افزودن نظر جدید

منابع دعای شریف صنمی قریش کهن ترین منبع معتبری که تا کنون برای این دعای شریف شناخته شده، کتاب «رشح الولاء فی شرح الدّعاء»می باشد. مولّف کتاب «رشح الولاء فی شرح الدّعاء» شیخ ابوالسّعادات اسعد بن عبدالقاهر بن اسعد الاصفهانی ملقّب ب - «سفرویه یا شفرویه» متوفی سال۶۴۰ قمری هستند. ایشان دو شرح بر این دعای شریف نوشته اند که بحمدالله در سال‌های اخیر همراه با شرح و تحقیق شیخ قیس العطّار به چاپ رسیده و دو شرح شیخ اسعد و شرح الشّرحین شیخ قیس، همگی بالغ بر ٧١٢ صفحه در قطع وزیری است. جناب شیخ أسعد از شیوخ اجازات و استاد سیّد جلیل علیّ بن طاووس بوده است و سیّد از ایشان اجازهٴ نقل حدیث داشته و از او با عنوان «شیخ فاضل و حافظ» یاد می‌کند. صاحب وسائل الشّیعة نیز از ایشان با تعبیر«عالم و فاضل و محقّق» یاد نموده است. صاحب الذّریعة می‌نویسد: وی از جلیل ترین‌های استادان سیّد ابن طاووس بوده است. مجلسی اوّل و دوم، شیخ کفعمی و سایرین، از او به علم و تحقیق یاد نموده اند و کسی وی را قدح نکرده است. علما و محدّثین شیعه، از کتاب‌های ایشان روایاتی را نقل کرده اند و سیّد بن طاووس، تمامی کتاب‌های حدیث و فقه و سایر علوم اسلامی را از طریق وی نقل می‌نماید. اعتبار و فضیلت دعای شریف صنمی قریش جناب شیخ ابو السّعادات در صفحه ٥٨ مقدّمهٴ شرح خود می‌نویسد: إعلم أنّ هذا الدّعاء من غوامض الأسرار و کرائم الأوراد لأمیرالمؤمنین علیّ (علیه السلام)، یواظب علیه فی لیله و نهاره و فی أوقات أسحاره خلال أدعیة أوتاره. و قد روی أنّ أمیرالمؤمنین علیّاً صلوات الله علیه دخل المسجد ذات لیلة، فظنّ أنّ المسجد خالٍ لیس فیه أحد و شرع فی صلاة اللّیل و جهر فی قراءة القرآن و ما کان له من الأوراد حتّی وصل الوتر. فلمّا ابتدأ بقراءة دعاء القنوت و فرغ، قرأ هذا الدّعاء بصوت عال، ظنّا بخلوّ المسجد و غیبة النّاس عنه. فلمّا فرغ من صلاته و دعائه، جلس، فأحسّ بحضور إنسان، فقال: هَلْ فِی الْمَسْجِدِ أَحَدٌ؟ فأجابه عبدالله بن العبّاس رحمهما الله، فقال: نعم، یا أمیرالمؤمنین مملوکک. فقال: هَلْ مَعَکَ غَیْرُکَ؟ فقال: لا، لیس معنا ثالث. فقال: وَ هَلْ سَمِعْتَ دُعاءَ الْوَتْرِ وَ ما دَعَوْتُ بِهِ؟ فقال: نعم. فقال: هَلْ حَفِظْتَهُ؟ فقال: نعم، حفظته یا أمیرالمؤمنین. فقال: فَاحْفَظْهُ فَإِنَّهُ مِنْ غَوامِضِ الْأَسْرارِ، وَ لا یَطَّلِعَ عَلَیْهِ أَحَدٌ اِلّا عِتْرَتی وَ اَهْلَ بَیْتی. اَمّا عَهْدی مَعَکَ اَنْ لا تُظْهِرُ لِاَحَدٍ غَیْرَ اَهْلٍ، وَ کُنْ بِهِ ضَنیناً. مَنْ دَعا بِهِ مِنْ خالِصِ اِعْتِقادِهِ، وَ صَفاءِ نِیَّتِهِ، وَ صِدْقِ طَوِیَّتِهِ قَضَی اللَّهُ لَهُ حاجاتَهُ بِفَضْلِهِ وَ بَرَکاتِهِ. و الدعاء هذا: اللَّهُمَّ الْعَنْ صَنَمَیْ قُرَیْشٍ وَ.... توجّه کنید که امیرالمؤمنین در شب و روز و هنگام سحرگاه، در دعاهای وتر خود، بر خواندن این دعا مواظبت می‌نموده و بهابن عبّاس فرمودند: این دعا ازغوامض اسرار و کرائم اوراد است و جز اهل بیت و عترت علیهم السلام از آن آگاهی ندارند و عهد من با تو آن است که آن را جز