آیا امام حسین(ع) شیعیان را نفرین کرد؟

  • 1395/08/19 - 16:05
وهابیت در جریان واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع) سعی دارند که کشته شدن پسر پیامبر را به گردن شیعیان بیندازند، لذا می‌گویند: شیعیان عراق امام حسین(ع) را دعوت کردند، بعد او را به شهادت رساندند، و از ره‌آورد این تفکر متاسفانه انگشت اتهام را به سمت شیعیان نشانه گرفته و این حادثه را از چشم شیعیان می‌بینند

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ فرقه ضاله وهابیت با عقاید خشک و افراطی، سعی دارند خودشان را پیشرو در مسائل دین قلمداد کنند و دین را آن‌طور که خودشان برداشت و استنباط می‌کنند، ارائه دهند؛ لذا نسبت به عقاید دیگر فرق و مذاهب اسلامی، هیچ‌گونه ارزشی قائل نیستند. اینان با برداشت‌های نابجا و به دور از تعقل و تفکر چنان ناهنجاری‌های عمیقی در بدنه اسلام وارد کرده‌اند، که این دین پر از رحمت و محبت در میان ادیان آسمانی به دینی سراسر خشونت و توحش معرفی گردیده است، و این میسر نشد، مگر به‌خاطر گروهی از افراد هواپرست و سبک مغزی که نه دین را فهمیده‌اند و نه تاریخ پرفراز و نشیب اسلام را آن‌طور که باید درک می‌کردند، حس نموده‌اند. اینان در جریان واقعه عاشورا و شهادت امام حسین (علیه السلام) سعی دارند که کشته شدن پسر پیامبر را به گردن شیعیان بیندازند، لذا در این‌باره می‌گویند: شیعیان عراق، امام حسین (علیه السلام) را دعوت کردند، بعد او را به شهادت رساندند، و از ره‌آورد این تفکر متاسفانه انگشت اتهام را به سمت شیعیان نشانه گرفته و در کتب و... این‌گونه شبهات و امثال آن را فراوان ذکر می‌کنند، و این حادثه را ازچشم شیعیان می‌بینند. ما در این مختصر نوشتار ابتدا دو مورد از طرح این شبهه را آورده و سپس به نقد و بررسی کلام آنان می‌پردازیم و قضاوت را به‌عهده خواننده می‌گذاریم، باشد تا حقیقت آشکار گردد.
احمد الکاتب به نقل از کتاب ارشاد شیخ مفید می‌گوید، امام حسین (علیه السلام) درباره شیعیان این‌گونه دعا کرده است: «اللهم ان متعّهتم الی حین ففرّقهم فرقاً، و اجعلهم طرائق قدداً ولاترض الولاه عنهم ابداً، فانهم دعونا لینصرونا، ثمّ عدوا علینا فقتلوه.[1] خدایا! این گروه را تا مدت معینی از دنیا برخوردار ساز و آنان را در فرقه‌ها و دسته‌جات متعدد قرار بده و هیچ‌گاه والیان را از آنان خرسند مساز، زیرا اینان ما را دعوت کردند، تا یاری کنند، اما بر خلاف انتظار با ما دشمنی کردند و ما را کشتند.»
و هم‌چنین محب الدین خطیب مصری در حواشی خود بر کتاب العواصم من القواصم ابن عربی، بعد از بیان نظر و تلاش‌های برخی از افرادی که می‌خواستند امام حسین (علیه السلام) را از سفر به عراق منصرف کنند می‌نویسد: «این همه تلاشی که افراد خیرخواه برای نرفتن امام حسین (علیه السلام) به کوفه کردند، بی‌نتیجه ماند. سفری که برای خودش و اسلام و امت اسلامی تا امروز و حتی تا روز قیامت زیان‌آور بوده و تمام این زیان‌ها به سبب جنایتی بود که شیعیان مرتکب شدند، زیرا آنان بودند که از روی نادانی و غرور و حسن فتنه‌انگیزی و ایجاد شرّ و اختلاف، حسین بن علی (علیهما السلام) را برای قیام و سفر به عراق برانگیختند.[2]
در نقد و بررسی این‌گونه تفکرات نادرست به افرادی که این‌گونه عقیده دارند، باید گفت:
اولاً: شیعه به معنی تابع و پیرو است، لذا اقدام کوفیان در قتل امام حسین (علیه السلام) منافات با مفهوم شیعه دارد و حتی اگر ثابت شود، قاتلین امام حسین (علیه السلام) روزی هم به ظاهر اظهار تشیع می‌کردند، با این جنایت ثابت کرده‌اند، که دشمن اهل بیت پیامبر هستند، نه پیرو آن‌ها.
