زند گینامه و ادعا های علی یعقوبی

  • ۱۳۹۱/۱۲/۱۷ - ۱۴:۰۳
علی یعقوبی

علی یعقوبی قطب معنوی یکی از این جریانهای انحرافی در کشور است که در اواخر دهه هفتاد شمسی شکل گرفته و هنوز هم کم و بیش به حیات خود ادامه می‌دهد. وی در تاریخ ۱۳۴۴هجری شمسی در تهران متولد شده و تحصیلات خود را تا سطح دیپلم در این شهر ادامه داده و در رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی مشغول به تحصیل می‌شود لیکن به دلیل مشکلاتی که برای وی پیش می‌آید از دانشگاه اخراج می‌شود.از مسايلي كه در شناخت عقائد وی و ديد‌گاه ها‌يش مفيد است پي گيري ادعا‌هاي اوست. وي ادعاهايي دارد كه شنيدن آنها ما را در كشف شخصيت و اهدافش ياري مي‌كند:
۱ـ مدعی انتفاع از نعمات خاصه
وی معتقد است شيعه بايد از نعمات خاصه برخوردار باشد و اگر محبّي از اين نعمات بهر‌ه‌مند نباشد شيعه نيست. حال ببينيم آقاي يعقوبي چه جايگاهي را براي خود و ديگران در باب انتفاع از امام زمان (عج)در باب نعمات خاصه ترسيم مي‌كند:
 كلاً باب انتفاع در نعمات خاصه و قوا بسته است و دراين زمانه از نعمات خاصه و قواي مهدوي فقط خضر بهره‌مند هستند و مقدار كمي هم بنده بهره‌مند هستم ... ولي به جز خضر و بنده كسي را پيدا نمي‌كنيد كه توان ملكوتي داشته باشد..(۱)
 حال ببينيم ایشان با اين إدعا به دنبال چه هدفي مي‌گردد؟
بنده اعتقاد دارم كه امام (عج)دراين زمان[ مقوله حكومت را در اين مملكت راه انداخته است. حكومت از مقوله نعمات خاصه است و امام زمان (عج) در اين مملكت راه انداخته است. حكومت بايد ادامه پيدا كند؛ ولي توسط واجدان نعمات خاصه.  (۲)
اين سخن به خوبي نيّت وي را آشكار مي‌كند؛ زيرا او بر اين باور است كه بايد واجدان نعمات خاصه حاكم شوند و كساني كه داراي اين ويژگي هستند: يكي خضر است كه موضوعاً از بحث خارج مي‌باشد و ديگري آقاي يعقوبي است.
۲ـ مدعی شفا دهندگی بیماران،
در حالی که هیچ گونه مورد مستندی گزارش نشده و همه اخبار ساخته و پرداخته مریدان چشم و گوش بسته وی می باشد.
۳ـ ادعای جواز تقلید از فقهای صد سال پیش
وی می گوید:اگر مردم در اين زمان به رساله علامه مجلسي عمل كنند كافي است.(۳)
۴- ادعای فقاهت
وی معتقد است هیچ فقیهی در میان شیعه وجود نداشته و کسی غیر از خودش جایگاه واقعی فقه را در نظام معارف اسلامی نمی‌داند. وی در بسیاری از سخنرانی‌های خود به علمای شیعه حمله نموده و آنها رابه قصور در فهم معارف دین متهم می‌کند. دربعضی موارد نیز تعدی نموده و آنها را به مبارزه و محاجه می‌طلبد.
«من مسائلی را مطرح می کنم که در تاریخ هزار و چهارصد ساله اسلام گفته نشده و کسانی که مدعی اسلام شناسی هستند نیز از آوردن مثل آن و یا تکمیل آن عاجزند، اگر صد عالم، صد شبانه‌روز زحمت بکشند و بخواهند درباره حنیفیت سخن بگویند، به اندازه‌ای که من فی البداهه در این باره حرف دارم، مطلب نخواهند داشت.»
در حقیقت نگاهی دقیق تر نشان می دهد که این گفته ها همان تزریق اندیشه اسلام منهای روحانیت است که به روش های گوناگون از سوی این جریان انحرافی نمایان شده است.
۵-گفتگوی با حضرت موسي!
يكي از نكته¬هاي جالب‌ در سخنان وي چگونگي سخن گفتن وی با حضرت موسي (ع) است. وي چنین مي‌گويد:
موسي جان! شما اگر توان داري برو اين شارون(‌را)كه به اسم شما جنايت مي‌كند جمع و جورش كن. من يواش يواش دارم عصباني مي‌شم‌ها. جناب موسي! نذار من عصباني بشم. فقط همين‌جا تلويحاً عرض كنم: آقاي موسي اي بزرگ قوم يهود! يا اين يهودي‌ها را سر جاي شان بنشان و گرنه اگر بنده عصباني بشوم ممكن است دست به يك كار[ي] بزنم ؟  (۴)
۶ـ تفسیر و تأویل به رأی متون کلام الله مجید بدون داشتن هیچ گونه تخصص در علوم قرآنی
۷ـ عالم خودخوانده خواندن خود.
 نامبرده مدعی است، علوم نداشته خود را از معلمی که ۱۴۰۰ سال پیش شهید شده، فراگرفته است.(۵)
۸-ادعای نزدیکی عالم اجنه به دنیا
يکي از گفتمان هايي که علي يعقوبي سعي در بزرگ نمايي آن دارد نشان دادن قدرت اجنه و شياطين و ورود آنها به دنیای انسان ها است که متاسفانه اين خط انحرافي در سالهاي اخير از سوي بعضي از برنامه سازان صدا و سيما (مثل فیلم ملک سلیمان)پيگيري شده است.
۹ ـ مدعی ارتباط با عوالم بالا!
وی در حالیکه بارها به اشتباهات خود اعتراف کرده باز همه گفته های خود را برگرفته از عوالم بالا می پندارد. «عقايدم براساس آن چيزهايي است كه ديده‌ام نه چيزهايي كه خوانده‌ام؛ براساس ديده‌هاست نه خوانده‌ها.(۶)
بدون تردید سخن گفتن در حوزه مباحث دینی و برداشت و استنباط از گزاره‌ها و آموزه‌های دین همچون هر حوزه دیگری نیازمند تخصص لازم است و تخصص‌های لازم برای برداشت ازمتون دینی عبارتند از: علم صرف، علم نحو، علم معانی‌بیان، علم منطق، علم اصول، علم رجال، علم درایة الحدیث، علم قرائت،‌ علم تفسیر و بعضی علوم دیگر، که اصطلاحاً با عنوان علوم حوزوی از آنها یاد می‌شود. و هر کس که از این علوم بی‌بهره یا کم بهره باشد برداشت او،  از متون دینی حتی برای خود وی حجیت نداشته و عذر آور نمی‌باشد.
با کمترين نگاه به آثار و سخنراني¬هائي که از آقاي يعقوبي منتشر شده است به راحتي مي توان به اين باور رسيد که تفکر وي تفکر انحرافي بوده و به هيچ وجه نمي توان به آراء و انديشه هاي وي اعتماد نمود و حرکتي که با محوريت اين تفکر شکل کرفته و در حال گسترش بوده يک تفکر انحرافي بوده و شيوع آن در بين جامعه باعث دور شدن مردم از انديشه درست مهدويت که حاصل زحمات صدها عالم عامل و مورد تأييد امام زمان (عج)بودند مي شود.

