بازی فرقه های صوفیه برای بقاء

  • ۱۳۹۲/۴/۱۹ - ۱۵:۰۰
نعمت اللهی و اویسیه

صوفیه برای موجه جلوه دادن خود دست به اقدامات زیادی زده است تا با عوام فریبی، خود را از مُضمحل شدن نجات دهد. این اقدامات تماماً برای حفظ حیات فرقه های صوفیه است. یکی از این اقدامات سلسله سازی است. بعضی فرقه های صوفیه ، سلسله ی خود را با شخصیت سازی و افسانه سرایی[۱] به عصر ائمه اطهار علیهم السلام می رسانند و به این ترتیب خود را منتسب به اولیاء الله کرده و وجه ی شرعی برای خود می تراشند و برخی دیگر بازی دیگری را پی گرفته اند. برای مثال، سلسله ی نعمت اللهی در همین راستا، شرط یداً به ید را برای اقطاب سلسله گذارده است. میرزاحسن اصفهانی ملقب به صفی علیشاه، که از بزرگان این فرقه است، می نویسد: (مرشد طریقت باید از عهده اثبات سلسله برآید، که یداً به ید می­رسد تا به امام)[۲] این که اقطاب صوفیه، صوفیان را مجبور به یادگیری نام اقطاب می کرده اند، نشان از پافشاری ایشان در اثبات این امر باطل و نهادینه کردن آن در اذهان عوام دارد. بر همین مبنی نور علی تابنده، قطب فرقه ی گنابادی می گوید: (اگر کسی اجازه ­اش یداً به ید به امام برسد، رهبری و ارشاد او شرعی و قانونی است والا رشته ­اش قطع شده است)[۳] وی شرعیت قطب را در این می داند که اجازه نامه ی او، ولو به صورت ساختگی به زمان امام معصوم علیه السلام برسد.

این بازی فرقه ی نعمت اللهی برای حفظ تشکیلات و ماندن در صحنه ی روزگار است.

در مقابل فرقه ی دیگری به نام اویسیه است، که ایشان نیز برای حیات خود ناچار به منتسب شدن به شخصیت های بزرگ تاریخ هستند. موسس این فرقه در ایران شخصی بنام « جلال الدین ابوالفضل عنقاء » است که در سال ۱۳۲۳ هجری قمری در گذشت. او یکی از عوام بود که روزی به فرقه ی خاکساریه ابراز ارادت می کرد و چون به هدف نمی رسید، پیش فرقه های دیگر می رفت. او پس از مدتی ادعای اویسی کرد! توجیه بزرگان این سلسله برای تاسیس این فرقه این است که، برخلاف سیره ی متداول در بین متصوفه که سلسله را یداً به ید می پندارند؛ هر کس که بدون مرشد و راهنما به درجاتی رسید را اویسی میدانند![۴] اویس قرنی صحابی رسول خدا بود که هرگز موفق به دیدار رسول خدا صلی الله علیه وآله نشد، ولی به مقامات عالیه رسید.

ایشان برخلاف سلسه ی نعمت اللهی، از نام های طریقتی پرهیز می کنند و مرشد و پیر ندارند و تصور می کنند همانطور که اویس قرنی تحت توجهات خاصه ی حضرت رسول صلی الله علیه وآله به مقامات رسید، ایشان هم بدون نیاز به راهنما، دارای همان مقامات می شوند. عطار نیشابوری درباره ی ایشان می نویسد: (قومي باشند كه ايشان را اويسيان گويند؛ ايشان را به پير نيازي نيست، ايشان را نبوت در حجر  خود پرورش دهد بي­ واسطه غيري چنانكه اويس را داد، اگر چه به ظاهر خواجه انبيا را نديد، اما پرورش از او مي­ يافت)[۵]

و فرقه های مختلف دیگری که هر کدام به نحوی در صدد فریب عوام مردم، از طریق مختلف هستند. به راستی که جدایی از صراط مستقیم و عدم تمکین از فرمایش پیامبرصلی الله علیه و آله که فرمود: (إني تارك فيكم الثقلين : كتاب الله ، وعترتي أهل بيتي ، ما إن تمسكتم بهما لن تضلوا بعدي أبدا)[۶] باعث این مسائل می شود و سنگ تفرقه چنان گذاشته می شود که هر گروهی به بهانه ی های مختلف و با بازی های متفاوت به دنبال شرعیت خود می دَوَد. غافل از اینکه نزد پروردگار مسیری به جز راه اهل بیت علیهم السلام به سوی هدایت و رستگاری وجود ندارد.

منابع:

[۱]. http://www.adyannet.com/news/1232

[۲]. مقدمه دیوان صفی، ص۱۶

[۳]. فصلنامه عرفان ایران، شماره ۷

[۴]. كلپنپارلي عبدالباقي، تصوف در يكصد پرسش و پاسخ، ترجمه پسبحاني، نشر دريا، بيتا،ص۱۱۷

[۵]. عطار نيشابوري، تذكرة الاوليا، تصحيح ميرزا محمد خان قزويني، بيجا، ۱۳۳۶،چاپ سوم،ص ۳۳

[۶]. همانا من در ميان شما پس از خود، دو بار سنگين را به امانت مي‌گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بيتم. تا زماني که به اين دو تمسک بجوييد، گمراه نخواهيد شد./ مسند احمد بن حنبل، ج ۴۴، ص ۱۳۴ / صحيح مسلم: ج ۴، ص ۱۸۷۳، به شماره ۲۴۰۸ /

دیدگاه‌ها

کار ما به جای رسیده که چندتا انسان بی سواد دارند نقد تصوف میکنند!!! شما که درباره فرقه اویسیه این مطالب را منتشر کردید لطف کنید یکم اطلاعات خود را بالا ببرید و حداقل یک کوچولو اشنایی داشته باشید بعد نقد کنید تا ابرو خودتان زیر سوال نرود. اگه کتاب از جنین تا جنان فرقه اویسیه بخوانید به راحتی متوجه میشوید اطلاعات غلط از اینترنت گرفتید و منتشر کردید شما باید کتاب مطالعه کنید و نقد کنید نه مطالب از وبلاگ های مختلف بگیرید حتما کتاب را مطالعه کنید تا خودتان این مطلب را حذف کنید من نه صوفی هستم نه طرفداران انها ولی درباره تصوف مطالعات زیادی داشتم و شناخت کافی دارم

باسلام هویت شما برای ما مشخص است...

« لا تقوم الساعة علی امّتی حتی یقوم قوم من امّتی اسمهم الصوفیة لیسوا منّی و انّهم یحلقون للذّکر و یرفعون اصواتهم یظنّون أنّهم علی طریقتی بل هم اضلّ من الکفار و هم اهل النّار لهم شهیق الحمار.» « روز قیامت بر امتم برپا نشود تا آنکه قومی از امت من به نام “صوفیه” بر خیزد آن ها از من نیستند و بهره ای از دین ندارند و آن ها برای ذکر دور هم حلقه می زنند و صداهای خود را بلند می کنند به گمان اینکه بر طریقت و راه من هستند؛ نه، بلکه آنان از کافران نیز گمراه تر و اهل آتش اند و صدایی دارند ، مانند عرعر الاغ.» - الاثنی عشریه، ص۳۴- سفینة البحار، ج۲، ص۵۸- شرح نهج البلاغه خویی، ج۶، ص۲۹۸٫

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.‎