طبع و نشر کتاب

  • ۱۳۹۲/۳/۲۹ - ۱۹:۱۷
the book

برای اینکه بهائیان هر کتابی را که می خواهند طبع و منتشر نکرده و این قسمت نیز در تحت نظر و اجازه ی ریاست بهائی قرار گرفته، و فقط کتاب هائی که نشر آن صلاح است منتشر بشود، در اینجا نیز نیرنگ خوبی زده و بعنوان منع مخالفت حکومت، از چاپ کردن کتاب ها نهی نموده اند.
در گنجینه ی احکام از قول عبدالبهاء نقل می کند: امر قطعی الهی اینست که باید اطاعت حکومت نمود این هیچ تاویل برنمی دارد و تفسیر نمی خواهد از جمله ی اطاعت اینست که کلمه ای بدون اذن و اجازه حکومت نباید طبع گردد، و السلام، و من خالف ذلک خالف امر الله و انکر آیاته... الخ. [۱]
پس به موجب این دستور اکید و امر شدید، بهائیان نمی توانند کتابی را که صلاح بهائیت نیست (به نام اینکه مخالفت با دولت است) چاپ نمایند ولی در صورتی که نشر کتابی را لازم دیدند به وسائل گوناگون تکثیر نموده و در میان پیروان خود منتشر می کنند.
آری شرح و تفسیر قوانین ممالک جهان در دست ریاست بهائی یا محفل روحانی بهائیت است که مطابق دلخواه خود معنی می کنند.
و در این مورد (عملا) می گویند: منظور از قانون منع مطبوعات بهائی درباره کتب و نوشته هائی است که صلاح بهائیت نیست، منع طبع و هم منع نشر آنها است. ولی درباره کتب و نوشته هائی که از جانب ریاست بهائی نشر آنها تجویز می شود، فقط منع طبع (آن هم طبع سنگی یا حروف) است نه نشر آنها.
اینست که کتاب های مفیده را (نسبت به خودشان) به طریق تکثیر در میان افراد بهائی منتشر می کنند، و یا اگر چاپ کنند اسمی از چاپخانه و محل طبع نمی برند.
در همین کتاب گنجینه ی احکام که در زیر دست نویسنده است، در صفحه ی اول آن می نویسد: برای چهارمین مرتبه در سنه ۱۰۹ (به تاریخ بهائیان) در طهران هزار نسخه تکثیر گردید.
و در کتاب ظهور الحق بخش سوم که طبع حروفی شده است، برای اینکه مخالفت  دولت معلوم نشود، اسمی از خصوصیات و محل طبع و سال طبع برده نشده است.
و امثال اینها زیاد است که چون مانعی برای نشر آنها نمی دیدند بی اسم و رسم طبع کرده اند، و یا به طریق تکثیر منتشر نموده اند. [۲]

 

پی نوشت:

۱- صفحه ۳۶۸

۲- محاکمه و بررسی باب و بهاء جلد ۲ صفحه ۷۱ و ۷۲
 

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.‎