بررسی عبارت فرزند خدا به روایت کتاب مقدس

  • 1395/12/21 - 20:23

یکی از خصوصیات مسیحیت انحرافی، نداشتن صداقت و امانت داری در رساندن پیام خدا است. آنان از عبارت‌های کتاب مقدس انگونه که به نفع خودشان است سوء استفاده می‌کنند. عبارت فرزند خدا بودن عیسی مسیح، یکی از موارد سوء استفاده‌ی مسیحیان است. آنان این تعبیر را به عنوان دلیلی بر خدا بودن عیسی مسیح می‌شمارند در حالی که کتاب مقدس چنین منظوری از فرزند خدا، نداشته است.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ صداقت و رعایت امانت در رساندن پیام خداوند به مردم، یکی از ویژگی‌‌های دین حق و مبلغان الهی است؛ اما این خصوصیت در مسیحیت کنونی به‌خوبی رعایت نشده و در اثر عدم رعایت امانت در رساندن پیام و سوءاستفاده از پیام‌های خدا، تحریف‌های زیادی در دین مسیحیت صورت گرفته است. استفاده‌ی گزینشی از برخی از تعابیر و عبارت‌های کتاب مقدس، یکی از نمونه‌های بارز این رفتار ناپسند مسیحیان است. یکی از عبارت‌هایی که مسیحیان انحرافی به نفع خود از آن سوءاستفاده کردند، فرزند خدا بودن عیسی مسیح است. آنان عیسی را فرزند واقعی خدا دانسته و درنتیجه الوهیت او را اثبات می‌کنند؛ درحالی‌که فرزند خدا بودن به روایت کتاب مقدس اختصاصی به عیسی مسیح ندارد.

عیسی مسیح نه‌تنها فرزند خدا بودن را، مختص به خود نمی‌داند بلکه در بخشی از بیانات خود همه‌ی صلح کنندگان را پسران و فرزندان خدا می‌شمارد: «خوشا به حال صلح کنندگان، زیرا ایشان پسران خدا خوانده خواهند شد.»[1] به هنگام آموزش دعا به مردم، از آنان می‌خواهد خدا را با عنوان پدر ما، خطاب کنند و در پایان به‌جای خدا از تعبیر پدر آسمانی شما استفاده می‌کند: «پس شما به این‌طور دعا کنید، ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدّس باد... زیرا هرگاه تقصیرات مردم را بدیشان بیامرزید، پدر آسمانی شما، شما را نیز خواهد آمرزید.»[2]

علاوه بر خود عیسی مسیح، یوحنا نیز در رساله‌ی اولش، خود و همه‌ی مردم را فرزندان خدا دانسته و در ادامه بار دیگر تصریح می‌کند که همین اکنون‌که این حرف‌ها را به زبان می‌آورم ما فرزندان خدا هستیم: «ملاحظه کنید چه نوع محبت پدر به ما داده است تا فرزندان خدا خوانده شویم؛ و چنین هستیم و ازاین‌جهت دنیا ما را نمیشناسد زیرا که او را نشناخت. ای حبیبان، الآن فرزندان خدا هستیم ...»[3] وی در اعمال رسولان نیز خود و مردم را فرزندان خدا دانسته و وفای خدا را به انسان‌ها به این دلیل می‌داند که آنان فرزندان خدا هستند: «که خدا آن را به ما که فرزندان ایشان میباشیم وفا کرد، وقتی‌که عیسی را برانگیخت، چنانکه در زبور دوّم مکتوب است که تو پسر من هستی، من امروز تو را تولید نمودم.»[4]

پولس نیز همانند عیسی مسیح و یوحنا، خود و مردم را فرزندان خدا شمرده و علاوه بر مشترک دانستن خود و مردم با عیسی مسیح، در اصل فرزند خدا بودن، خود و مردم را ورثه‌ی خدا دانسته و هم ارث با مسیح می‌داند و تصریح می‌کند همان‌گونه که در مصیبت‌ها با عیسی مسیح شریک و هم ارث هستیم، در قدرت و جلال نیز با او شریک ‌می‌باشیم: «و هرگاه فرزندانیم، وارثان هم هستیم، یعنی ورثه خدا و هم ارث با مسیح، اگر شریک مصیبت‌های او هستیم تا در جلال وی نیز شریک باشیم.»[5]

نتیجه اینکه به‌تصریح کتاب مقدس، همه‌ی انسان‌ها در کنار عیسی مسیح فرزندان خدا محسوب شده و فرزند خدا بودن اختصاصی به عیسی مسیح ندارد. حال اگر فرزند خدا بودن، دلیل بر الوهیت و خدا بودن یک شخص می‌شود، باید تمام انسان‌ها را که به تعبیر کتاب مقدس فرزند خدا هستند و با عیسی مسیح هم ارث هستند، خدا دانست که این اعتقاد، یقیناً موردپذیرش هیچ عاقلی نیست؛ و یا اینکه فرزند خدا بودن را دلیل بر الوهیت یک شخص ندانیم، در این صورت نه‌تنها مردم بلکه عیسی مسیح را نیز نباید خدا شمرد.

پی‌نوشت:

[1]. ترجمه‌ی قدیم کتاب مقدس، متی 5: 9.
[2]. همان، متی 6: 9-14.
[3]. همان، رساله‌ی اول یوحنا 3: 1-2.
[4]. همان، اعمال رسولان 13: 33.
[5]. همان، رومیان 8: 17.

