[12]

در کتاب خاکسار و اهل‌حق، خاندان آتش بگ را از نسل سید علی فرزند سید محمد مشعشع دانسته‌اند که بعد از قتل آخرین حکمران این خانان، یعنی سید علی مشعشعی، خاندان مشعشعیان به آذربایجان و کرمانشاه و فارس مهاجرت کردند. آنها در شیراز به خاندان مولایی مشهور گشتند. عده‌ای که به حومه کرمانشاه و شمال لرستان عزیمت نمودند تیره آتش بیگی را بنیان نهادند. به همین سبب است که پیروان اهل‌حق استان لرستان به آتش بیگی معروفند. خاندان آتش بيگی که روزگاری حکومت شیعی مشعشعیان را در خوزستان بنا نهادند، بعدها در کنار خاندان‌های دیگر اهل‌حق جایی برای خود باز کردند. در پیشگویی‌های خان الماس کسی که در آینده ظهور می‌کند «س.ا.م» (سام) نام دارد. به این دلیل سید محمد کلاردشتی خود را سام نامیده و نیز نام یکی از فرزندان "سید نظام مشعشعی" رهبر فعلی خاندان آتش بیگی "سام" است.[13]

درباره مذاهب نظرات مختلفی درباره قرآن، از علی‌اللهیان منعکس شده است که البته آن را نمی‌توان به فرقه خاصی از اهل‌حق نسبت داد. شاید در بین گروهی از فرقه آتش بيگی، نظراتی همانند آن وجود داشته باشد. گفته‌اند خاندان آتش بيگی دوره آتش بگ را دوره شاه خورشیدی می‌گویند. زیرا به اعتقاد ایشان حضرت علی(علیه السلام) خوشید را تصرف کرده است. این عقیده می‌توان از جمله تاثیرات آیین مهری بر ایشان باشد.[14]

منابع:

[1]. سید علاءالدین محمد موسوی (۸۶۹-۷۹۵، معروف به سید محمد نوربخش خراسانی و نوربخش) مؤسس طریقه نوربخشیه، صوفی قرن نهم هجری [سید حسین نصر، تصوف قرن هفتم و مکتب ابن‌عربی] از شاگردان ابن فهد حلی
[2]. کسروی، احمد، تاریخ پانصد ساله خوزستان، چاپ اول، موسسه آنزال، تهران، 1373 شمسی، صص 18 - 20
[3]. مدرسی چهاردهی، مرتضی، "مشعشعیان" بررسی‌های تاریخی، سال دوازدهم، شماره 6
[4]. از آن جمله لباسی که می‌پوشید هیچ سلاحی بر آن کارگر نبود.
[5]. کسروی، احمد، تاریخ پانصد ساله خوزستان، چاپ اول، موسسه آنزال، تهران، 1373 شمسی، ص 30
[6]. همان، ص 31
[7]. همان، ص 25
[8]. همان، ص 42
[9]. زرین‌کوب، عبدالحسین، دنباله جستجو در تصوف ایران، ص 228
[10]. مجموعه رسائل اهل‌حق، ص 121
[11]. شاهنامه حقیقت، صص 1 – 300
[12]. جیحون آبادی، حاجی نعمت الله، شاهنامه حقیقت، ص 301 [هفتن، کوتاه شده ی هفت تن است. بنا به "نامه سرانجام"، هفتن، نمودار هفت فرشته اند که از گوهر خداوندگار آفریده شده اند، و آنچه در جهان بالا و پایین است، در تحت حمایت آنان قرار داده شده، و پاسبانی آسمان، ماه، خورشید، ستارگان، باد، هوا، زمین، آب، گیاه، آتش، فلزات و غیره به آنان محول شده است.هفتن، در اعصار گذشته در پیکره‌ی پیغمبران و خاصان خدا تجلی کرده اند. آنان به جهان آمده اند و مردم را به یکتاپرستی و توحید دعوت کرده اند. بنابراین، مدار گردش عالم، هفتن است و مغز آنان خداوند می باشد. وظیفه ی هفتن، دستگیری و ارشاد خلق است."صفی‌زاده، صدیق، پیروان و مشاهیر اهل‌حق، انتشارات حروفیه، تهران، 1387، ص 25"؛ برای هفتوانه کیک کنید.]
[13]. در تاریخ ایران باستان آمده سام پسر نوح(علیه السلام) و پدر آشور بنیانگذار شهر نینوا در تمدن آشور است.(بیگلری، هرمز، کوهنشینان زاگرس)
[14]. برای مطالعه در این مورد ر.ک به سرزمین جاوید، ذبیح‌الله منصوری
برای مطالعه بیشتر در این مورد ر.ک به مقدمه‌ای بر دین و روان با تاکید بر اهل‌حق، صحبت فرخ‌منش

تولیدی

دیدگاه‌ها

دیگر اینکه این "سادات" که میفرمایید سید از نسل چه کسی هستند؟ من شنیدم سران اهل حق / یارسان اصلا سید نیستند و به دلایلی دیگری به دروغ ادعای سیادت میکنند. آیا این را تأیید میکنید؟

صفحه‌ها

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.