نزد کسانی که اهلیّت آن را دارند (شیعیان حافظ اسرار)، فاش نکرده و از انجام این کار خودداری کنی. هرکس با باور پاک و صفای نیّت و راستی اش این دعا را بخواند، خداوند به فضل و برکت هایش، خود حاجت‌های او را برایش روا کند. اضافه بر محدّثین از علمای شیعه که اعتبار این دعای شریف نزد آنان از مسلّمات است، فقهای شیعه نیز آن را اخذ به قبول نموده اند. از میان آنان شیخ انصاری صاحب کتاب فرائد الأصول و المکاسب است که کتاب‌ها و نظرات ایشان هنوز از کتاب‌های درسی رایج در حوزه‌های علمیّه است. ایشان در کتاب الصّلاة: جلد۱ صفحه۴۱۵ می‌نویسد: مضافاً إلی ورود بعض الأدعیة المشتملة علی هذه الکلمة کدعاء صنمی قریش الذی کان یقنت به أمیرالمؤمنین (علیه السلام) - اضافه بر آنکه برخی از دعاهای وارد شده شامل این کلمه است، مانند دعای صنمی قریشی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) پیوسته بدان قنوت می‌فرمودند. صحیح بودن روایات (سندهای) دعای شریف صنمی قریش شیخ اسعد می‌نویسد: لا شکّ بصحّة الرّوایات عن الرّواة الثّقات أنّ هذا الدّعاء من أوراد أمیرالمؤمنین، و امام المتّقین، و وصیّ رسول ربّ العالمین، و اولاده المنتجبین، الأئمّة المعصومین، علیهم کرائم الصّلوات، و شرائف التّحیّات، و هم علی قرائته مواظبون، و علی تلاوته مداومون، أوقات الأسحار، فی أوراد الأوتار- بر صحیح بودن روایاتی (دقّت کنید که می‌نویسد: روایات) که از راویان ثقه و مورد اعتماد نقل شده تردیدی وجود ندارد، مبنی بر اینکه این دعا از اوراد امیرمؤمنان و پیشوای پرهیزکاران و جانشین فرستاده ی خدای جهانیان و فرزندان برگزیدهٴ او، امامان معصوم - که گرامی ترین صلوات و شریف ترین درودها بر آنان باد - می‌باشد و ایشان بر خواندن آن مواظبت می‌نمودند و بر تلاوت آن در هنگام سحرگاه، در ضمن دعاهای وتر و نماز شب خود، مداومت می‌کردند (سپس شرح را آغاز کرده است). ایشان تصریح دارد که این دعای شریف، دارای روایات و سندهایی چند از جانب افراد مورد اطمینان است. کمترین جمع در عربی، عدد سه می‌باشد که ایشان علاوه بر تأکید بر صحّت آنها، اعلام می‌کند که در صحّت سند آن روایات ها، جای هیچ تردیدی نیست. شرح‌های دعای شریف صنمی قریش در صفحهٴ نهم از قسمت مقدّمه محقّق کتاب رشح الولاء، عنوان شرح‌های شناخته شدهٴ دعای شریف صنمی قریش را که از قرن هفتم شروع شده اند، با ذکر مآخذ (الذّریعة و... ) همراه با توضیح کامل، ٩ شرح یاد کرده که عبارتند از: ١- دو شرح مبسوط و مختصر به نام رشح الولاء فی شرح الدّعاء، نگارش شیخ أبو السّعادات أسعد بن عبدالقاهر می‌باشد که کهن ترین شرحی است که به دست ما رسیده است. ٢- کتاب «شرح دعاء صنمی قریش» نگارش ملا علی عراقی که آن را در سال٨٧٨ قمری نگاشته است. ٣- کتاب «شرح دعاء صنمی قریش» نگارش ملا عیسی خان اردبیلی که شرحی نیکو فایده بوده و آن را در سرزمین هند نگاشته است. ٤- «شرح دعاء صنمی قریش» نگارش یوسف بن حسین بن محمّد نصیر طوسی اندرودی. ٥-«ذخر العالمین فی شرح دعاء الصّنمین» نگارش ملا محمّد مهدی بن مولی علی اصغر بن محمّد یوسف قزوینی، که