دلایل شکست خوارج در صدر اسلام

  • 26 ارديبهشت, 1399 - 16:40
شکست خوارج، علل فراوانی داشت ازجمله: تکفیر مسلمانان تحت هر شرایطی؛ نداشتن رهبری گروه؛ تندروی‌های افراطی آنان در احکام خود بر ضد مسلمین؛ مخالفت با کتاب و سنت، و عدم همراهی با همه‌ی مسلمانان. در نهروان، امیرالمؤمنین، با پند و اندرز و احتجاج و استدلال نتوانست آنان را قانع کند، و طی جنگی سخت، به شکست آنان انجامید.

هر کس تاریخ خوارج را از تمام جهاتش مورد تحقیق و بررسی قرار دهد، خواهد دید که آن‌ها در همه‌ی اعمال و آراء و عقاید خود، راه افراطی‌گری را پیموده‌اند، فلذا در نزد تمام فرق و مذاهب اسلامی، با اختلافات در مسائل دینی شرعی، با گرایشات مختلف، رانده شده و منفور گردیدند و نتوانستند در دل مسلمانان جایی را برای حضور چشمگیر خود باز کنند تا به آمال و آرزوهای خود برسند، در نتیجه پس از جنگ‌های فراوان و جهادهایی که ده‌ها سال طول کشید، همگی آنان به شکست انجامید. این شکست‌ها و جهادی که آنان به دنبالش بودند و رنگ و بوی دینی داشت، علل فراوانی داشته است که عبارتند از:
- تکفیر مسلمانان تحت هر شرایطی؛ آنان با این حربه کسانی را که هم‌عقیده با افکار و آراء و دیدگاهشان نبودند را تکفیر می‌کردند و به نام دین و اسلام، همه چیز را برای خود مباح می‌شمردند.[1]
- نداشتن رهبری گروه نیز یکی از علل شکست آنان بوده است؛ چرا که یک رهبر و فرمانده مقتدر در هر شرایطی، جوانب کار را سنجیده و بر طبق موقعیت مکانی و زمانی، لشکریان خود را هدایت می‌کند. لذا آنان، در برابر پیشقراولان خود که می‌خواستند هدایت گروه را بر عهده بگیرند، به اطاعت تن در نمی‌دادند و آنان را هم‌طراز خود می‌دانستند، در نتیجه به ساده‌ترین علتی، اختلاف و جنگ در میان آن‌ها برپا می‌شد و این باعث عدم اتحادشان شده و شکست آنان حتمی می‌گشت.[2]
- تندروی‌های افراطی آنان در احکام خود که بر ضد مسلمین داشتند، و خون، مال، جان، نوامیس همه را مباح و حلال می‌شمردند، آراء و اجتهاداتی از خود اظهار می‌کردند که با اصول اسلام منافات داشته است، در نتیجه این افراطی‌گری، خود باعث نفرت و انزجار مسلمانان از ایشان می‌گشت، فلذا به خودی خود از حمایت مسلمین رانده می‌شدند و به‌عنوان مرتدین در جامعه اسلامی شناخته شده و همگان در برابر آنان راه پرهیز و احتیاط را در پیش می‌گرفتند.[3]
- مخالفت با کتاب و سنت، و نیز عدم همراهی با همه‌ی مسلمانان، یکی دیگر از علل شکست آنان بود؛ چرا که تلاش می‌کردند از زاویه‌ای که دین را به صورت سطحی شناخته بودند، همه‌ی اعمال و افکار و عقاید خود را بر آن تطبیق دهند، در نتیجه هرگز کردار آن‌ها با آراء و عقایدشان مطابقت نداشت، پس خلفاء و حاکمان وقت مجبور بودند در مقابل آنان موضع‌گیری سختی داشته باشند که جنگ فیمابین، یکی از همان موضع‌گیری‌هایی بود که صورت گرفت.[4] جنگ نهروان یکی از همین موضع گیری‌هایی بود که در تاریخ اسلام و در منطقه‌ی نهروان روی داد و حضرت علی (علیه‌السلام) به عنوان خلیفه‌ی مسلمین، پس از پند و اندرزهای فراوان و احتجاج و استدلال عقلی و شرعی زیاد نتوانست آنان را قانع کند، درنتیجه طی جنگی سخت به شکست آنان انجامید.

پی‌نوشت:

[1]. شیعه در برابر معتزله و اشاعره، هاشم معروف الحسنی، آستان قدس رضوی، بخش 2 ص69.
[2]. همان، بخش 2 ص 70.
[3]. همان، بخش 2 ص71.
[4]. همان، بخش 2 ص 72.

تولیدی

إضافة تعليق جديد

CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
Fill in the blank.