طاهری، اگر یاد خدا کنی، او را غایب فرض کرده‌ای!

  • 1396/12/27 - 11:55
ذکر و یاد خداوند بنیه‌ و شاکله‌ی اصلی عبادت است؛ درحالی که شبهه عرفان پوشالی حلقه، مخاطبین را از این امر مهم باز می‌دارد. به این بهانه که شما تنها با حضور قلب دیگر نیازی به ذکر خداوند ندارید و یاد کردن شخص برای کسی است که حضور ندارد و غایب است. درصورتی که خداوند به صراحت در قرآن کریم به آن اشاره کرده...

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ یکی از شبهاتی که طاهری در عرفان کیهانی مطرح می‌کند، بحث یاد خداوند است. به این ترتیب که مخاطبینش را بعد از حضور در کلاس‌های عرفانی از ذکر و یاد خداوند منع می‌کند.
وی می‌گوید: «ذکر از مرحله‌ی «مانترا و تکرار عبارت» گذشته و به معنی «یاد او» مورد استفاده قرار گرفته و پس از آن به معنی «حس حضور» ارتقاء پیدا می‌کند، زیرا «یاد» در خصوص غایب صورت می‌گیرد، ولی او حاضر است.»[1]

این درحالی است که یاد در لغت‌نامه دهخدا ذکر و نام و نشان معنا می‌شود چه یاد از شیء حاضر باشد و چه شیء غایب باشد. پس خداوند در همه حال حاضر می‌باشد و این درصورتی  است که خداوند نیز در قرآن  به کرّات از کلمه‌ی ذکر استفاده کرده است. و همچنین ذكر خداى سبحان از بهترين و پاكيزه ترين اعمال نزد خدا، برترين لذّت نزد دوستداران خدا، خوى و خصلت خوب مؤمنان و صالحان و نشان همنشينى با محبوب واقعى بوده و مايه شرافت و رستگارى انسان می‌باشد و در آيات قرآنى و روايات اسلامى مورد سفارش واقع شده است.
قرآن كريم مى‌فرمايد: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً...»[احزاب/41] اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، خدا را بسيار ياد كنيد....
پيامبر اكرم (صلی‌الله عليه و آله) فرمود: «اِعْلَمُوا اَنَّ خَيْرَ اَعْمالِكُمْ عِنْدَ مَليكِكُمْ وَ اَزْكاها وَ اَرْفَعَها فى دَرَجاتِكُمْ وَ خَيرَما طَلَعَتْ عَلَيهِ الشَّمعسُ، ذِكْرُاللهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى فَاِنّهُ اَخْبَرَ عَنْ نَفْسِهِ فَقال اَنا جَليسُ مِنْ ذَكَرَنى.» بدانيد كه بهترين اعمال شما نزد خداوند و پاكيزه‌ترين آن‌ها و آنچه از همه بيشتر درجات شما را بالا می‌برد و بهترين چيزى كه آفتاب بر آن تابيده، ذكر خداى سبحان است زيرا خداى تعالى از خودش خبر داده، فرمود: من هم‌نشین كسى هستم كه مرا ياد كند.[2]
امام على (سلام‌الله‌علیه) می‌فرماید: «ذِكْرُ اللهِ سَجِيَّهُ كُلِّ مُحْسِنٍ وَ شيمَهُ كُلِّ مُؤْمِنٍ» ياد خدا خصلت هر نيكوكار و خوى هر مؤمنى است.[3]
امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: «ما مِنْ شَى‏ءٍ اِلا وَ لَهُ حَدٌّ يَنْتَهى اِلَيهِ اِلا الذِّكْرَ فَلَيسَ لَهُ حَدٌّ يَنْتَهى اِلَيه...» هر چيزى را حدّى است كه به آن منتهى مى شود، مگر ذكر كه حدّى ندارد كه به آن پايان يابد.[4]

گرچه اگر قبول کنیم معنای غیبت را، نیز با حضور خداوند متعال تنافی ندارد و انسان با وجود پرده‌ی حجابی که بین خود و خداوند دارد و قابل درک و حضور او نیست احساس غیبت می‌کند. و به حسب ظاهر لغت یاد به این دیدگاه معنا خواهد شد.

پی‌نوشت:
[1]. عرفان کیهانی، محمدعلی طاهری، اندیشه ماندگار، 1371، ص 144.
[2]. عدة الداعى، احمد بن فهد، نشر دارالکتب اسلامی 1368، ص 238.
[3]. شرح غررالحكم، آمدى، نشر دارالکتب اسلامی، 1375، ج 4، ص. 30
[4]. اصول كافى، شیخ کلینی، نشر اسلامی، 1369، ج 4، ص 258.

 

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.