------------------------------------------------------------------------------------------

منابع :

 ۱. به سوي ظهور، جلسه ۸، ص ۲۷.
 ۲. چهل شب با كاروان حسيني، ص۱۴۹.
 ۳ .  نظام عالم، جلسه ۷، ص۱۱
 ۴. نظام عالم، جلسه۲، پياده شده از نوار
 ۵ . از سخنرانی های وی معلوم می شودد  که منظور وي از معلمي که ۱۴۰۰ سال قبل شهيد شده حضرت زهرا (ع) است.
    ديدم نه هيچکدام اينها امام شناسي نيست، آنچه دنبالش بودم اينها نيست تا رسيدم به يک خانمي، اين خانم بزرگوار امام شناسي را بهم ياد داد. ( سخنراني ۱۸ / ۶ / ۷۹ )
    نه طمعي داريم به انقلاب شما، نه طمعي داريم به ظهور مهدي (عج)، بلكه به تأسي از مولايمان فاطمه زهرا (ع) بسيار مي‌سازيم و براي مهدي (عج)مي‏گذاريم و خودمان مي‏رويم پيش مولايمان فاطمه (ع) . ما دست پرورده او هستيم؛ ما جيره خور او هستيم؛ ما بسته به بال او هستيم، هر كجا كه او رود همره او رهسپريم؛ او از اين دنيا رفت ما هم از اين دنيا به دنبال او مي رويم؛ شما خواهيد ماند. ( نظام عالم، جلسه۶،  ص ۱۳)
 ۶ .  نظام عالم،‌ جلسه ۱۱،‌ ص۵ .

تألیف و گرد آوری از مقالات و کتب استاد حسین حجّامی : سعید صدری

 

دیدگاه‌ها

سلام علیکم میشه لطفا کتاب مورد نظر آقای حجامی را معرفی نمایید ممنون

کتاب به سوی انحراف پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی

نظردهنده ی گرامی ! منظورتون کتاب آفای حجامیه دیگه ، یک وبلاگ www.ensaaf.blogfa.comبا ادله ی کاملا قرآنی روایی عقلانی و فطری جوابیه ی آقای حجامی را نوشته اند !!!! منتهی نمی دانم چرا علی رغم دعوت این وبلاگ ، جناب حجامی پاسخی ندادند!!! چرا؟؟؟؟

با تفسیر به رأی های جواب دهنده و پاسخ های بی اساس من هم که بودم جواب نمیدادم

باعث تعجب است که شما استدلال روشن و صریح به آیات و روایات و عقل و فطرت رو تفسیر به رأی می بینین؛ دقیق تر اینه که جوابی مستدل به آیات و روایات و عقل و فطرت نیافته باشند. آفای حجامی بسیاری از امور بدیهی تشیع و اسلام رو در این کتابشون زیر سوال بردند!!! از همون ابتدای نقدشون به بی راهه رفتند چرا که اونطور که خود می پسندیدند آقای یعقوبی رو مطرح کردند ! این کجای اصول اخلاقی نقد سالم هست؟ مگر نداریم که " انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال : نگاه کن چه می گوید نگاه نکن چه کسی می گوید" آن وقت آفای حجامی به این می پردازند که تحصیلات فلان و علم درایه و... ندارند ؛ خواستیم یک آیه به ما نشان دهند که صراحتا بگوید شرط هدایت یافتن از قرآن این علوم است ؛ برای من واقعا تعجب دارد دوست گرامی شما دوزندگی ای آفای حجامی که بسیاری جاهای متن را ... گذاشته اند تا منظور خود را برسانند را چگوه توجیه می کنید ؟! مابقی رفتارهای غیر اخلاقی ایشان بماند ... . یک نمونه از دوزندگی های ایشان را برای آگاه شدن خوانندگان محترم می آورم. جناب حجامی اینطو از آقای یعقوبی نقل قول کرده اند : " « اينها را هم كه عرض كردم در خلال سفرهايي كه داشتيم ديده شده است ....... ما در اينجا ديده‌هايمان را، يافته‌هايمان را به قرآن عرضه مي‌كنيم تا ببينيم به چه ميزان با قرآن انطباق دارد آيا خداوند تأييد مي‌فرمايد بعد به احاديث و سيره اهل بيت عرض مي‌كنيم. بعد كلام حضرات علما را مقايسه مي‌كنيم نه اينكه اين مطالب را به كلام علماء عرضه كنيم اين را دقت بفرمائيد كه بنده اين مطالب را به كلام علماء عرضه نمي‌كنم. زيرا اينها را بنده ديده‌ام ولي آقايان نشسته‌اند و استنباط كرده‌اند ...... شأن اين ديده‌ها خيلي فراتر از استنباط حضرات علماي ۱۴۰۰ ساله است. چون اين ديده‌ها مال ما نيست " و اما متن اصلی و واقعی در جزوۀ ۹ نظام عالم اینچنین است: اينها را هم که عرض کردم، در خلال سفرهايي که داشتيم، ديده شده است و لزومي نمي بينيم که آن ديده ها را بيان کنم زيرا اولا، شما که ما را نمي شناسيد. ثانيا بنده در درجه اول اين مطالب را در پيشگاه امام(ع) و پس از آن در پيشگاه شما عرضه مي کنم. شما -عزيزان که گرد شمع وجود مولايمان جمع شده ايد ـ نه به خاطر بنده ـ فکر کرده ايد که اينجا سفره اي از سفره هاي اهل بيت عصمت و طهارت (ع) است. و ما در اينجا مطالبمان را، ديده هايمان را، يافته هايمان را، به قرآن عرضه مي کنيم تا ببينيم به چه ميزان با قرآن انطباق دارد، آيا خداوند تائيد مي فرمايد، بعد به احاديث وسيره اهل بيت (ع) عرضه مي کنيم، بعد کلام حضرات علما را مقايسه مي کنيم، نه اينکه اين مطالب را به کلام علما عرضه کنيم. اين را دقت بفرمائيد که بنده اين مطالب را به کلام علما عرضه نمي کنم، زيرا اينها را بنده ديده ام ولي آقايان نشسته اند و استنباط کرده اند، لذا بنده هيچوقت مطالبم را به کلام آقايان عرضه نمي کنم، نه به اين دليل که اين مطالب تعلق به ما دارد، نه، بلکه به اين دليل که شأن ديده ها بالاتر است، لذا اين مطالب را به قرآن عرضه مي کنم، به کلام و سيره اهل بيت (ع) عرضه مي کنم. بازعرض کنم که نه به خاطر اينکه شأن ما بالاتر از شأن علما است، نه، بنده خودم خيلي پايين ترهستم، ولي شأن اين ديده ها خيلي فراتر از استنباط حضرات علماي ۱۴۰۰ ساله است، چون اين ديده ها مال ما نيست. فکر مي کنم شما در مقام عرضه اين ديده ها به قرآن اين مطلب را متوجه شويد. عاقل بايد به يک اشاره مطلب را بگيرد. ما نمي خواهيم مطالبمان را به روش حضرات اهل سواد مطرح کنيم، يعني نمي خواهيم بيائيم و اقوال دانشمندان مختلف را پيرامون يک موضوع نقل کنيم و سپس بحث کنيم که کداميک از آنها بهتر است، خير، بناي کار ما اين گونه نيست، اينها عموما استنباطات خودشان است، بناي کار ما اين است که آن چيزي را که در خلال سفرها ديده شده براي عقلا مطرح کنيم." ؟؟؟ !!!

