اعتراض پیتر آبلار نسبت به نظریه کفاره

  • 29 فروردين, 1398 - 23:53
کفاره‌ی گناه نخستین نظریه‌ای رایچ مسیحی در طول اعصار بوده که تعریفی غیر منطقی در تعالیم الهیات مسیحی افزوده است، پیتر آبلار که خود از صاحب نظران الهیاتی است نسبت به این مسئله معترض و در رسالات الهیاتی خود مرود اعلام می‌کند و البته محکوم به بدعت می‌شود.

 پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ از اساسی‌ترین و بنیادی‌ترین آموزه‌ها در مسیحیت "کفاره" است که مضمون آن قربانی شدن عیسی مسیح برای گناه نخستینی است که آدم و حوا انجام دادند و به صورت مورثی در نسل بشر نهادینه شد؛ و ناچارخدا برای آمرزش این گناه فرزند خود عیسی مسیح را همراه با شکنجه و درد زیاد به صلیب کشاند تا قربانی گناه بشر گردد. این قربانی شدن و کفاره‌ی اجباری عیسی مسیح به جای گناهان بشر و به عبارت دیگر مجازات شخص دیگری به جای خاطی، باعث گزاره‌ی غیرمنطقی و عقلی دیگری نظیر تثلیث و تجسد در مسیحیت شده است که تاکنون هیچ توجیه مناسبی در نظرات الهیدانان مسیحی را در بر نداشته است. دانشمندان زیادی نظیر چنین اعتراضاتی را در تاریخ نسبت به آموزه‌ی فدا داشته‌اند که به جای پاسخ شنیدن متهم به کج فهمی در امور دینی و ایمانی شده‌اند، اما دراین بین الهیدانی بزرگ به نام پیتر آبلار که از جمله برجسته‌ترین متالهین مسیحی قرون وسطاست (م۱۰۷۹- و۱۱۴۲) صدای اعتراض خود را به این بی عدالتی الیهاتی بر افراشت و در تعالیم خود علنا چنین خدایی که چنین ظلمی را انجام می‌دهد را محکوم و مردود می‌داند البته او نیز مانند سایر مصلحان کلیسایی محکوم به بدعت می‌شود و آخر عمر را در صومعه‌ای و به دور از حاشیه‌های الهیاتی  گذراند، در ادامه نقد او در مورد آموزه ی فدا و نظریه‌ی رایج را مطالعه می‌کنیم:

«حقیقتا  ضرورت ریخته شدن خون فردی بیگناه به عنوان بهای یک چیز و اینکه قربانی شدن فردی بیگناه باعث رضایت خاطر گردد چقدر بی‌رحمانه و شریرانه به نظر می‌رسد چقدر تصور این امر مشکل است که خدا با مرگ فرزند خود آنقدر موفق باشد که به واسطه‌ی آن با کل جهان مصالحه کند! این سوال و سوالات مشابه آن، مسئله اساسی را در مورد رستگاری یا عادل شمردن شدن ما به واسطه ی مرگ خداوندمان عیسی مسیح، در برابر ما قرار می‌دهد».[1]

البته باید این نکته را اضافه کنیم که آبلار کاملا با این اعتقاد رایج مسیحی در مورد نزول مسیحی از آسمان به خاطر گناهان بشر، باور داشت و فقط تفسیری که از آن می‌شد و اکنون نیز می‌شود به نام کفاره که خدا نیازمند به کفاره کردن عیسی مسیح برای گناهان بشر باشد را مردود می‌دانست، آبلار قائل بود خدا می‌توانست به راحتی بدون هیچ فدیه و کفاره ای از سر تقصیر انسان بگذرد (که البته این کار را نکرد).

 

 

 

پی نوشت:

[1] تاریخ تفکر مسیحی، تونی لین، ترجمه روبرت آسریان، انتشارات فرزان، چاپ چهارم۱۳۹۰

 

 

 

برچسب‌ها: 
تولیدی

إضافة تعليق جديد

CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
Fill in the blank.