وهابیت و تفسیر به رای آیات قرآن

  • ۱۳۹۱/۱۰/۵ - ۲۲:۵۷
تفسير به راي

اگر چه سلفیون با تاویل آیات قرآن و بیان معانی باطنی برای آن مخالفند و به شدت با این امر مبارزه می نمایند و معتقدند که قرآن غیر از همین معنای ظاهری که آن هم برای عموم افراد قابل فهم است معانی باطنی ندارد ، ولی حقیقت این است که ایشان در همان معنای ظاهری نیز تصرف کرده و آن را به میل و رای خود تفسیر می نمایند و در برخی موارد برای اثبات حقانیت خود مصادیق و معانی خلاف واقع و شان نزولهای دور از حقیقت را بر آیات قرآن متحمل می نمایند . به عنوان مثال ایشان در تفسیر آیه ( و سیجنبها الاتقی ) (۲) با استناد به سخنان بزرگان اهل سنت چنین می گویند :

از جمله آیاتی که در شان خلیفه اول نازل شده و فضیلتی بزرگ را برای وی بر می شمرد این آیه است و دلیل آن هم این است که در شرح مواقف سید میر شریف جرجانی چنین آمده که (۱)  اکثر مفسرین اهل سنت قائلند که این آیه در شأن ابی بکر نازل شده است...
آیه می فرماید شقی ترین افراد وارد جهنم می شوند... و با تقواترین افراد از آن کنار داشته می شوند ...
و مراد از اتقی در این آیه کسی است که دارای دو صفت باشد که آن دو صفت نیز در آیات بعد ذکر شده است
۱.الذی یوتی ماله یتزکی: اموالش را در راه خدا خرج می کند
۲. و ما لاحد عنده من نعمة تجزی: کسی بر او حق و منتی ندارد تا بر او واجب باشد جزای آن حق را ادا کند
ایشان ادعا می کنند که ابوبکر این دو صفت را دارا بوده پس او اتقی است و کبرای این صغرا هم این آیه شریفه است که ( ان اکرمکم عند الله اتقاکم) ,پس ابوبکر از سایرین اکرم و اتقی بوده و به مقام امامت و جانشینی پیامبر از دیگران اولی است.

حال باید دید این ادعا تا چه حد صحیح بوده و با ظاهر آیه موافق است ؟

قبل از هر چیز باید به این نکته توجه داشت که این استدلال ناظر به این حکم عقلی است که تقدیم مفضول بر فاضل قبیح است و وقتی ثابت شدکه فلان شخص فاضل است دیگر نمی توان مفضول را بر او مقدم داشت چرا که طبق آیه شریفه سابقه کسی که اتقای از دیگران باشد ،فاضل بر غیر خود است .و اهل سنت خواسته اند تا با ضمیمه کردن آن آیه به این قاعده عقلی ، ابوبکر را اتقی از دیگران و در نتیجه فاضل معرفی نمایند و الا با صرف نظر از این معنا برای آیه سابقه و  آن حکم عقلی باید گفت به اعتراف خود اهل سنت هیچ نصی بر افضلیت ابوبکر از قرآن و روایات وجود ندارد و نمی توان وی را فاضل معرفی نمود .

به هر حال شیعه معتقد است که نزول آیه مذکور در شان ابوبکر محال است و از ۳ جهت دارای اشکال می باشد
اول اینکه:
در اینجا قائلین به افضلیت امیر المومنین ع و اینکه ایشان امام حق است نیز برای خود ادله ای ذکر کرده اند و به وسیله آن ادله امامت و افضلیت را برای حضرت علی ع ثابت کرده اند , اشکال آیه قبل در این است که وقتی استدلال اهل سنت به آن آیه بر افضلیت ابوبکر صحیح و تمام است که از سایر ادله و آیاتی که دسته مقابل بر افضلیت علی ع ذکر می کنند جواب داده شود و ادله طرف مقابل ناتمام باشد و حال آنکه جوابی به آن ادله داده نشده است لذا این آیات با یکدیگر تعارض می کنند ...
یکی از آن ادله آیه ای است که در لیلة المبیت یعنی شبی که امیر المومنین به جای رسول الله در بستر ایشان خوابیدند و جان حضرت را از دست مشرکان نجات دادند در حق امیر المومنین نازل شده و همه علماء شیعه و سنی این شان نزول را قبول دارند و آن آیه این است که: ( ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و...) (۳)
حال بر فرض قبول کنیم ابوبکر بذل مال می کرده می گوئیم علی ع هم حاضر به بذل جان شده و بذل جان که مهمتر از بذل مال است لذا او افضل است

اشکال دومی که به ادعای وهابیت و  اهل سنت در این زمینه وارد است این است که در مورد شان نزول این آیه هم در کتب اهل سنت ۳ قول وجود دارد
الف : سیوطی از علمای بزرگ اهل تسنن می نویسد: این آیه وقتی نازل شده که شخصی به نام ابو دحداح با شخص دیگری بر سر یک درخت نخل با هم نزاع می کردند (۴) ...( حال نزاع چگونه به وجود آمده یا چگونه ادامه یافته و چطور ختم شده مهم نیست بلکه اهمیت مساله در این است که به قول سیوطی اصلا آیه ربطی به ابوبکر ندارد )