خداییش یکی بیاد این حرف ها رو به شما بگه بعدش بگه من اهانت نمیکنم شما باور میکنی تناقض از حرفهای منقول از یعقوبی که شما اوردید معلومه تا حالا هیچکس اینطور ادعا نکرده و عقل حکم میکنه برای هر چیزی دنبال متخصصش بری وقتی تخصص تفسیر نداره چرا تفسیر میگه خوب معلومه همینطوری میشه و اشتباه میگه

سلام علیکم ، اول اینکه بنده دلیل کار غیر شرعی و اخلاقی افای حجامی را نیافتم بابت نقطه چین های بین متنی نیافتم . دیگر اینکه ایشون معارف مطرح شده ی شان را با قرآن و به روایات و سیره ی اهل بیت عرضه می کنند ، این نمی تواند کافی باشد ؟ چه اینکه در اصول دین تقلید نباید کرد ! همه علما ب این مورد معتقدند . ایشان هم گفتند ک با کلام علما مقایسه میکنیم . در طول تاریخ بارها اتفاق افتاده ک علمای بزرگ با استادان خودشان اختلاف هایی داشتند در این زمینه ها مثلا جناب شیخ طوسی رحمتالله شاگرد کلینی بوده انداما نقدهایی بر استادشان داشتند ؛ دیگر اینکه ایشان فرمودن ک این دیده ها مال ما نیست ! وگرنه من خود پایین تر از علما هستم ! این یعنی چه ؟ یعنی مفهوم واقعی خلیفه الله ، یعنی و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی ؛ یعنی اینقدر وجود یک فرد خالی شود از حجاب های مختلف ک بتواند آنچه را ک خدا می خواهد ببیند آنچه ک امامش می خواهد ببیند چرا که آیه قرآن خود می فرماید اولم ینظروا فی ملکوت السماوات والارض " ایا ب ملکوت آسمان ها و زمین نمی نگرند " گویا لحن خدا عتاب گونه است ک چرا نمی نگرند ؟! ولی ما کسی ک دیده را عتاب می کنیم و از آن تعجب میکنیم ؛ بالاخره باید ب کل آیات ایمان داشت خوب خدا یرزق من یشاء بغیر حساب است . دیگر اینکه متخصصان تفسیر چ کسانی اند ؟؟ وجود افرادی مثل رجبعلی خیاط و حمال اصفهانی و حاج اقا دولابی ها نشان چیست ؟ کدام روایت و آیه گفته تفسیر کردن باید زیر سقف حوزه انجام شود و لا غیر ؟! ولی خود آیه قرآن صراحتا فرموده ک " ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی المتین " پس هدایت های ویژه ی قرآن بر متقین گشوده می شود .

سلام حق جوی گرامی (در صورتی که واقعا حق جو باشی) ۱. برای پرهیز از اطاله کلام نقطه چین میآورند که معلوم هست ادبیات نخوانده اید ۲. واقعا ملاک عرضه به قرآن و روایات و سیره ی اهل بیت که حرفش را میزنید چطوریه؟ از کی راه عرضه کردن مطالب به روایات، روش آقای یعقوبی شده که وی انجام میدهد. ضمن اینکه در کتاب آقای حجامی و صدری سخنان یعقوبی به روایات عرضه شده و خلاف روایات قرآن نشان داده شده؛ تعجبه که چشمتون رو میبندید ۳. اختلاف سلیقه علما با بدعت گذاشتن آقای یعقوبی خیلی فرق دارد. فتامل... ۴. دیده ها پس برای کیست که ایشان مطرح میکنند ........... مبهم صحبت کردن شگرد یعقوبی است. ۵.افرادی مثل رجبعلی خیاط و حمال اصفهانی و حاج اقا دولابی ها مفسر نبودند چرا نمیفهمید فرق را؟ ضمن اینکه رجبعلی خیاط شاگرد عرفانی نداشت .. مرحوم دولابی میگفت من کوچه پس کوچه های عرفان رو نمیشناسم و خود شاگرد آیت الله انصاری بود یاد گرفتن منطق و علوم تفسیری نفعش اینجاست که فرق عارف و غیر عارف, مفسر و غیر مفسر, شیاد و ام خوب و .... را میفهمی پس برو فکر کن و بنگر تا خطاب آیه اولم ینظروا فی ملکوت السماوات والارض .... به شما نخورد چشم و گوش بسته هم از کسی حمایت نکن که اون دنیا گیر کنی

