یوگا کدام عرفان

  • ۱۳۹۲/۲/۳ - ۱۳:۱۰
یوگا عرفان کاذب

هر چند که امروزه یوگا در کشور ما به عنوان ورزش مطرح شده است؛ اما در کشور هند که مهد یوگاست برداشت یوگی ها طور دیگري است؛ و ما همان برداشت هندي از یوگاراکه به عنوان عرفان آن را مطرح میکنند؛ قبول نداریم ومورد نقدهاي اساسی و مبنایی است.اما به هر حال ما نظر بزرگان یوگا را براي شما نقل میکنیم:

استادان برجسته یوگا، در توضیح یوگا میگویند:

«براي رسیدن به تعالی، میبایست جسم و روح انسان یکی شود. در صورت یکی شدن جسم و روح است که شخص به کمالات انسانی، تهذیب اخلاق و سلامت جسم و ذهن نایل میشود... در یوگا ادعا میشود که انسان از طریق یوگا به خودآگاهی رسیده، به خویشتن خویش پی میبرد و به شناخت و دیدن حقیقت توانمند میشود».

مروجین اصلی یوگا این مکتب رانه فقط یک ورزش، بلکه معبري براي وصول به حقیقت میدانند:

«مفهوم یوگابسیارعمیقتر از آن است که بین عوام شایع میباشد:

عده اي آن را ورزش میدانند و گروهی فکر میکنند که با یوگا میتوانند به زیبایی و تناسب اندام برسند؛ ولی هدف یوگا از مواردمذکور متعالیتر است. شخص، ضمن خودشناسی به سلامت جسم و ذهن نایل گشته، نهایتاً به آرامش درون دست مییابد». یوگاي پیشرفته، پیدیشارما ص۱۹

هم چنان که از کتاب های یوگا نقل شد یوگا به عنوان عرفان مطرح است . حال سوال این است که کدام عرفان؟ اگر عرفان به معنی راهی است که به رضایت خداوند (که هم مبدا هستی است و هم برگشت همه چیز به اوست) ختم می شود باید پرسید با چه اطمینانی ادعا می شود که یوگا انسان ها را به این رضایت می رساند؟ گیریم که بیداری کندالینی در بدن حقیقت داشته باشد و قصه چاکرا ها و نادی ها همگی درست باشد و به فرض که انسان بتواند در سایه یوگا، تنش های روانی و استرس های روحی خود را  کاهش دهد و با یادگیری چند هزار تکنیک در یوگا به انظباط ذهنی هم دست یابد، دست آخر چه تضمینی وجود دارد که با این امور رضایت خداوند حاصل شده است؟

و اگر منظور از عرفان رسیدن به قدرت های غیر عادی است که مرتاضان ادعا می کنند که باید گفت اولا این گونه قدرت ها ـضمن این که با معجزات و کرامات اولیای الهی از نظر ماهوی تفاوت دارد و از دو سنخ محسوب می شوند ـ  اولا مخصوص یوگی ها و مرتاضان نیست و بعلاوه این گونه قدرت ها به خودی خود دلیل بر هیچ امری نیست و نه حکایت گر راه حقیقت و عرفان ناب و معنویت راستین.

به علت بی ارتباط بودن عرفان ادعایی یوگا با عرفان حقیقی است که یوگا نسبت به « باخدایی» و « بی خدایی» موضعی ندارد و همه کس را می پذیرد وحتی منکر خدا هم می تواند یک یوگی باشد.

«کسي که به خدا اعتقاد ندارد مي تواند از کيش يوگا بهره ببرد با اين توضيح که درک مراحل بالاي يوگا (سمادهي) براي او راهي است به سوي شادابي و تجديد انرژي يا حالتي است ذهني که در آن احساس يکي بودن با کائنات در او موج مي­زند. بهر تقدير باور ديني، جنسيت، سن و نژاد هرچه باشد با يوگا همخوان است به تعبير راماکريشنا: «از طريق يوگا، يک هندو، هندويي بهتر ، يک مسيحي، مسيحي بهتر، يک مسلمان ، مسلمان بهتر و يک يهودي، يهودي بهتري خواهد بود». یوگا جیمز هویت ص ۲۴.

خلاصه با توجه به مطالب ذکر شده،ضروری بنظر می رسد مردم ما خصوصاً اهل علم نسبت به این مکاتب آشنایی لازم داشته باشند و در پی راه یافتن مسائلی مثل یوگا در جامعه و فرهنگ ما بدانند در عقبه این اسامی چه فرهنگ و اعتقاداتی قرار دارد؟ و چرا باید در مکاتبی مانند هندو و بودا که در شرق آسیا طرفداران فراوان دارد، چنین ورزش های بدنی و فکری ارائه و تبلیغ شود؟ اگر آنان به خاطر خلأهای بزرگی در بعد اعتقادی و فکری مانند عقیده نداشتن به خدای حی قادر متعال و بی اعتقادی به معاد باید با امثال یوگا خود را از رنج ها رهایی بخشند، آیا ما وجود دین اسلام و عدم خلأ در بعد اعتقادی و داشتن بهترین وظائف عملی باز هم نیازی به یوگا داریم؟ اگر هم توجه به امثال یوگا از باب علاقه یا نیاز باشد باید توجه داشت که نباید یک نیاز ورزشی، ما را نسبت به باورهایمان دور بزند و رنگ و لعاب الفاظ ما را از واقعیت دور کند.

منبع:

پرسمان دانشجویی

دیدگاه‌ها

یوگا ورزشی شبیه به ژیمناستیک می باشد و از طریق خودشناسی می توان به خداشناسی هم رسید. یوگا را می توان به نوعی خودشناسی مطرح کرد و در نظر من یوگا هیچ قصه ی بدی ندارد که بخواهیم موضع گیری کنیم. یاحق

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.‎