عرفانهای نوظهور
برخی از مبلغان شبه معنویتهای نوپدید با استفاده از سحر و جادو، دادن اذکار و اوراد استفاده از چشمبندی، کفبینی، رمالی، احضار اجنه و... بر روی بعضی افراد تأثیر گذاشته، آنها را به سوی خود جذب میکنند.
از زمانی که فرد وارد یک فرقه میشود، در جریان یک سری برنامههای پرورشی و آموزشی از قبل طراحی شده قرار میگیرد تا به شخص جدیدی تبدیل شود. برای تحقق این امر، فرد در بدو ورود به فرقه از شخصیت قبلی خود به طور کامل تهی میگردد و به شخصیتی جدید با معیارها، ارزشها، رفتار و مناسک جدید تبدیل میشود.
نداشتن نظم منطقی و ثبات در گفتار یکی از اشکالاتی است که به کلام اشو وارد است. نامفهوم بودن مطالب و تغییر مداوم نظریهها و نداشتن نظم منطقی و ثبات در گفتار، همان چیزی است که خود اشو به آن اذعان کرده است: «ارثیهای واقعا وحشتناک برای محققان به جا گذاشتهام؛ از حرفهای من چیزی نخواهند فهمید!»
کسی که مدعی معنویت و عرفان است، انتظار آن میرود از ابتداییترین مباحث و موضوعات، مربوط به آن حوزه مطلع بوده و نسبت به آن اشراف داشته باشد. اکثر مدعیان معنویتهای نوظهور، نسبت به مباحث عرفان و دین از آگاهی و شناخت لازم برخوردار نیستند؛ به همین دلیل گرفتار تحلیلها و برداشتهای انحرافی در مباحث مربوط به عرفان و معنویت شده و از اصول و الزامات مشخص شده توسط شرع و دین عبور میکنند.
یکی از ویژگیهای عرفان حلقه، بهرهگیری از هر وسیله و ابزاری برای رسیدن به اهداف است. یکی از ادعاهای محمدعلی طاهری سرکرده این فرقه، گسترش و ترویج عرفان اسلامی-ایرانی در بین مردم و جامعه مدرن امروزی است. به گفته طاهری، چنین کاری تا به الان انجام نشده و عرفان سنتی صرفاً در بین خواص جاری بوده و به بدنه جامعه و عموم مردم سرایت نکرده است.
مخفی کاری و عدم ادعای کرامت یکی از خصوصیات عارفان راستین است. یک عارف اسلامی هرگز برای رسیدن به اهداف دنیایی، مدعی دارا بودن ویژگیهای خاص را ندارد. برخلاف مدعیان معنویتهای نوظهور که با داشتن اندک توانایی ظاهری و اثبات نشده، گوش عالم را کر کرده و در بوق و کرنا میکنند که، ای مردم، ای دنیا، بدانید که دوای درد شما همین جاست، پس بشتابید.
اشو، با توجه به روحیه عصیانگری و ستیزه جویانهاش، بدون هیچ مبنایی متقن و داشتهی علمی، باورها و اعتقادات مردم را پندارهایی مرده و بیروح تلقی کرده و میگوید: «پس تو باید عصیان کنی. عصیان علیه تمام چیزهایی که به تو آموختهاند. تو باید علیه هر چیز و همه چیز عصیان کنی.»
در حال حاضر یوگا در ذهن بسیاری از مخاطبان بهعنوان یک ورزش ذهن–بدن معرفی شده است؛ و اغلب افکار عمومی آن را به عنوان ورزش و فنون کسب آرامش تصور میکنند. اما محققان و پژوهشگران عرصه یوگا، بر این باورند، یوگا در اصل یک معنویت و آئین عرفانی است. افراد مبتدی و تازه کار، با تصور اینکه یوگا، یک سری فنون و اعمالی است که بیشتر برای زیبایی اندام و کسب آرامش روحی و جسمی مفید است میشناسند. به همین دلیل بدون هیچ گونه تحقیق عالمانه، ناخواسته وارد یوگا میشوند.
محمدعلی طاهری سرکرده فرقه حلقه برای جذب بیشترمخاطب و در راستای تامین اهداف فرقه، در هر مسئلهی چالش برانگیزی ورود کرده و ایراد نظرمیکند. او برای اینکه برخورد با همجنس گرایی در جوامع اسلامی را مورد نکوهش قرار دهد، در مطلبی قابل تامل و تاسفبار میگوید: «حالا که در جوامعی(جامعهاسلامی) همجنس بازی مخفی کاری میشود، خود مخفیکاری تنش آفرین است. شاید در کشورهایی که این قضیه آزاد است، به خاطر ایجاد تنش است.»
یکی از مهمترین اشتراکات عرفانهای نوظهور، تلاشی است که رهبران این عرفانها برای سکوت پیروانشان در مقابل ظلم انجام میدهند. ترویج چنین عقیدهای در میان مردم جهان، دقیقاً همان چیزی است که جوامع سرمایهداری غربی و لابیهای صهیونیستی برای جلوگیری از مبارزات مردمی و استثمار تمامی مردم جهان بدان احتیاج دارند. بنابراین، یکی از اهداف مهم استکبار جهانی، تشکیل و حمایت از معنویتهایی است که آنها را در رسیدن به اهداف چپاولگرایانه، یاری و کمک برساند.
اخیرا در اسرائیل نیز طرحی به نام «دیوارهای بین خود را بشکنید» در حال اجرا است که همان طرح فرقهی هنر زندگی با سرکردگی «راوی شانکارا» است. در این برنامه سعی میشود جوانهای فلسطینی و جوانهای اسرائیلی را درکنار هم قرار دهند تا شرایط موجود را بپذیرند و همدیگر را دوست داشته باشند.
طبق بررسی های میدانی، با انتشار کتابهای مربوط به قانون جذب، فعالیت شرکتهای گلدکوئیست و دیگر شرکتهای هرمی بیش از پیش اوج گرفت؛ و وسوسه میلیاردر شدن و به دست آوردن ثروتهای نجومی، بسیاری را از فضای کسب و کار به عرصه تخیّل و تجسم کشاند. تا جایی که فقط در تهران تعداد ۴۰۰۰ خانوار دارایی خود را از کف دادند.
یکی از اصول روش مدیتیشن یا همان مراقبه غربی، تاکید بر (مانترا) است. بدین معنا که تاکید میشود واژهای بیمعنا تکرار شود تا در این بیمعنایی، هیچ تفکری ایجاد نشود، تا فرد به سرعت بتوانید با شعور خلاق و آگاهی عمیق، مرتبط شوید! در حالی که در عرفان اسلامی، هدف سالک قرب الهی بوده و عارف میکوشد با نزدیک شدن به منبع لایزال الهی، به فانی شدن در خدا برسد. به همین خاطر بر خلاف مراقبه غربی که تاکید روی بیمعنا بودن مانتراها و تکرار آنهاست، در عرفان و مراقبه اسلامی، به ذکرهای معنادار و اصیل پرداخته میشود.
فلسفه آفرینش شیطان (ابلیس) و نقش آن در هستی، از جمله مسائل مهمی است که جهل نسبت به آن، گروههای مختلفی از انسانها را به ورطهی سقوط اعتقادی کشانده است. این عده در تشخیص جایگاه شیطان و کارکرد آن در نظام هستی دچار خلط شده، آن را قطبی مقابل خداوند متعال مفروض دانستهاند.