عرض سلام مجدد خدمت شما ؛ خدا رو شکر که در زمینه معارف دغدغه مندید . اینکه در ادبیات برای پرهیز از اطاله ی کلام نقطه چین می آورند را کاری نداریم اینکه آای حجامی برای چه آوردند جای سوال دارد همانطور که یک نمونه از دوزندگی های حجامی آورده شد و با متن اصلی جزوه تطبیق داده شد ظاهرا غرض دیگری درکار بوده چه اینکه تفاوت معنایی زیادی را در القا به مخاطب با این کار خود ایجاد کرده است ضمن اینکه این شرط صدق و امانت داری در نقد را نمی رساند و نمی توان برای متنی که کسی دیگر نوشته نقطه چین گذاشت ، اونی که شما گفتید برای نوشته ی دیگری صدق نمی کند ؛ متوجه مورد دوم شما نمی شم ، اگر جزوات آقای یعقوبی را بدون غرض ورزی و تعصبات مطالعه کرده باشید می بینید که در پاورقی ها و متن جزوه به آیات و روایات استناد شده و نیز مطالب ایشان منطبق با عقل بشری است که امام کاظم علیه السلام آن را حجت درون افراد دانسته اند و البته فطرت که خداوند در قرآن خود به این مورد پرداخته است پس می تواند بعنوان یک ملاک باشد و آقای یعقوبی نیز معارف مطرح شده شان منطبق با فطرت است ؛ در مورد بدعت ؛ بدعت در معنای لغوی كار نو و بى سابقه ‏اى است كه بیانگر نوعى حسن وكمال درفاعل است، چنانكه ‏یكى‏از صفات خداوند «بدیع» است: «بَدِیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»[بقره/ ۱۱۷] که ما خود هم گفتیم معارف آقای یعقوبی در تاریخ ۱۴۰۰ ساله مطرح نشده و نو و تازه است . اما در مورد معنای اصطلاحی آن طبق فرموده ی امیرالمونین یعنی روشی که بعد از پیامبر ایجاد شده است (عاصم بن حمید روایت كرده كه: شخصى خدمت امیر المؤمنین علیه السلام رسید و عرض كرد معنى این كلمات چیست: سنّت، بدعت، جماعت، و فرقه؟ امیر المؤمنین فرمود: «سنّت» راه و روشى است كه پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله مقرّر فرموده، و «بدعت» روشى است كه بعد از آن حضرت پیدا شده، و «جماعت» آنانند كه به حقّ معتقدند، اگر چه اندك باشند، و «فرقه» پیروان باطلند اگر چه بسیار باشند. معانی الأخبار، ص: ۱۵۴ ) حال سوالی مطرح می شود ایشان چه روشی بنا کرده که در دین نبوده ؟! درحالیکه تمامی مطالب ایشان منطبق با آیات و روایات و عقل و فطرت است و حتی رفتارهای خود ایشان کاملا منطبق با خواست خداوند و اهل بیت است ، کمی منصف باشید ؛ اگر تمامی مطالب و جزوات ایشان با دقت خوانده شود مشخص می شود که وقتی می گویند " دیده ها مال ما نیست " یعنی چه (که این جمله خود مفهومی قرآنی دارد )، و مال کیست و معلم ایشان کیست ؛ نمی دانم تعریف شما از مفسر چیست دقیقا اما همین رجبعلی و حاجاقا دولابی توضیحاتی از برخی آیات داده اند که بی نظیر است شاید شما توجه به صرف و نحو و شأن نزول آیات و توجه به لغت نامه های قطور و این چنین چیزها را فقط تفسیر می دانید که باید خدمتتان عرض شود که اینها بارها در تفسیر آیات قرآن به بن بست خورده اند و هیچ دلیل قرآنی برایشان یافت نشده است! می دانید چرا ؟ چون قرآن در قالب صرف و نحو نازل نشده که برخی اینقدر سنگ آن را به سینه می زنند اگر هم جایی به کسی توسط اهل بیت توصیه به آن شده باید دانست ک اهل بیت با توجه به مخاطب و سطح او وی را تربیت می کردند به یک مورد اشاره می شود برای اثبات اینکه قرآن در قالب صرف و نحو نازل نشده ، در قرآن در مورد حضرت مریم آمده : " کانت من القانتین " درحالیکه باتوجه به قوانین علم صرف حضرت مریم مونث است و باید برای مونث آورد ه شود " القانتات " نه قانتین که برای مذکر است! و یا به حضرت آدم فرموده شده " وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ ، زوج حضرت ادم مگر مونت نیست پس چرا گفته شده " زوجک " باید می فرمود " زوجتک " ! . ابن عباس را که می شناسید ، همان شخصی که بسیار به علوم این چنینی عالم بود و شاگرد اول این علوم در زمان خود بود و... اما همین شخص وقتی با میثم تمار مواجه می شود و میثم قدری از تفسیرهای سطح بالای قران را برای وی بازگو می کند وی هاج و واج می ماند که اینها را میثم از کجا آورده است ! ، در حالیکه وی مفسر بزرگی بوده ظاهرا ؛ به خاطر این است که میثم مورد تربیت های خاصه ی امام علی قرار گرفت هرچند حدودا ۴ سال و خرده ای بیشتر از محضر ایشان بهره نبرد اما تربیت خاصه شده بود میثمی که علاوه بر اینکه ازنحوه ی مرگ خود و برخی امور دیگر آگاه بود ، از تفسیرهای سطح بالای قرآن هم به لطف معلمش نوشیده بود ، بله امام به میثم و سلمان صرف و نحو را توصیه نکردند ! به این شاگردان بزرگوار نگفتند چون سطح آن علوم بالا نیست! همین ابن عباس (که البته ایشان محب اهل بیت بوده اما قابل قیاس با میثم و سلمان که شیعه به معنای واقعی کلمه نه اسمی بودند، نیست) از همراهی امام زمانش بسمت کربلا جا ماند و حتی امام حسین صلوات الله را نصیحت هم کرد! رعایت ادب و احترام در نقد و مناظره وظیفه ی همگانی ماست دوست گرامی! من همچنان منتطر ادله ی مستدل به آیات و روایات و عقل و فطرت بشری برای مطالبی که وبلاگ انصاف مطرح کرده اند در جوابیه ی آقای حجامی از طرف ایشان و یا دیگران هستم ( برای بند بند جوابیه ی این وبلاگ ) . چراک آن معارف مطرح شده وسط آقای یعقوبی را با ادله ی منطبق با آیات و روایات و عقل و فطرت بیان می دارد ضمن اینکه با پاسخ آفای حجامی را نیز با همین منابع یان می دارد ؛ گفتگوی این وبلاگ با شهروند دردمند هم در همین مضامین است. www.ensaaf.blogfa.com صبح ظهور نزدیک است و حق پشت پرده نخواهد ماند ... ألیس الصبح بالقریب؟! گفتگو های من و شما ظاهرا به بگو مگو شبیه شده که خیری در آن نیست! ان شاءالله همگی پیرو حقیقی و همه جانبه ی رهبر معظم انقلابِ پر نورمان باشیم . خدا نگهدار

سلام ما با کسی که شیعه هست دشمن نیستیم ولی تاب و تحمل بدعت رو هم نداریم حق جوی گرامی در پست های مربوط به اقای یعقوبی به تفصیل بدعت های ایشان را اورده ایم اگر قبول ندارید ذیل همانها دلیل ردتان را بگوئید. خداوند دعایتان را مستجاب کند

با سلام این برچسب های که به این آقا می زنید همش دروغه به بخداو که یکتاست که او گواه بر اعمال ماست و برچسب انحرافیو غیره یعنی اینکه خارج از قرآن وسیره اهلبیت(ع( حرف می زند اما فقط تهمت دروغ چسباندن به افراد منحرف واقعا متاسفم تحقیق کنید بعدش اگر روحانیت با این فرد مشکل دارد بنده نیز فقه می خوانم ولی برداشت شما بسیار بی رحمانه می باشد یا حق

سلام و رحمه الله ما به غیر حرف های ایشون چیزی نگفتیم لطفا به آدرس های سخنان ایشون مراجعه کنید

سلام من خواستار مباحثه با شما هستم از ادعا و تهمت شما

سلام اقا محمد ۱. کسی که خواستار مباحثه هست ایمیلی شماره ای ادرسی .... میده ............ ۲. ادعاها برای اقای شما یعقوبی هست ۳. از کی نقل از یعقوبی با ادرس دادن شده تهمت شخصیت زدگی تا به کی

با سلام دوست عزیز کتاب حاج آقا حجامی چاپ نشده ولی مطالبشون رو برخی از سایت ها منتشر کرده اند

سلام کتاب به سوی انحراف پژوهشکده مهدویت

سلام آقا محمد عزیز ۱.واژه برچسب وقتی استفاده میشه که به کسی غیر واقعیت به نقلش گفته بشه" ولی متاسفانه ما حرف های خود ایشان را از کتاب و نوارهایش در آورده ایم ۲. ما واژه انحرافی را برای ایشان استفاده نکرده ایم بلکه شما خواننده پی به انحرافی بودن جریان این شخص برده و خود نیز درمقام رد انحرافی بودن وی هستید. ۳.حرف های ایشان کجایش در سیره اهل بیت می باشد و کدام ادعای ایشان پشتوانه روایی دارد؟ ۴. روحانی معنیش این نیست که فقه می تواند بخواند که شما هم بشید فقه خوان و نتیجه روحانی " ۵. به نظر شما ما در این چند خط برداشتی انجام دادیم یا فقط ادعا های ایشان را با زندگینامه اش را آورده ایم . ۶.به نظر حقیر برداشت ایشان از دین و ذهن جوال ایشان کمی باعث شده که علماء را از خود پایین تر بداند و .... ادعاهای پوچ و خنده دار مطرح کند بی رحمی از بین بردن زحمات شبانه روزی عالمان از جان گذشته می باشد در طول سال ها توسط یک مدعی یا ...... ۷. قبل مباحثه پیشنهاد می کنم منابع را خوب مطالعه کرده و با استادتان اول مباحثه کنید اگر طالب حقید(یا حق) ۸. فی الکل حقیر آماده مباحثه با شما نیز هستم به هر صورت که شما میلتان می کشد .....