به زبان فارسی نگاشته شده و در سال ١١١٦ قمری نگارش آن پایان یافته است. ٦- «شرح دعاء صنمی قریش» که شرحی به زبان فارسی و در غایت گستردگی بوده و نزد محدّث میرزا عبدالرّزّاق همدانی یافت شده است. ٧- «نسیم العیش فی شرح دعاء صنمی قریش» نگارش میر سیّد علیّ بن مرتضی طبیب موسوی دزفولی که نگارش آن را در ماه محرّم سال١١٦٦ قمری به پایان رسانده است. ٨- «شرح دعاء صنمی قریش» نگارش میرزا محمّدعلی مدرّس چهاردهی نجفی. ٩- «ضیاء الخافقین فی شرح دعاء الصّنمین» که ترجمه گونهٴ رشح الولاء است. ما نیز به آن اضافه می‌کنیم: ١٠- «شرح دعاء صنمی قریش» نگارشملا حبیب الله شریف کاشانی متوفی سال ١٣٤٠قمری. به علاوه محدّثینی چون مجلسی اوّل در شرح من لا یحضره الفقیه عربی و فارسی، مجلسی دوّم در بحارالأنوار و... و سایر محدّثین از علما، فقراتی از این دعای عظیم الشّأن را شرح نموده اند. برخی دیگر از منابع در دسترس دعای شریف صنمی قریش ١- کتاب فضائل اهل بیت رسول صلی الله علیه و آله و مناقب اولاد بتول علیهم السلام نگارش عمادالدّین حسن بن علی طبری و تصحیح رسول جعفریان است. ایشان از علمای قرن هفتم و از معاصرین خواجه نصیر الدّین طوسی و علامه حلّی بوده است. وی در جلد٢ صفحه١٧٦ گوید:... و اگر این راست بودی، علی روایت ابن عبّاس امیرالمؤمنین علیّ (علیه السلام) دعای: اللّهمّ العن صنمی قریش نخواندی و ائمّه از ایشان تظلّم نزدندی جهاراً و عیاناً. ٢- کتاب «دقائق التّأویل و حقائق التّنزیل» به زبان فارسی، نگاشته حسنی ابوالمکارم محمود بن محمّد از علمای قرن هفتم می‌باشد. ایشان در صفحه۶۸ گوید: «جبت» و «طاغوت» اشارتست به أکابر اهل باطل از منافقان صحابه، چنانک امیرالمؤمنین (علیه السلام) در دعا فرموده است: اللَّهُمَّ الْعَنْ صَنَمَیْ قُرَیْشٍ وَ جِبْتَیْها... و دعا را شرح کرده اند. ٣- «المحتضر»نوشته شیخ حسن بن سلیمان حلّی از علمای قرن هشتم و از شاگردان فقیه شیعه شهید اوّل است. وی در صفحه٧١ حدیث ٩٣می نویسد: و قد روی أن أمیر المؤمنین (علیه السلام) قنت فی صلاته بقوله: اللَّهُمَّ الْعَنْ صَنَمَیْ قُرَیْشٍ وَجِبْتَیْها وَ... - و به تحقیق روایت شده است که امیر المؤمنین (علیه السلام) در قنوت خود این دعا را خوانده اند. هم چنین در صفحه ١١١ حدیث ١٣٩ می‌نویسد: و ممّا یدلّ علی ما قلناه من أنّهما کانا منافقین غیر مؤمنین ما سمع من قنوت مولانا أمیر المؤمنین (علیه السلام) و هو هذا: اللَّهُمَّ [ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ] الْعَنْ صَنَمَیْ قُرَیْشٍ وَ... - و از جمله چیزهایی که دلالت می‌کند بر آنچه گفتیم -مبنی بر اینکه آن دو (ابوبکر و عمر علیهما اللّعنة) منافق بوده و مؤمن نبودند - آن است که از قنوت نماز مولانا امیرالمؤمنین (علیه السلام) شنیده شد که فرمود: اللَّهُمَّ [ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ] الْعَنْ صَنَمَیْ قُرَیْشٍ وَ.... ٤و٥- کتاب «المصباح (جنّة الأمان الواقیة) »و کتاب «البلد الأمین» نگارش شیخ ابراهیم بن علیّ عاملی کفعمی متوفی سال ۹۰۵ قمری. ایشان در صفحه ٥٥٢ از کتاب