تولیدی

دیدگاه‌ها

دوستان من لازم دیدم جوابی‌ بر خدای تجسم یافته در مظهری انسانی‌ بدم. از اینکه مسیح ذاتاً و حقیقتاً و طبیعتاً یک انسان هست، یک انسان پاک، شاکی‌ درش نیست، و همین افکار رو فریسیان و به اصطلاح دینداران آن زمانه داشتند. آنها هم خدای رو برای خود می‌پنداشتند که بزرگ است،نیرومند است، عظیم است و خارج از دسترس انسان ضعف قرار دارد، و همین طرز فکر باعث شد که مسیح رو انسانی‌ ذاتاً و حقیقتاً و طبیعتاً یک انسان بدانند. دوست من اگر شما خداوند رو اینگونه که فریسیان می‌پندارند هیچ ملامتی نیست ولی‌ بعد از تفحص و مطالعات نه تنها در کتاب انجیل بلکه در کتب دیگر، پی‌ میبرید که خداوند رحیم هم هست، خداوند عشق به مخلوقاتش دارد، خداوند عاشق همان روحی هست که در ابتدای خلقت در انسان بی‌ جان از خاک دمید. حالا که این رو هم از خصوصیت خداوند شناختیم می‌تونیم به تجسمش در مسیح صحبت کنیم. چرا خداوند مثل یک پدر و یا مادر دل سوز پیش فرزندانش نیات؟ چرا خداود که از هر کینه و بدی دور هستش نهایت و مخلوقش که گرفتار گناه هست رو نجات بده؟ جواب میدید که خداوند به اینکه خود به زمین بیات نیاز نداره و پیامبران رو فرستاد! البته که این کار رو کرد و نه ۱ و نه ۲ بلکه ۱۰۰‌ها پیام آور فرستد، ۱۰۰‌ها نبوتگر فرستاد، بی‌ نهیات معجزات کرد ولی‌ به یاد داشته باشیم تمام انسان‌ها گناه کردند و از جلال خداوند غافلند. اگر خداوند به معنی‌ واقعیه کلمه عشق و محبت هست، بنا بر این خود به پیش انسانش میاد، اگر خداوند می‌گوید که برای اینکه به ملکوت من وارد بشی‌ باید خدمتگذار مردم و کوچکترین باشی‌، بنابرین خود این کار رو میات و انجام میده و به ما الگو میدهد. اگر خداوند گفت که ملکوت من رو بروید به تمام مردم جهان بهسرات بدهید، بنابر این خود به زمین میات و به نشون میده که این ملکوت چیست، این مهر چیست، این محبت چیست. باید خداوند رو مثل یک پدر زحمت کش دید، باید خداوند رو به مانند یک مادر دل سوز دید، درسته که خداود عظیم والای برای من که فرزندشم پدر، درسته که خداوند بری از گناهه ولی‌ برای من که فرزند گناه کارشم سر چشمهٔ تطهیر. باید بتونم با خودم صحبت کنم، باید بتونم ببینمش. باید بتونم احساس و لمسش بکنم. در فارسی کهن داریم که: از دل برود هر آنکه از دیده برفت چگونه هست خدای که مثل من نشد و درد و رنج انسانی‌ رو تحمل نکرد رو میشود پذیرفت؟ اگر خداوند درد من رو تحمل نتونسته بکنه(همانطور که مسیح بر صلیب تحمل کرد) پس چطور می‌تونه با من هم درد باشه؟ میگویید خداوند اعظییم و درد رو احساس نمیکنه! پس چگونه با من یک دل و میدونه که من گناه کار و ضعف چگونه زندگی‌ پیش می‌برم؟ خداوند از بدی مبراست و هیچ تاریکی‌ در او نیست، و در این پیام تمام ادیان ابراهیمی با هم هم دل هستند. آفرین که این را می‌دانیم، بنابرین می‌دانیم که خداوند برای انسان هم این رو می‌خواهد که از بدی مبرا باشد و از گناه و تاریکی‌ پاک. یاد دارید زمانی‌ که آدم و حوّا در باغ عدن از فرمان خدا سرپیچی کردند چه شد؟ خداوند راه رفت در اونجا، خداوند صحبت کرد در اونجا، خداوند لباس داد به آنها، خداوند بخشید آنها را. خداوند انسان رو مجازات کرد و زمین و شیطان را لعنت کرد. خداوند مجازات کرد انسان رو، دقت کنید به این کلمه، و این مجازات یک روز باید به پایان برسد و رسید، زمانی‌ که خود دوباره در مسیح تجسم یافت. ولی‌ زمین هنوز در لعنت قرار دارد. فرزندم: قبول اینکه خداوند به زمین اومد و انسان شد، فهمی‌ فلسفی‌ و علمی‌ نیست، این قبول قبولی ایمانیست. ایمانی‌ که خداوند نمیخوات کور کورانه باشد، بلکه می‌خواهد با فهم و درک با مخلوط باشد. دلمون رو باز کنیم به لطف خدا و از هر مذهب و دینی باشیم قبول کنیم که خداوند هر چقدر هم که بزرگ باشه باز هم پیش من میات و من رو با دستش میگیره و لمس میکنه.

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.