امیرالمومنین(ع):اگر اضافه اطلاعاتی که سلمان در ایمان داشت ابوذر متوجه میشد او را میکشت مطالب ایشان بسیار بالاتر از سطح فکر شماست هیچ عالمی به اندازه ی ایشان مبحث کلمات راخوب توضیح ندادا البته اگر کامل بخوانید شما فقط پاره ای از مطالب را گلچین کرده و به خیال خود رد کرده اید

آقا محمد حسن پور سلام به نظر شما اضافه اطلاعاتی که سلمان نسبت ابوذر داشت هیچ وقت از طرف سلمان لو رفت و افشا شد؟ قطعا نشد زیرا واقعا چیزهایی را بهش یاد داده بودند که به کس دیگه ای نگفته بودند، ولی کسی که بر فرض محال اسرار هم بهش گفتن، افشای سر میکنه معلوم میشه یا توهم زده که سرّ یاد گرفته یا لیاقتش رو نداشته که دومی محاله زیرا اهل بیت علیهم السلام به کسی که ظرفیتش رو نداشته باشه چیزی یاد نمیدن

برادر گرامی ، اگر جناب سلمان علیه السلام نگفتند حتما می دانستند که میل امام زمانشان نگفتن است! اما مگر میثم نگفتند ماجرای مرگشان و یا قیام مختار و ... را ؟ ویا خود اهل بیت علیه السلام که در بعضی موارد گفتند چطور ؟! مثلا خطبة البیان امام علی را مطالعه بفرمایید ببینید چه فرمودند سخن هایی که واقعا اعجاب انگیز و برای برخی کفر برانگیز است چرا که نمی توانند درک کنند که امام می فرمایند من برپا کننده ی قیامت هستم و... یعنی چه ؟! و یا خود امام خمینی ره وقتی که شروع به تفسیر سوره ی حمد فرمودند عده ای که توان این معارف سطح بالا را نداشتند صدایشان درآمد و امام سفره ی معارفی خود را جمع نموده و دیگر ادامه را نگفتند، پس اگر اینطور بود اصلا اهل بیت نباید میفرمودند و نیز امام خمینی ره ! و مثالهایی این چنینی زیاد است !

بسمه تعالی شما اگر خودتون رو به خواب نزدید چرا همه ی نظرات رو منتشر نمی کنید و گلچین می کنید؟ امیدوارم مصداق ابن عباس های زمانه که در برابر میثم ، با این حال که ظاهرا شاگرد اول دانشگاهی امام بودند نباشیم که ابن عباس حدیث گوی هروقت در برابر میثمِ خرما فروش قرار می گرفت میثم علومی از قرآن رو برایش بازگو می کرد که ابن عباس واله می شد و می ماند که میثم آنها را از کجا آورده. ایکاش مصداق آیه ی " ختم الله علی لوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوة و ... " نباشیم ایکاش مانند کسانی که خود ظاهرا نماز می خواندند و می گفتند مگر علی نماز می خواند... . تمامی سخنان ایشان در قرآن و روایات و سیره ی اهل بیت دیده می شود.

قرآن بر سر نیزه کردن کار امثال معاویه می باشد لطفا اگر بحثی علمی دارید نظر بگذارید و از عدم انتشار نظرتان گلایه بکنید ولی وقتی نظر علمی و توان دفاع ندارید وقت دیگران را نگیرید

با چه سازو کاری حضرت زهرا را می بیند با چه سازو کاری معارف میگوید از کجا اجازه دارد به هرکسی معارف بگوید چه کسی به او گفته میثم است بابا دست بردارید اینها همه دکان است

حرفی نزنید ک فردای ظهور یا پس فردای قیامت شرمنده حضرت زهرا شوید ک عذاب آن از جهنم بدتر است . حداقل اگر جواب سوالتان را نمی یابید سکوت کنید امام خمینی ره می فرمایند در شرح چهل حدیث ذ یل حدیث اول مطلبی بسیار با مضمون و مصادف با حال شما . تهمت نزنید کدام دکان ؟؟!!

ادعای شاگردی مستقیم و پیاده روی با حضرت زهرا(س) دکان نیست آیا گوینده این حرف ها شرمنده نخواهد شد چرا مریدان یعقوبی چشمشان را به واقعیت بسته اند؟

با سلام به همه دوستان، سؤال بنده این است که اولا چطور میشود این علوم و معارف را بزرگان علمای ما درک نکرده اند امثال آقای بهجت و علامه طباطبایی و علامه حسن زاده و ده ها و صدها عالم بزرگ دیگر ؟ دوما این تمسکها به مبهمات و متشابهاتی مانند علوم سلمان و میثم و ... که راه را برای هر ادعایی باز خواهد کرد، آیا معیاری درکار هست یا نه؟ پس هر کسی ادعایی بکند و بگوید ما اهل معرفت و ملکوتیم و تمام؟ علاوه بر اینکه اصل تعلیم ائمه به امثال ما محل شبهه است. راه معلوم و واضح است خود را فریب نداده و به خواب نزنیم و جوگیر و احساساتی نشده و به اسم معنویت و عرفان و اهل بیت و ... گول نخوریم. یا علی