المصباح می‌نویسد: ثمّ ادع بهذا الدّعاء المرویّ عن علیّ (علیه السلام): سپس دعا کن به این دعا که از حضرت علی (علیه السلام) روایت شده است: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ الْعَنْ صَنَمَیْ قُرَیْشٍ وَ.... ٦- کتاب شریف «روضةالمتّقین فی شرح من لایحضره الفقیه » نگارش ملامحمّد تقی مجلسی اوّل متوفی سال١٠٧٠ هجری در جلد٥ صفحه ٢٤٢ می‌نویسد: کما کنّی عن العمرین فی دعاء صنمی قریش بالجبتین و الطاغوتین، بل الظاهر و الشائع من الأخبار عن الأئمّة الأطهار سلام اللّه علیهم أنّ کلّما ورد فی الآیات من الجبت و الطاغوت و غیرهما فهم المراد منها و إن شئت التفصیل فلاحظ الکافی، و بصائر الدرجات، و المحاسن، و غیرها بل الظاهر من الأخبار أنّه لا تحصل الولایة إلّا بالبراءة منهم و من أتباعهم، و لهذا لم یرد دعاء یذکر فیه الولایة إلّا و هی متَّبعة بالبراءة فتدبّر -چنان که به کنیه از دو عمر (ابوبکر و عمر) در دعای صنمی قریش، دو جبت و دو طاغوت یاد شده است، بلکه از اخباری که از امامان اطهار- که درود خدا بر آنان باد - آشکار و مشهور است، این است که آنچه در آیات قرآن، سخن از جبت و طاغوت و غیر اینها شده، مقصود آنان هستند و اگر تفصیل بیشتر خواستی، کتاب‌های الکافی و بصائر الدّرجات و المحاسن و غیر آن‌ها را ملاحظه نما. بلکه از احادیث آشکار است که ولایت، جز به بیزاری جستن از آن‌ها (ابوبکر و عمر و... ) و پیروان آن هاحاصل نمی شود و به همین جهت است که دعایی وارد نشده مگر اینکه به دنبال آن برائت نیز آمده است، بنابراین تدبّر نما. ٧- وی در کتاب شریف «لوامع صاحبقرانی» در شرح فارسی کتاب من لایحضره الفقیه جلد٦ صفحه٢٣٨ می‌نویسد: و در دعای صنمی قریش نیز حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه اشاره فرمود که: وَ دَبابٍ دَحْرَجُوها.... در جلد٨ صفحه٥٩٠ گوید: و تسمیه ایشان به جبت و طاغوت ابتدا از حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه شد در دعای صنمی قریش که آن حضرت در قنوت و سجده نماز شب و غیر آن می‌خواندند، و چون لفظ لات و عزّی مؤنّث است کنایه از آن دو ملعونه (عائشة و حفصة) است که نماز کسی تمام نشود تا در تعقیب آن نماز چهار مرد و چهار زن را لعنت نکند و آن: فلان (ابوبکر) و فلان (عمر) و فلان (عثمان) و معاویه است، و فلانه (عایشه) و فلانه (حفصه) و امّ الحکم خواهر معاویه و هند مادر آن ملعون است. ٨- کتاب شریف «الوافی» نگارش ملا محمّد محسن فیض کاشانی متوفی سال١٠٩١ قمری است. وی در جلد٢ صفحه٢١٧ می‌نویسد:... أراد بالصنمین الأوّلین کما فی دعاء صنمی قریش... - (امام محمّدباقر (علیه السلام) ) با فرمایش خود از صَنَمَین (دوبت)، دو اوّلی (ابوبکر و عمر) را اراده نموده چنان که در دعای صنمی قریش است.... ٩- کتاب «علم الیقین فی اصول الدّین»نگارشملامحسن فیض کاشانی. او در جلد٣صفحه٨٣٠ فصل٧ (تظلّم مولانا أمیرالمؤمنین (علیه السلام)... ) می‌نویسد: و لیعلم أنّ تظلّم مولاناأمیرالمؤمنین (علیه السلام) ممّن تقدّم، علیه کثیر فی کلامه و خطبه و دعواته، و سنذکر شیئا من ذلک: فمنه ما رواه