سخن گفتن انبیاء با اموات و ردّ عقیده وهابیت

  • 1398/11/19 - 17:34
برخی آیات بیانگر این است که انبیاء با اموات سخن می‌گفتند، مثل آیه 78و79 سوره اعراف که ابن کثیر می‌گوید سخن گفتن حضرت صالح خطاب به قومش، بعد از هلاکت آنان بوده و قوم او سخنان او را می‌شنیدند.

یکی از عقاید مهم وهابیت، سماع اموات است و مقصود از این سماع اموات این است که آیا اموات، بعد از مرگ خود، قادر به شنیدن صدای زندگان هستند یا خیر؟ و نتیجه این بحث در اینجاست که اگر اموات قدرت شنیدن نداشته باشند، نمی‌شود با ایشان صحبت کرد و از ایشان طلب شفاعت و درخواست حاجت کرد و پس از آن شبهه دیگری مطرح می‌شود که اگر آن‌ها نشنوند و کسی از آن‌ها درخواستی داشته باشد، شرک در ربوبیت به وجود می‌آید؟
از دیر باز عالمان اهل سنت قائل به سماع اموات بوده‌اند، تا جایی که ابن تیمیه نیز ذیل این موضوع، آن را مورد اتفاق علمای اهل سنت معرفی می‌کند و می‌گوید: «والمیت یسمع بلاریب، کما ثبت ذلک بالنصوص و اتفاق اهل السنه...[1] میت بدون شک و تردید می‌شنود، چنان‌که این موضوع با روایات و اتفاق اهل سنت قابل اثبات است...» و حال این‌که وهابیت امروزی درباره‌ی این موضوع تشکیک‌هایی را بین مسلمین ایجاد کرده‌اند و برای سخن خود به برخی از آیات قرآن استشهاد کرده‌اند؛ مثلاً می‌گویند که: «الاصل عدم سماع الاموات کلام الاحیاء، الاّ ماورد فیه النص، لقول الله سبحانه یخاطب نبیّه صلی الله علیه و سلّم (فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَىٰ) الایه و قوله سبحانه (وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِي الْقُبُورِ).[2] اصل، نشنیدن کلام زندگان توسط مردگان است، مگر این‌که روایت و دلیل خاصی وارد شده باشد، همان‌طور که خداوند، پیامبر خود را مورد خطاب قرار می‌دهد که: تو صدای مردگان را نمی‌شنوی.»
اما اگر به آیات قرآن رجوع کنیم، خواهیم دید که برخی آیات بیانگر این است که انبیاء با اموات سخن می‌گفتند، مثل این آیه شریفه: «فَأَخَذَتْهُمُ‌ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي‌ دَارِهِمْ‌ جَاثِمِينَ‌ * فَتَوَلَّى‌ عَنْهُمْ‌ وَ قَالَ‌ يَا قَوْمِ‌ لَقَدْ أَبْلَغْتُکُمْ‌ رِسَالَةَ رَبِّي‌ وَ نَصَحْتُ‌ لَکُمْ‌ وَ لٰکِنْ‌ لاَ تُحِبُّونَ‌ النَّاصِحِينَ‌.[اعراف/78و79] آن‌گاه زمین لرزه آنان را فرا گرفت و در خانه‌هایشان از پا درآمدند و هلاک شدند، پس صالح از ایشان روی برتافت و گفت ای قوم من! به راستی، من پیام پروردگارم را به شما رساندم و خیر شما را خواستم، ولی شما خیرخواهان را دوست نمی‌دارید.»
ابن کثیر دمشقی، عالم اهل سنت، معتقد است که بیان حضرت صالح پیامبر، خطاب به قومش بعد از هلاکت آنان بوده و قوم او سخنان او را می‌شنیدند: «قال لهم صالح ذلک بعد هلاکهم، تقریعاً و توبیخاً و هم یسمعون ذلک کما اثبت فی الصحیحین ان رسول الله صلی الله علیه و سلم لمّا ظهر علی اهل بدر اقام هناک ثلاثاً.[3] صالح با ایشان سخن گفت بعد از هلاکتشان، در حالی‌که آنان را توبیخ و سرزنش می‌کرد، در حالی‌که آن‌ها صدای او را می‌شنیدند، همانطور که ثابت است در صحیحین که رسول خدا زمانی که بر کشته‌ شدگان از کفار اهل بدر حاضر شد، آنان را سه بار صدا زد...»
البته عالمان دیگری مثل فخر رازی، آلوسی، بغوی، بیضاوی، قرطبی، در کتب خود خطاب بعد از موت را به عنوان یک احتمال دیگر ذکر کرده‌اند. مثلاً آلوسی با این‌که دیدگاه سلفی دارد، معترف است که خطاب حضرت صالح با قوم خود بعد از هلاکت آنان بوده و اقوال دیگر که به نحوی به توجیه عمل این پیامبر پرداخته‌اند، همگی ضعیف است.[4] و یا این آیه از قرآن درباره‌ی شعیب است که با قوم خود بعد از نزول عذاب سخن گفته است: «الَّذِينَ‌ کَذَّبُوا شُعَيْباً کَأَنْ‌ لَمْ‌ يَغْنَوْا فِيهَا الَّذِينَ‌ کَذَّبُوا شُعَيْباً کَانُوا هُمُ‌ الْخَاسِرِينَ‌ * فَتَوَلَّى‌ عَنْهُمْ‌ وَ قَالَ‌ يَا قَوْمِ‌ لَقَدْ أَبْلَغْتُکُمْ‌ رِسَالاَتِ‌ رَبِّي‌ وَ نَصَحْتُ‌ لَکُمْ‌ فَکَيْفَ‌ آسَى‌ عَلَى‌ قَوْمٍ‌ کَافِرِينَ‌[اعراف/92و93] کسانی‌که شعیب را تکذیب کردند، گویی هرگز در آن‌جا سکونت نداشتند، کسانی‌که شعیب را تکذیب کردند آن‌ها خود زیان‌کار بودند، پس روی از آن‌ها برتافت و گفت: ای قوم من! بی‌شک من پیام‌های پروردگارم را به شما رساندم و به شما اندرز گفتم و خیرخواهی کردم، پس چگونه بر گروهی کافر تأسف بخورم.»
مرحوم علامه طباطبایی در ذیل آیه می‌آورد که: «ظاهر السیاق انه انما تولّی بعد نزول العذاب علیهم و هلاکهم.[5] ظاهر سیاق آیه این است که همانا شعیب روی برگردانید، بعد از نزول عذاب بر ایشان و هلاکتشان.»

پی‌نوشت:

[1]. جامع المسائل، ابن تیمیه، دار عالم الفوائد، بیروت، لبنان، ج3 ص131.
[2]. فتاوی اللجنه الدائمه، عبدالرزاق الدویش، دارالعاصمه، ریاض، عربستان، ج9 ص82.
[3]. تفسیر القرآن العظیم، ابن اکثیر، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج3 ص398.
[4]. «... وأبعد من ذلک ما قیل ان الآیه علی التقدیم و تأخیر فتقدیرها...» روح المعانی، آلوسی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج2 ص207.
[5]. المیزان، علامه طباطبایی، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ایران، ج8 ص194.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.