سلام علیکم ، سپاس از اینکه بدون تهمت زدن سوال مطرح کرده اید ؛ در پاسخ باید گفت معارف مطرح شده توسط آقای یعقوبی با منابع دین اسلام کاملا هم خوانی دارد یعنی با آیات قرآن ، روایات و سیره ی اهل بیت صلوات الله علیهم ، عقل بعنوان حجت درون افراد ، و فطرت که در انسان ها یافت می شود و در قرآن هم به آن استدلال شده ؛ بله اگر چند خط از بالای ۲۰۰۰ صفحه مطلب آورده شود بصورت گزینشی قطعا به ذهن خواننده متبادر می شود که حرف از ادعاهای ملکوتی و ... است ، در صورتی که ادعایی درکار نیست! بله مثل این است که من بگویم در قرآن امده : " یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما ... منافع للناس ... از تو درباره ی شراب می پرسند بگو در آن دو ... منافعی برای مردم است... "!!! و کامل آیه را نیاورم و یا " ویل للمصلین " یعنی دیگر نماز نخوانیم؟! پس باید به سیاق مطلب و قبل و بعد ، موضوع آن و کل مطلب آشنا بود تا سوء برداشت صورت نگیرد ؛ معیار همان است قران و روایات و عقل و فطرت ؛ برادر در مباحث اعتقادی همه ی علما هم معتقدند که نباید تقلید کرد!پس در معارف که اعتقادی اند تقلید جایز نیست ، پس نمی توان گفت که چطور می شود که بعضی بزرگان ما این معارف بهشان نرسیده است ؛ یعنی چون قبلا به کسی نرسیده پس نباید درست باشد؟ آقای مبلغ شاید به خاطر همین پیامبر اکرم فرموده اند که " انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال " به محتوا بنگر نه اینکه چه کسی می گوید! در مثال مناقشه نیست : چطور حضرت داوود ۱۰-۱۲ ساله می تواند جالوت را از پای دراورد ؟ چطور حضرت مریم علیرغم تصور بسیاری کاهنان مورد خطاب قرار گرفت : یا مریم اقنتی لربک ؟ بگذارید در قرآن پاسخش را بیابیم : وَلَمّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَجُنُودِهِ قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَى القَوْمِ‏الكافِرِينَ * فَهَزَمُوهُمْ بِإِذنِ اللَّهِ وَقَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَآتاهُ اللَّهُ المُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ‏مِمّا يَشاءُ* فرموده خداوند به او ملک و حکمت داد و از آنچه می خواست به او علم داد! "یشاء" ، البته سیستم خواست خداوند قطعا عقلانی است ؛ در مورد توان ملکوتی داشتن هم باید گفت که در قران امده : أَوَلَمْ يَنظُرُواْ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللّهُ مِن شَيْءٍ وَأَنْ عَسَى أَن يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ.اعراف ۱۸۵ خداوند فرموده آیا به ملکوت آسمان ها و زمین نگاه نمی کنند؟! لحن خداوند سرزنش آمیز است که چرا نظر می کنند چرا نگاه نمی کنند ! نفرموده چرا نمی خوانند لم یقرؤوا گفته لم ینظروا ؛ پس ملکوت مکانی است قابل دیدن یک عالم است که آیاتی در قران درمورد ان امده است ، چطور می گوییم فلان شخص بزرگوار چشم برزخی داشت یعنی یک جسم برزخی هست که چشم هم دارد و در برزخ است در مورد ملکوت هم جسم ملکوتی برای هر شخص وجود دارد که در عالم ملکوت است اما هر کسی توان ملکوتی ندارد انطور که همه چشم برزخی و توان برزخی نداریم ؛ حالا خداوند شخصی که چشم ملکوتی اش بسته است را مورد عتاب قرار می دهد درحالیکه ما شخصی را که می بیند و توان ملکوتی دارد! به او می گوییم ادعا می کنی و... ؛ مگر در زمان رسول گرامی اسلام صلوات الله همه معجزه ی شق القمر وی را دیده اند که بخواهند ایمان بیاورند؟! خیر چون اینطور مطرح می شود که عقل بشری تکامل یافته بود پس خداوند قرآن را برای رسول الله قرار داد ، خوب پس بایستی انتظار داشت که تربیت و تعلیم های خاص شیعیان ایشان هم باید در همین موارد باشد و تعجب بیافریند ، آیا این همه مطالب و معارف مطرح شده که واقعا پاسخی صحیح قوی و دقیق به سوالات چندین هزارساله ی انسان است و در این۱۴۰۰ ساله مطرح نشده حالت اعجاز ندارد؟ حتما که نباید منتظر نور گریبان و اژدها باشیم ،اگر معتقد بباشیم که معجزه یعنی چیزی که دیگران مثل ان را نمی توانند بیاورند در مورد این مطاب صدق می کند ، ایشان در این ۱۵ ساله بارها دیگران را به نقد و بررسی مطالب دعوت کرده و هم چنین از محققین محترم خواسته اند که وارد نظریه پردازی شود و مفاهیم قرآنی را باز کنند و سوالات بی جواب را پاسخ دهند اما چرا اقدامی دیده نشد برای سوالات بی جواب و نظام عالم و ... و ... ؟! علاوه بر اين، بد نیست این موضوع را هم مطرح کنیم که " چرا زمانی که آقای یعقوبی برای آوردن نشانه (ویا معجزه که برخی می گویند) اعلام آمادگی کردن کسی همراهی نکرد؟! ایشان به مدت دو سال در مسجد چهارده معصوم(علیهم السلام) به درمان بیماریهای کوناگون و لاعلاج می پرداختند !البته مصادیق این دست در مورد ایشان زیاد است. از طرفی اگر ایشان معجزه بیاورد آیا افرادی چون آقاي حجامي تحمل آنرا دارند؟ آیا تضمین می‫دهند مثل اقوام گذشته آن را سحر و جادو نخوانند؟ توان تشخیص معجزه از سحر را داریم؟! (برداشت از وبلاگ انصافِ قدیم که مضمونا ینجا آورده شده وبلاگ انصاف ظاهرا حک شده (!) اندکی تعجب آور است اما اشکالی ندارد دیگران و آفای حجامی در همین جا یا وبلاگی دیگر اگر جوابیه ی وبلاگ انصاف را خواستند مطرح نمایند ما خواننده هستیم ...) می گویم معارف مطرح شده توسط ایشان را کامل در اختیار خواننده بدون ایجاد پیش زمینه ی ذهنی قرار دهید و بعد نقد خودتان ر هم بنویسید اینطور اخلاقی و اسلامی و شیعی تر نیست ؟ در مورد کتاب آی حجامی باید گفت که چرا ایشان از معرفی و تخریب فرد شروع کرده و بعد به آوردن خود مطالب ( که البته آن هم گزینشی! ) و اسماً نقد آن می پردازند؟! این با شیوه ی اهل بیت سازگار است ؟! مناظرات امام رضا را مطالعه بفرمایید؛ چرا ایشان ابتدا باترور شخصیت و تخریب و تهمت را با روانشناسی در متن و استفاده از واژه های نادرست و... آغازمی کنند؟ اللهمصل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

تقوا در برسي شخصيت يك نفر اين است كه نظرات آن شخص را به طور كامل مطرح كنيد و با استدلال هاي قرآني اگر نظر اشتباهي دارد رد كنيد ولي آنچه من اينجا خواندم باعث نشد كه انحراف ايشان را متوجه بشوم جز اينكه شما بزور ميخواهيد مطلبي را به خواننده القا كنيد

تقوا چیست امام علی می گوید در صحرای پر از خار با پای برهنه چگونه راه می روی در دنیا هم طور راه برو که خاری از گناه به پایت نرود تقوا ایجاد اختلاف است تقوا گفتن چیزای مثل اوهام است یعنی در عالم عارفی دیگر نبوده که آسمان سوراخ شده و ایشان آمده خدا چه چیز را دید که ایشان را داده چرا هیچ نشانه ای از او در روایات نیست چه کسی اینها را تقوا می خواند این چگونه عمل کردن به سیره است

جناب گندگی در نظر گرفتن احترام در صحبت هم خوب است! شما مطالبی که با آیات و روایات استناد شده را اوهام می پندارید؟! "یعنی در عالم عارفی دیگر نبوده که آسمان سوراخ شده و ایشان آمده خدا چه چیز را دید که ایشان را داده " در حدیثی داریم : اگر ابوذر می دانست که در قلب سلمان چه می گذرد او را می کشت !!! تو خد حدیث مفصل بخوان از این مجمل ... ؛ بحث عارف و اینها چیست ؟! اینکه یک فرد مورد تربیت های ویژه ی اهل بیت قرار بگیرد و ایشان را ارتقا دهند و معارفی عظیم را به وی مرحمت نمایند تعجب آور هست چون این معارف تا به حال بی سابقه بوده در عین اینکه مستدل به منابع دین اسلام هست اما غیر ممکن نیست! "چرا هیچ نشانه ای از او در روایات نیست " برادر گرامی خیلی برایم جالب است که با وجود حی بودن امام زمان به دنبال این هستید که چرا در روایات نیست ؟! بنده به روایات هم مقید هستم اما در جایی که امام حی وجود دارد حتی قرآن هم بعد امام قرار می گیرد گواهش ماجرای قرآن به نیزه کردن و رفتار خوارج و اول امام مظلوممان که می گفتند قرآن اطق منم ! ؛ بله من معتقدم در نجوا و تضرع با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از ایشان بخواهیم که حق و ناحق و اهل آن را به ما بشناسانند... اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام شما زور میبیتید اینجا؟؟؟؟؟؟ به ما هم نشان دهید

هرکسی نور فطرت دارد.سخنان این بزرگوتر را اگر مطالعه کنید می بینید که نزدیکتر به قران می باشدتا مفسرین دیگر.