الکفعمی عن ابن عبّاس، عن علیّ (علیه السلام): أنّه کان یقنت بهذا الدعاء فی صلاته و قال: إنّ الدّاعی به کالرّامی مع النّبی صلی الله علیه و آله فی بدر و احد و حنین بألف ألف سهم و هو: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ الْعَنْ صَنَمَیْ قُرَیْشٍ وَ... -و باید دانست که به یقین مولای ما امیرمؤمنان (علیه السلام) از پیشینیان خود (ابوبکر و عمر و عثمان) در سخنان، خطبه‌ها و دعاهای خود، تظلّم می‌فرمود و به زودی برخی از آن را ذکر می‌کنیم: از جمله متنی است که کفعمی آن را از ابن عبّاس از حضرت علی (علیه السلام) نقل کرده است که حضرت در نماز به آن قنوت می‌کردند و فرموده اند: همانا (ثواب) کسی که این دعا را بخواند مانند کسی است که در رکاب پیامبر صلی الله علیه و آله در جنگ بدر و احد و حنین، هزار هزار تیر (به سوی کافران) پرتاب کرده باشد، و آن دعا این است: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ الْعَنْ صَنَمَیْ قُرَیْشٍ وَ.... ١٠- کتاب «قرّة العیون» تألیف ملا محسن فیض کاشانی نشر دار الکتاب الإسلامی است. وی در صفحه٤١٧ می‌نویسد: کلمة فیها اشارة الی ارتداد أکثر هذه الأمّة بعد نبیّها و السبب فی ذلک... و قد أشار أمیر المؤمنین (علیه السلام) إلی بعض منکراتهم فی دعاء صنمی قریش -سخنی در اشاره به ارتداد بیشتر این امّت و سبب آن... همانا امیرمؤمنان در دعای صنمی قریش به برخی از آن هااشاره نموده است. ١١- کتاب «نوادر الأخبار» نوشتهٴملا محسن فیض کاشانی نشر مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی تهران. او در صفحه١٨٤ می‌نویسد: باب إظهار مخالفتهم بعد وفاة النّبی صلّی اللّه علیه و آله و ارتدادهم جهراً... و قد أشار أمیرالمؤمنین (علیه السلام) إلی بعضها فی دعاء صنمی قریش -باب آشکار نمودن مخالفتشان با ولایت پس از وفات پیامبر صلّی الله علیه و آلهو ارتداد آشکار آنان... و به تحقیق امیرمؤمنان (علیه السلام) در دعای صنمی قریشبه برخی از آن‌ها اشاره نموده است. ١٢- مرحوم علّامه ملا محمّدباقر مجلسی دوّم متوفّی سال١١١١ قمری. ایشان در دائرة المعارف عظیم شیعه بحارالأنوار جلد۳۰ صفحه۳۹۳ حدیث۱۶۶و١٦٧ می‌گوید: ودعاء صنمی قریش مشهور بین الشّیعة، ورواه الکفعمی عن ابن عبّاس، أنّ أمیرالمؤمنین (علیه السلام) کان یقنت به فی صلاته -و دعای صنمی قریش که در میان شیعیان مشهور است و کفعمی آن را از ابن عبّاس چنین نقل کرده کهامیرالمؤمنین (علیه السلام) به آن دعا قنوت می‌کردند. سپس دعا را آورده است. و در جلد۳۱صفحه۶۳۱حدیث۱۳۳ می‌نویسد: سلف دعاء صنمی قریش الذی هو دعاء رفیع الشّأن، عظیم المنزلة، رواه عبداللّه ابن عبّاس عن علیّ (علیه السلام) أنّه کان یقنت به، وقال: اِنَّ الدّاعِیَ بِهِ کَالرّامِی مَعَ النَّبِیِّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فِی بَدْرٍ وَ أُحُدٍ وَ حُنَیْنٍ بِأَلْفِ أَلْفِ سَهْمٍ -دعای صنمی قریش گذشت - که دعایی بلند مرتبه و عظیم المنزلة است - که عبدالله ابن عبّاس از حضرت علی (علیه السلام) آن را روایت کرده و این که حضرت پیوسته به آن قنوت می‌کرده