ب برخی از اهل سنت قائلند که آیه مربوط به عموم مسلمین می شود یعنی خداوند می فرماید : هر کس با تقواتر باشد از جهنم دور نگه داشته می شود یا از آن کنار گذاشته می شود ،پس در مورد شخص خاصی نیست تا برخی بگویند مراد ابوبکر است

ج : برخی هم قائلند که آیه در مورد ابوبکر نازل شده

می بینید که خود اهل سنت هم در این مساله متفق القول نیستند و هر کسی قائل به قولی است و لذا در مساله احتمالاتی مطرح است
حال سوال این است: آیا آن دسته از اهل سنت که قائلند آیه در مورد ابوبکر است ،دلیلی بر این ادعای خود دارند ؟
با نگاهی به منابع ایشان در می یابیم که دلیل اهل سنت بر این قولشان تنها یک روایت است که در آن آمده که این آیه در شان ابوبکر نازل شده . اما آیا این روایت و یا سند آن صحیح و قابل قبول است یا جعلی و غیر قابل استناد ؟
بررسی روایت :
روایت مذکور در کتاب حافظ ابوبکر هیثمی جزء ۹ ص ۵۰ نقل شده است . راوی این روایت مصعب بن ثابت بن زبیر، نوه عبد الله بن زبیر است
( قبل از اظهار نظر در مورد مصعب مختصری را در مورد آل زبیر بیان می کنیم ، در کتب معتبره تاریخی ثبت و ظبط است که آل زبیر کینه و عداوت زیادی با اهل بیت و پیروان ایشان داشته و همیشه در صدد وارد کردن ضربه ای به شیعیان و محبین اهل بیت و به خصوص امیر المومنین ع بودند،عبد الله بن زبیر و نیز عروه بن زبیر از نواصب نسبت به اهل بیت بودند و ناصبی کسی است که بغض اهل بیت را در دل داشته و به آنها ناسزا گفته و توهین می کند ) و اما در مورد مصعب همه علمای اهل سنت قائلند که این شخص در نقل احادیثش هیچ اعتباری ندارد. از جمله کسانی که اعتبار او را رد کرده اند عبارتند از :
یحیی بن معین ، احمد بن حنبل ( رئیس مذهب حنبلی ) ، نسائی و...
حال با وجود این روایت آنهم از یک شخص بی اعتبار ، جعلی بودن آن برای ما اثبات می شود
و یا حداقل چیزی که ثابت می شود اینکه این روایت از درجه اعتبار ساقط است و کالعدم محسوب می شود . لذا قول کسانی که قائلند آیه در شان ابوبکر نازل شده بدون دلیل و مدرک و غیر قابل قبول است

اشکال سوم
به نزول آیه در شان ابوبکر این است که همانطور که در اول بحث گذشت: آیه می فرماید شقی ترین افراد وارد جهنم می شوند و با تقواترین افراد از آن کنار داشته می شوند ... و مراد از اتقی در این جا کسی است که دارای دو صفت باشد
۱.الذی یوتی ماله یتزکی: اموالش را در راه خدا خرج می کند
۲. و ما لاحد عنده من نعمة تجزی: کسی بر او حق و منتی ندارد تا بر او واجب باشد جزای آن حق را ادا کند.
حال می گوییم ابوبکر اصلا واجد این صفات نبوده است چرا که در هیچ منبعی از منابع و یا کتب این مطلب نیامده که ابوبکر اموالش را صدقه می داده است تا بگوییم آیه در شان او نازل شده بلکه نوشته اند که ابوبکر کاسب بوده و کاسبی او این بوده که طاقه پارچه ای را روی دوش خود می گذاشته و به در خانه ها می رفته و تکه تکه آنرا می فروخته است و برخی هم گفته اند که او معلم اطفال بوده است و هیچ کس چیزی در ابن باره ننوشته که او ثروتی داشته که در راه خدا می داده است
سوال :
اگر وی دارای ثروت و سخاوت بوده چرا به هیچ موردی از آنها در هیچ کتابی اشاره نشده است؟ و سخن آخر اینکه : آنچه قول به عدم نزول آیه در شان ابوبکر را قوت می بخشد سخن عایشه دختر ابوبکر است که در کتب اهل سنت هم ذکر شده و آن اینکه وی می گفت : ما نزلت فینا شیئا من القرآن هیچ آیه ای از قرآن در شان ما نازل نشده (۵)

 

 

(۱).شرح المواقف . جرجانی ۸/۳۵۶

(۲).لیل/۱۷

(۳).لقمان/۶

(۴) الدر المنثور ۸/۵۳۲

(۵) صحیح بخاری ۶/۴۲

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.‎