من این نور فطرت را از کجا کسب کنم؟ آیا همه ی مردم این زمان نور فطرت دارن؟ چا این فرد بیان میکند که باید فقط افراد خاصی را هدایت کرد نه همه ی مردم را؟آیا این با سیره ی قرآن سازگار است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اری همه مفسران شیعه و علما همه اشتباه کردند به غیر اقای یعقوبی که اصلا سواد تفسیری ندارد انبیا نیز اشتباه کردند به قول اقای شما یعقوبی همه اشتباه میکنند فقط یعقوبی درست میگوید تا به کی شخصیت پرستی

معارف چه کسی اینها را می گوید معارف علم بالا بیا پایین با هم صحبت کنیم آنهایی که مثل حضرت زهرا از عوالم بالا بودن این حرفهایی که این آقا می زند نمی زدند نمی دانم شاید ایشان نور ششم بوده اند که جامانده اند یا زیر کسا نرفته بیرون نگاه می کردند بابا جمع کنید کمی فکر کنید

نمیدونم صحبت های این آقا چقدر واقعیت داره و منطبق بر دین هست. اما از کسی شنیده ام که وقتی وصف آقای یعقوبی به یکی از علما ی بزرگ میرسد،ایشان گفت : خدا را شاکرم که ما را در زمانه ایشان قرار داده است

شنیدن کی بود مانند دیدن؟!!!!!!!!!!! مرد مومن!!!؟؟؟؟

تهمتی دیگر بر علما انهم باز ازبان یعقوبی

باز هم ادعاهای بدون سند از پیروان و دوستداران یعقوبی این مطلب که نقدی نیست فقط ادعاهای یعقوبی رو آورده، چرا ناراحتید ادعاهای یعقوبی با سند خودیعقوبی رو رد کرده فکر کنم از یعقوبی باید ناراحت باشید که اینچنین صحبت کرده نه از نویسنده این مطلب

به نام خدا برای گرفتن تمامی پاسخ های خود بطور کاملا منطبق با آیات و روایات و سازگار با عقل و فطرت هر انسان آزاده ، می توانید به مباحثه ی وبلاگ انصاف ۰ که بنده چند روز پیش با این وبلاگ به رحمت خدا برخوردم ) در جوابیه ی اقای حجامی و شهروند دردمند مراجعه کنید ، برای بنده بسیار جالب است که حجامی از ادامه ی مباحثه دست کشیدند و دیگر پاسخی از ایشان دیده نشد!!!! اما به یک مورد بنده اشاره کنم که البته دقیق تر در وبلاگ گفته شده دنبال کنید اگر واقعا به دنبال حق هستید ... شما با استناد به کدام آیه ی قرآن و روایت برداشت از امور دینی که قرآن و روایات شامل آن می شود را نیازمند دانستن علم صرف و نحو و درایة و ... می دانید ؟؟؟ محور استناد شما چیست ؟ چیزی بالاتر از قران و اهل بیت می خواهید ؟ در حالیکه آیات قران زیادی وجود دارد که چیزهایی دیگر را لازم می داند " ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین " بر خلاف نظر شما صاحب قران قران را کتابی برای هدایت متقین می داند ، مفقین نه صرف و نحو دان ها به تعبیر شما ! و یا اگر سلمان " منا اهل البیت " شد یعنی توان های اهل بیتی را هم دارا شد از طریق اهل بیت به اذن الله ، رمز موفقیتش چه بود ؟ علم صرف و نحو دانستن ؟ روایات چیز دیگری می گویند ، در روایاتمان داریم ه یکی از دلایل اصلی منا اهل البیت شدن ایشان این بوده که میل امامش را بر میل خودش مقدم می دانست ... . و یا بسیاری افراد بودند که توان هایی داشتند بدون داشتن علوم مطروحه ی شما افرادی چون رجبعلی خیاط ( کتاب کیمیای محبت گویاست) و یا جناب حمال اصفهانی که ظاهرا فردی باربر بوده اما کودک در حال سقوطی را را گفتن یک کلمه ی بایست بین زمین و هوا معلق نگه می دارد و البته علمای به قول شما متخصصی که در صحنه بودند به حمال اصفهانی می گویند چه ذکری گفتی چه گفتی می دانید در پاسخ چه می گوید ؟ می گوید عمری خدا به ما گفت ما گفتیم چشم یکبار هم ما به خدا گفتیم خدا گفت چشم ،حال توان های بسیار بالاتر از این موراد هم وجود دارد بله نیازی به علم صرف و نحو و درایة نیست اگر به این علوم بود باید الان همه ی طلاب دارای توان های خاص باشند و یا همه ی دانشگاهیان این بحث ها اما چرا نیستند ؟ چرا نمی توانند بیماری را به اذن الله شفا دهند و یا کارهای دیگر در حالیکه صرف و نحو و تخص مد نظر شما را می دانند... ،

من هم مطالب دوستداران و مریدان این آقا را می خوانم اگر شما انقدر که برای طهیر ایشان وقت میگذارید برای یافتن امام غایب وقت بگذارید که بیاید مشکلات حل می شود برای تفقه در دین ابزار می خواهیم برای فهمیدن درست از غلط ابزار می خواهیم البته نه از نادیده ها بلکه از چیزای که اهل بیت یادمان داده اند برای فهم حدیث حدیث شناس می خواهیم ایشان هر چه دارند برای خودشان خوب است نه برای نشر دادن چرا که بیشتر تشبیه است تا فهم آیه کمی فکر کنیم

سلام با این حرف های شما فهمیدم که من هم دکترم هم مهندس هم انبشتن هم جابربن حیان و ...... مرد مومن خدا بهت عقل داده حکم شده تو هر چیزی بری پیش متخصص مثل اینکه شما برا چشم دردتون میری دنبال شکسته بند کسی که تفسیر میگه صرف و نحو ندونه معنی رو متوجه نمیشه و میشه علی یعقوبی امثال عرفایی که فرمودید به اقرار خودشون کوچه پس کوچه های عرفان رو نمیشناسند نمیتونند شاگرد پروری کنند فتأمل حقیقت نما

دوستان عزیز چرا اینقدر خودتون رو اذیت میکنید.اینقدر ادعا ادعا نکنید.مطلب اهل سواد ما در جامعه این است که هر چیزی رو باید از ثمره اش شناخت. خب ثمره مطالب ایشون چیه ؟ ثمره مطالب ایشون در درجه اول تقواست.ایشون نه تنها می گویند به نامحرم نگاه نکنیم بلکه می گویند حتی فکر هم نکنیم. خب یکی دیگر از ثمرات مطالب ایشون اخلاقیات هست.وقتی با نزدیکان و یا حتی با دوستداران ایشون برخورد میکنیم ، بقدری با اخلاق با انسان برخورد میکنند گویی انسان در جایگاه پادشاست.و اینجا انسان معنای رحمت اللعالمین بودن حضرت رسول رو میفهمد. ثمره مطالب ایشون فیلم ملک سلیمان هست که مقام معظم رهبری از این فیلم به عنوان بهترین نگاه و بهترین تقسیر از چند آیه مطرح میکنند و میفرمایند تا به حال همچین فیلمی رو در وصف پیامبران الهی ندیده بودیم. یکمی پیش خودمون فکر کنیم ، تحقیق کنیم ، بعد بیایم نظر بدهیم. من از دوستداران ایشون نیستم بلکه یه زمانی از منتقدان سرسخت ایشون بودم ولی با تحقیقاتی که کردم دیدم سخت در اشتباه بودم.