سید محسن امین جبل العاملی در این زمینه در کتاب اعیان الشیعه می‌نویسد: «حاش لله ان یکون الذین قتلوه هم شیعته، بل الذین قتلوه بعضهم اهل طمع لایرجع الی دین، و بعضهم اجلاف اشرار، و بعضهم اتبعوا روساهم الذین قادهم حب الدنیا الی قتاله...[3] منزه است خداوند از این‌که قاتلین امام حسین (علیه السلام) از شیعیان باشند، بلکه کسانی‌که ایشان را کشتند، از اهل طمع بودند، که دین نداشتند و بعضی از اشرار نااهل بودند و بعضی از ایشان به دنبال رؤسای خود رفتند، رؤسایی که دوستی دنیا، ایشان را به جنگ حسین بن علی(علیهما السلام) کشانده بود، و در بین ایشان کسی از شیعیان و دوست‌داران حضرت نبود، اما شیعیان مخلص آن حضرت، همگی یاران او شدند و در این راه کشته شدند و درنگ هم نکردند، و تا آخرین لحظات زندگانی با تمام توان و نیرو یاری کردند؛ ... برخی دیگر نتوانستند یاری کنند، چرا که در زندان به‌سر می‌بردند؛ ... برخی دیگر خود را به خطر انداختند و از حصار ابن‌زیاد از کوفه خارج شدند و خود را به کربلا رساندند؛ ... اما این‌که ادعا شود، که یکی از شیعیان در جنگ با حضرت حضور داشته است، اصلاً صحت ندارد، و آیا می‌توان اعتقاد داشت، که شیعیان حضرت با علاقه‌ای که به حضرت داشته‌اند، به جنگ ایشان برود؟ هرگز! و همیشه چنین بوده است که طرفداران حق در هر زمانی اندک بوده‌اند...»
ثانیاً: تاریخ خود گواه بر این است، که مردم محبّ اهل بیت پیامبر بودند و این هجمه‌هایی که بر علیه مردم کوفه از طرف افراد بی‌اطلاع یا کم اطلاع صورت می‌گیرد، بی‌اساس است، مثلاً از باب نمونه می‌توان قیام توابین و قیام مختار ثقفی را عنوان کرد، که خود شاهد آشکار بر این مدعاست.
ثالثاً: آیا واقعاً شیعیان امام حسین (علیه السلام) این‌گونه بوده‌اند و در صحرای کربلا این‌طور جنایات از آنان صادر شده است؟ مثلاً ابن جوزی نمونه‌ای از جنایات لشگریان عمر بن سعد را این‌چنین نقل می‌کند: کودکی در لحظات آخر عمر امام حسین (علیه السلام) در دامنش نشست، که آن کودک را بی‌رحمانه به قتل رساندند،[4] و یا ذهبی در کتاب خود این‌گونه می‌گوید: وقتی آن خبیث گوشواره‌ی فاطمه دختر امام حسین را از گوش او می‌کشید، در همان حال گریه می‌کرد. فاطمه به او گفت چرا گریه می‌کنی؟ آن خبیث در جواب گفت: اگر من این کار را نکنم فرد دیگری گوشواره را می‌برد.[5]
البته شایان ذکر است که علمای اهل سنت مثل ابن اثیر[6] و بلاذری[7] و طبری[8] در کتب خود وقایع فجیع و تلخ حادثه کربلا را آورده‌اند، که همه این حوادث از ساحت شیعیان امیرالمومنین و امام حسین (علیهماالسلام) به دور است.
رابعاً: امام حسین (علیه السلام) در بیانات خود در روز عاشورا، به دشمنان خویش این‌گونه خطاب می کند و می‌فرماید: «ویلکم یا شیعه آل ابی سفیان، ان لم یکن لکم دین، و کنتم لاتخافون یوم المعاد، فکونوا احراراً فی دنیاکم هذه...[9] وای بر شما ای طرفداران خاندان ابوسفیان، اگر دین ندارید و از روز قیامت نمی‌ترسید، در دنیای خودتان آزاد باشید و به اصل خود بازگردید، اگر عرب هستید همان‌طور که گمان می‌کنید.»
پس نتیجه این‌که این دستاویز وهابیت و افرادی که به مانند اینان فکر می‌کنند، از اساس پوچ و باطل است و نفرین امام حسین (علیه السلام) مربوط به کسانی بوده که محبّ و شیعه اهل بیت پیامبر و خود آن حضرت نبودند، بلکه آنان پیرو خاندان بنی‌امیه بوده‌اند. کما این‌که بزرگان اهل سنت در کتب خود به آن اذعان دارند.

پی‌نوشت:

[1]. ارشاد، شیخ مفید، الاسلامیه، تهران، ایران، نرجمه رسولی محلاتی، ج2 ص110.
[2]. العواصم من القواصم،ابن عربی مالکی، المکتبه العلمیه، بیروت، لبنان، (1406ق)، ص231. پاورقی.
[3]. اعیان الشیعه، سید محسن امین، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، لبنان، تحقیق حسن امین، ج1 585.
[4]. المنتظم، ابن جوزی، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، تحقیق عبدالقادر، ج5 ص340.
[5]. سیر اعلام النبلاء، ذهبی، دارالفکر، بیروت، لبنان، (1417ق)، ج3 ص204.
[6]. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، (1424ق)، ج4 ص69-70.
[7]. انساب الاشراف، بلاذری، دارالفکر، بیروت، لبنان، (1417ق)، تحقیق ریاض زرکلی. سهیل زکّار، ص808-809.
[8]. تاریخ طبری، دارصادر، بیروت، لبنان، ج4 ص333.
[9]. الفصول المهمه، ابن صباغ مالکی، دارالحدیث، قم، ایران، تحقیق سامی غریری، ج2 ص827.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.