و فرموده اند: همانا (ثواب) دعاکننده به این دعا چون کسی است که در رکاب پیامبر صلی الله علیه و آله در جنگ بدر و احد و حنین هزار هزار تیر (به سوی کافران) پرتاب نموده باشد. ١٣- «ترجمه فرحة الغری» علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی دوّم در صفحه۱۰۳ب۶ گوید: و تسمیه به جبت و طاغوت ابتداء از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) شد در دعای صنمی قریش که آن حضرت در قنوت و سجده نماز شب و غیر آن می خواندند. (نام گذاری ابوبکر و عمر به «جبت» و «طاغوت» نخست از جانب امیرالمؤمنین (علیه السلام) و آن هم در دعای صنمی قریش - که در قنوت و سجده نماز و... می‌خوانده اند - صورت گرفت). ١٤- کتاب «نورالبراهین» نگاشته سیّد جلیل نعمةالله جزائری متوفی سال ١١١٢هجری نشر اسلامی قم است. ایشان در جلد٢صفحه٣٤٤ چنین مرقوم فرموده است: هم أصنام قریش، کما یظهر من دعائه علیه السلام فی دعاء صنمی قریش واللّعن علیهما - آنان (ابوبکر و عمر) بت‌های قریش اند، چنان که از دعای حضرت علی (علیه السلام) در دعای صنمی قریش و لعنت نمودن آن دو آشکار می‌شود. ١٥- کتاب شهاب ثاقب تألیف ملا مهدی نراقی متوفی سال۱۲۴۴ هجری، نشر کنگره بزرگداشت محقّقان نراقی در سال ۱۳۸۰ خورشیدی است. وی در صفحه٢٩ می‌نویسد: و در دعای صنمی قریش که به حدّ یقین رسیده است که از کلام معجز نظام حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) است و عدول مشایخ شیعه به طرق معتبره، این دعا را از آن حضرت روایت کرده اند اشاره به این معنی شد و در آن دعا حضرت ابتدا فرموده که «اللَّهُمَّ الْعَنْ صَنَمَیْ قُرَیْشٍ وَ جِبْتَیْها وَ طاغُوتَیْها... » یعنی: بار خدایا لعن کن بر دو صنم قریش و بر دو جبت و دو طاغوت قریش. بعد از آن به ازای عمل بدی که ایشان کرده اند، لعنی بر ایشان کرده است و آن اعمال را به تفصیل اسم برده از غصب خلافت و منع ارث، و منبر پیغمبر صلی الله علیه و آله را خالی کردن از وصیّ او و غیر ذلک از اعمال قبیحه ایشان تا آن که ایشان را لعن کرده به سبب بالا رفتن ایشان بر عقبه و انداختن دبّاب بر پیش پای پیغمبر صلی الله علیه و آله، و اکثر فقرات آن دعا نصّ صریح است که مراد از صنمی قریش اول و ثانی اند و هر که ملاحظه فقرات آن رابکند می‌داند که حضرت امیر (علیه السلام) از ایشان چه در دل داشته (است). ١٦- کتاب شریف«مستدرک الوسائل»نوشته میرزا حسین نوری طبرسی متوفی سال١٣٢٠ هجری چاپ موسّسة آل البیت علیهم السلام است. وی درجلد ۴ صفحه ۴۰۵ حدیث ۵۰ ۲۱/۸ از کتاب «البلدالأمین» و «جنّةالأمان» کفعمی از حضرت علی (علیه السلام) نقل نموده که حضرت به آن قنوت می‌کردند و فرموده اند: اِنَّ الدّاعِیَ بِهِ کَالرّامِی مَعَ النَّبِیِّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فی بَدْرٍ وَ أُحُدٍ بِأَلْفِ أَلْفِ سَهْمٍ - برای دعا کننده به این دعا (ثواب) کسی است که در رکاب پیامبر صلّی الله علیه و آله در جنگ بدر و احد، هزار هزار تیر (به سوی کافران) پرتاب نموده باشد.
CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.