به چه وسیله ای می خواهیم پی ببریم ادعا است یا چیز دیگر فردا دیویکاپرفیلد بیاید شعبده انجام دهد مردم با حجاب شوند او اهل خدا است چرا چون نتیجه اش شد حجاب کمی فکر کنید

باید بتوان سحر را از کرامت و معجزه تشخیص داد ، توان های الهی را از غیر الهی تشخیص داد ، در آن صورت می توان فرق بین کارهای کاپرفیلد و مرتاض ها و کریس انجل و امثالهم با کرامت ها و معجزه هایی که فقط از مجرای اهل بیت به اذن الله به خوبان شیعه داده می شود را تشخیص داد . بد نیست راهکارهای تشخیص معجزه از غیر آن بیان شود : اول اینکه توان ها به ۲ دسته ی ۱) توان های الهی و توان های غیر الهی ، شیطانی تقسیم بندی می شوند ، ۱) توانهای الهی : ۱- معجزه مثل عصای موسی سلام الله علیه ۲- کرامت : شامل الف) ملکوت ، مثلا توان دخل و تصرف در مرگ افراد به اذن الله ب) برزخ مثلا توان حرکت در زمان ج) دخان مثلا طی الارض ، و جز توان های مثبت جسم دخانی انرژی درمانی و طب سوزنی می باشد ( البته نه اینکه هرکسی انرژی درمانی یا طب سوزنی کرد توانش الهی است چون با طرق غیر الهی و شیطانی هم می توان به این توان ها رسید. ۲)توان های غیر الهی، شیطانی که شامل : الف ) برزخی ب) دخانی می باشد مثلا دیوید کاپرفیلد که روی دیوار راه می رود آیا توانش الهی است ؟! شاید به راحتی چنین شخصی را بتوان رد کرد ، اما شاید کسانی دیگر هم باشند که ظاهرا شیعه باشند که در مورد این ها چه کنیم ؟ در اینجا چیزی بیان می شود تحت عموان راهکارهای تشخیص معجزه از غیر آن که به ۴ راهکار اشاره می شود : ۱- از طریق فاعل ؛ اول اینکه شیعه باشد ، اهداف خدایی داشته باشد ، فعل را به چه کسی منسوب کند مثلا وقتی حضرت عیسی مرده زنده می کردند فعلشان را از خدا می دانستند و به اذن الله ؛ ( آقای یعقوبی بارها با عبارات مختلف اشاره کرده اند مثلا گفتند : این دیده ها مال ما نیست! یعنی فعل را به خود نسبت نمی دهند. ۲ -از طریق فعل ؛ اینکه جنسیت فعل انجام شده چیست ؟ جنسیتی ملکوتی دارد یا برزخی است و یا دخانی افراد با توان های شیطانی فعل هایی از جنس دخان و نهایتا برزخی دارند پس اگر فعل ملکوتی بود قطعا الهی است (( اگر در مورد عوالم دخان و برزخ و ملکوت اطلاعاتی ندارید انشاالله بعدا اشاره خواهد شد )) و دیگر اینکه قدرت فعل تا چه حدی است باید به گونه ای باشد که به اصطلاح خودمان روی دست آن کسی نباشد ، مثلا روی دیوار راه رفتن دیوید کاپرفیلد کاری ندارد گربه هم می تواند روی دیوار راه برود ، اما در آتش رفتن حضرت ابراهیم و نسوختن ایشان یک معجزه است و البته بدانیم اینرا که آن آتش جنسیتش با آنش های کنونی که بچه مرتاض ها روی ان می روند بسیار متفاوت است ، و دیگری اثری که فعل بر روی انسان می گذارد هم راهی برای فهمیدن است که البته غالب ما انسان ها نمی توانیم از روی اثر درک کنیم ؛ فقط معارف مستدل و بی سابقه ایشان( سایر کارهایی که با توان ملکوتی انجام شده بماند ) اثبات کننده است ؛ ۳- از طریق مخاطبین ، در این مورد باید به حرف شاگرد اول ها گوش دهیم خوبترین خوب ها ، و البته بدترین بدها را تشخیص دهیم ، امروز بدانیم تسبیح و انگشتر عقیق داشتن ، درس حوزه و الهیات خواندن دلیل شاگرد اول بودن نیست اگر اینطور بود ، در زمان امام علی ابن عباس شاگرد اول می شد ( اگر شاگرد اول بود در پی راهکار ارائه دادن به امام زمانش امام حسین نمیشد و بی چون و چرا به دنبال ایشان به راه می افتاد ) نه سلمان فارسی و میثم تمار، اگر اینطور بود حمال اصفهانی نمی توانست معجزه کند و رجبعلی خیاط چندین و جند حوزوی شیفته ی صحبت ها و توان هایش نمی شدند و بیان کوچکی نمی کردند و البته مثال هایی دیگر ؛ یکی از تعلیم تربیت شده ها رهبر معظم هستند؛ ... ۴ - از طریق خود فرد ، یعنی خودمان اینقدر قوی شویم که خدای رحیم به ما بفهماند ، با تقوا شویم ؛ با امام زمانمان مناجات کنیم .

سلام مسعود عزیز کسی باور نمی کرد عمر علاقه ای به ثروت و ریاست داشته باشه کسی باور نمی کرد ابوبکر صدیق دروغ بگه و ........ پس نمی شود صرف عملکرد رو دید و بی تفاوت از حرف هایشان گذشت

ای کسانی که ایمان آوردیدبیندیشیدوتفکر کنید.قران وعترت راهنمای ماشیعیانند.تعجب آنجاست که این دو را رهاکرده وگوش دردست دیگران گذاشته ایم.کسانی که دست برتعصبات ما میگذارند چه هدفی دارند؟ازقران جدانشویم که هدایتگرترین است.ما مسلمانان خود رابرابروبرادر دیگران میدانیم.چرا نفاق وجدایی؟اگرکسی چیزی گفت که درآن شک داشتید به قران رجوء کنید.آیاازقران بالاترند این کتابهای کذایی؟<<<<الهم عجل لولیک الفرج-آقاجان چه کنیم ازدست این بدعتها/مولاجان بیابیا که دیگرتوان نداریم/آقاجان ببین به نام مولا علی(ع)چه کارها نمیکنند>>>>

سلام بنده حدود ۸الی۹سال هست که بامطالب آقای یعقوبی آشنا شده وسخنان ایشان راتاحدودی به روز مطالعه میکنم.خداراخیلی شاکرم که مرابااین مطالب آشناکرد.بنده به سخنان آقای یعقوبی کاملا ایمان دارم.ازدوستان خواهش میکنم حتما سخنان ایشان راگوش کرده ویا جزوات ایشان{نظام بشرونظام عالم}رامطالعه نمایند مطمئنم بعدازمطالعه بامن هم عقیده می شوند

اگر ممکنه مطالب آقای یعقوبی رو برای بنده ارسال کنید شک ندارم ایشان بر حق و منکرانشان چشم بسته انتقاد می کنند tabaeiat@yahoo.com

یعنی شما یقین دارید این آقا بر حق است ؟؟ شما حالتان خوب است ؟

صفحه‌ها

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.‎