مغلطه‌ای دیگر، به نام تن واحده!؟

  • 1396/12/28 - 11:54
در مورد نظریه‌ی وحدت وجود حکما و فلاسفه و مکاتب مختلفی مانند صوفیه و غیره نظرات مختلفی داده‌اند. در این بین عرفای بزرگی مانند ملاصدرا برخی از این‌ها را تکفیر و تکذیب کرده. سرکرده‌ی عرفان حلقه نیز در این رابطه نظریه‌ای داده و گفته: «عالم وحدت به عالمی اطلاق می‌گردد که ادراکی بوده، در آن انسان به درک تن واحده بودن جهان هستی می‌رسد.»

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ طاهری برداشت غلطی از وحدت وجود می‌کند و می‌گوید: «عالم وحدت، به عالمی اطلاق می‌گردد که ادراکی بوده، در آن انسان به درک تن واحده بودن جهان هستی می‌رسد.»[1]

توضیح اجمالی که می‌توان بر رد نظریه طاهری داد به این‌گونه است که:
منظور از خداوند، ذات هستى است و اين مقام به لحاظ احديت ذات، هرگز هیچ‌گونه جزئى برايش قابل‌تصور نيست. بنابراين در مورد انسان بهتر است بگوييم انسان مظهر خدا است همان‌گونه كه عرفا می‌گویند، نه جزء خدا.
طبق نظر فلاسفه مشاء و اكثر موحدين، هم وجودات كثيرند و هم موجودات. در اين قول مراد از موجود، ماهيات موجود است كه كثرت ماهوى دارند و هر موجودى نيز وجود مختص به خود دارد چرا كه در نظر مشاء و عوام مردم وجودات متباين از همديگرند.[2]

همچنین نظریه‌ی وحدت وجود و وحدت موجود: كه با نفى تمام كثرات خارجى توأم است، به تصريح بزرگانى چون ملاصدرا عين كفر است. در اين نظريه كل عالم با تمام كثراتش يك موجود است به يك وجود و آن يك وجود و یک موجود خداست. لذا طبق اين نظر عالم همان خداست و گويى اجزاء عالم اجزاء خدا هستند.[3]
به بیان ساده‌تر، نظر حکمای اسلامی بر این است که كثرت و تمايزات موجودات امرى بديهى و مشهود است بنابراين كثرت نيز نيازمند توجيه و تفسير است. به نظر ايشان چون ماهيت امرى اعتبارى است نمى‌توان كثرت خارجى را به كثرت ماهوى باز گرداند بلكه كثرت را نيز بايد بر اساس وجود تفسير كرد. به اين ترتيب، وحدت و كثرت هر دو به وجود باز می‌گردند يعنى وجود هم بيانگر وحدت موجود است و هم توجيه كننده كثرت آن‌ها. مابه الاشتراك موجودات «وجود» است و ما به الامتياز آن‌ها نيز وجود است. مانند مراتب اعداد كه كثرت غيرمتناهى را تشكيل می‌دهند و ما به الامتيازشان از سنخ ما به الاشتراك است. زيرا، اعداد ما به الاشتراكشان همان عدديت است و عدد يعنى مجموعه‌ای از وحدات پس هر عددى با عدد ديگر در اين جهت شريك است كه هر دو مجموعه‌ای از وحدت‌ها هستند و البته هر عددى از عدد ديگر متمايز است زيرا واضح است كه عدد چهار غير از عدد پنج، شش و هفت است. اما ما به الامتياز هر عددى از عدد ديگر با ما به الاشتراك آن‌ها مغاير نيست يعنى از دو سنخ و از دو جنس نيست. مثال روشن‌تر این است که تمام انسان‌ها و موجودات مختلف ازنظر کثرت با هم مغایر هستند ولی نقطه‌ی اشتراک همه‌ی موجودات در این است که خالق همه‌ی آن‌ها خداوند متعال است. لذا به روشنی نظریه‌ی افراد مانند طاهری رد می‌شود.

پی‌نوشت:
[1]. عرفان کیهانی، محمدعلی طاهری، اندیشه ماندگار، 1386، ص 56.
[2]. رحيق مختوم، آيه‏الله جوادى آملى، نشر اسراء، بی‌تا، ج1، ص 486. 
[3]. تماشاگه راز، شهيد مطهرى، نشر صدرا، 1378، ص 142.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.